نظم و ادب، به صورت یا به سیرت (۱)

معبد کودکوقتی کودکی بیش نبودی هیچ برایت نظم و ادب و آراستگی مفهومی نداشت، نه در صورت و نه در سیرت. کسی هم چندان خرده‌ای بر تو نمی‌گرفت. دیگری تر و خشکت می‌کرد. هر گاه سرووضعت را به هم می‌ریختی، همواره مادر یا كسی بود که آراستگی‌ات را تأمین کند. آن موقع کسی انتظار نداشت،تو خود به تنهایی، نظم، ادب و قواعد تعامل با محیط را رعایت کنی. حتی بی‌نظمی و شیطنت‌های تو خنده و تفریح دیگران را سبب می‌شد. اما نه مادر  و نه دیگری، نه آن زمان و نه هر زمان دیگر نمی‌تواند آراستگی و نظم و ادب درونی تو را بی‌آنکه خود دست‌به‌کار شوی رقم بزند.
VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

در کدام صف به انتظاری

صف بسیار طویل شركت در انتخابات
می‌گفت:‌ من تویِ هیچ صفی نیستم. بعضی تو صف پنیرند، بعضی تو صف قند و شكرند، بعضی تو صف استادیند، بعضی تو صف ریاست و مسندند، بعضی تو صف نمایندگی مجلسند، بعضی تو صف مرجعیت و زعامتند و … ؛ ولی من تو هیچ صفی نیستم. من آماده رفتنم. نه كه اگه بگه بریم، بگم: صبر كن ساكمو بردارم. نه. ساكمم دستمه. اگه بگه بریم . می‌گم: بریم.

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

ورود بر آينده

«ورود» به آینده ماجرایی است كه كمتر به آن توجه كرده‌ایم. ما معمولا عابریم. زمان بر ما می‌گذرد بی‌آنكه ورودی بر آن داