سیره سیاسی و اجتماعی امام رضا(ع)/ ميزان معرفت ما به سیره عملی ائمه (ع)

بازدیدها: 5

عضو پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در گفت و گو با مهر: در معرفت به ائمه از حیث عاطفی رشد خوبی داریم، اما از نظر معرفتی، معرفت ما در برابر عاطفه ای که به اهل بیت(ع) داریم نسبتاً کم است و از نظر عملی کمتر است.

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

بنويسيم: «الگوی ايرانی ـ اسلامی پيشرفت»؛ ننويسيم: «الگوی اسلامی ـ ايرانی پيشرفت»

  • دسته: یادداشت
  • سعيد بهمنی
  • بازدید: 2,526 views

بازدیدها: 23

چندی است واژه‌ای مرکب از کلمه «ايرانی» و «اسلامی» به ادبيات برنامه‌ريزی راهبردی کشور وارد شده است. جابه‌جايی در به‌کارگيری اين دو واژه سبب اختلاف نظرهايی در باره‌ی آن شده است. برخی اين واژه‌ی مرکب را با تقديم «اسلامی» به کار می‎برند و برخی در آن، «ايرانی» را مقدم می‌کنند. سخن اينجاست که کدام يک از اين دو کاربرد صحيح و موجّه است?

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

تصويرگری سيمای معصومان عليهم السلام (فايل صوتی)

بازدیدها: 5

به نقل از ايکنا:

تصوير‌گری دينی برای كودك و نوجوان محدوديت‌های بيشتری دارد.

گروه كودك و نوجوان: يك پژوهشگر قرآنی محدوديت‌های تصوير‌گری را در مورد مخاطب كودك و نوجوان بيشتر از مخاطب بزرگسال دانست و گفت: با توجه به اينكه اين تصاوير ذهن كودك را نسبت به معصومان(ع) شكل می‌دهند، بايد محدوديت‌های بيشتری قائل شويم.

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

زيارت، پيوند عاطفی، تجديد عهد و طلب

بازدیدها: 5

در مدينه مطلبی طرح شد و نظمی از معانی را در ذهنم ايجاد کرد. مطلب اين بود که چگونه زائر پيامبر اکرم ص باشيم؟

نظرم اين بود که ما در صورتی از بهره‌های زيارت برخوردار می‌شويم که عاطفه و آگاهی ما از کسی که زيارتش می‌کنيم به اندازه‌ای باشد که بتوانيم شخصيت او را به روشنی تصور کنيم و پيوند خود با او را بيابيم.

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

پرداختن به بی‌اهمیت‌ و بیهوده‌، چرا؟

بازدیدها: 4

  • چرا به بی‌اهميت‌ها و بيهوده‌ها می‌پردازم؟

نشانی غلط : محيط و ديگران

اين و آن را متهم می‌کنی که سبب کم‌کاری، کم‌حوصلگی يا پرداختن تو، به بيهوده‌ها می‌شوند. در اين نجوای درونی منشأ تاريکی، بی‌خيری و بی‌فروغی خودت را بيرون از خود می‌دانی و

اينگونه خيالت را از خودت راحت می‌کنی که مبادا به محاسبه و مؤاخذه خود بنشينی؛ چرا که وقتی منشأ نامطلوب‌ها بيرون از تو بود، مسئوليت چندانی نداری. تو که نمی‌توانی ديگران را تغيير دهی و تأثير تعيين‌کننده‌ای بر محيط داشته باشی. پس آنچه بر تو می‌گذرد خارج از اختيار و توان توست.

نشانی غلط

همين نشانی غلطی که نفس تو برایت قرائت می‌کند و همين جريان درونی، نفس اماره‌ات را آن سوی اين نجوای بی‌اساس پناه می‌دهد و تو ديگر از خود، آن‌گونه که بايد گلايه‌مند نخواهی بود. ديگر گلايه‌مند نيستی که اين همه آشفتگی در فکر و نيات و رفتار تو چه می‌کند. با اين نشانی غلطی که برای خود فراهم کرده‌ای، نفس اماره‌ات حاشيه امنی پيدا کرده و تو را با هر بيهوده و کم‌ارزشی پيوند می‌دهد. با اين توجيه که عوامل اين نمودهای کم‌ارزش در تو، ديگران و بيرون از تو هستند.

شايد از تو انتظار نمی‌رود که که حريم‌ها را بشکنی و مرتکب فلان هتک و فسق شوی، همينکه به اهم نپردازی کافیست. برای تو شيطان به همين هم راضی است. برای او مطلوب است که تو به آن همه توانايی که می‌توانی، نرسی. اگر او با همين نشانی غلطی که با همراهی نفست برايت فراهکم کرده، تو را از رسيدن به فعليت آن توانايی بازدارد، برایش کافيست. تو که بايد در مسير توسعه و توانايی هستی و می‌روی که با تأسی به الگوی شايسته هستی، خود الگوی شايسته باشی، اگر او موفق شود که تو را از اين مسير اهم بازدارد و به مسيرهای ديگری حتی مهم بکشاند، تو را به شکست واداشته و خود موفق شده و تو را به بی‌راهه کشانده است.

نشانی درست

همه اين‌ها از نشانی غلطی است که قرائت آن را از نفس خود پذيرفته‌ای. اين نشانی که نفس اماره به ياری شيطان برايت پرداخته، غلط است. اين نشانی، برايت نتيجه‌ای جز حيرت نخواهد داشت. اگر تو به بيهوده‌ها و کم‌ارزش‌ها می‌پردازی، اگر تو نظم و انتظام در تفکر نداری، اگر سامانه نيات تو که به منزله هسته مرکزی منش و صيرورت توست، بی‌سامان است، اگر رفتار تو هيچ شباهتی به اسوه حسنه ندارد، برای اين است که خود عامل آنی و لاغير. نشانی عاملِ نامطلوب، همين‌جا در ميان اضلاع وجودی خودِ توست. اين تويی که اين‌همه را در کتيبه هستی ثبت می‌کنی نه ديگری. حتی اگر عواملی بيرونی هم باشند، باز هم اين تويی که آنها را به خود راه داده و هنوز سامانه دفاعی‌ات را در برابر آن‌ها به‌سامان نساخته‌ای. از همين روست که هر کم‌ارزش و بيهوده‌ای به ذهن، عاطفه و رفتارت راه پيدا می‌کند. گويی هيچ حصن و ديواری نداری.

انتظار

اگر اثر تعيين‌کننده ديگران و محيط را هم بپذيريم. انتظار اين نيست که روزها و ماه‌ها و سال‌ها بگذرد و تو هنوز بازيچه دست اثر ديگران و محيط باشی. اگر اثر محيط و ديگران بهانه است که تکليف روشن است.

در هر حال تو خودت را گرامی بدار، سامانه دفاعی خود را در برابر نفس و شيطان به حدی برسان که تو را از انجام کم‌اهميت‌ها و بيهوده‌ها بازدارد؛ تا آنجا که فقط به اهم‌ها بپردازی و نه حتی به مهم‌ها. هر چيز اهل و اصحابی دارد،  تو فقط اهل اهم‌ و اصلی باش.

انتظار آن است که انديشه و عمل تو به سطحی از توانايی و ورزيدگی رسيده باشد که بتواند اين اثرها را بی‌اثر و بهانه‌ها را از نفست بگيرد. سطحی از مهارت در انديشه و عمل که ملکه وجوديت شده و رفتارهای تو را برای ديگران به صورت الگوی مطمئنی درآورد.

دور از انتظار است که تو مدام در دام شيطان و نفس و خلق و دنيا گرفتار باشی. از تو انتظار هست که دام‌گريز و دورپرواز باشی و همه را از اين‌که به دامت اندازند مأيوس و نااميد سازی. همه قوه‌هايت را به فعليت برسانی و  هر جا که هستی مبارک و خوش‌يمن باشی. از تو همين انتظار است و نه هيچ انتظار ديگر. خود دانی.


VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)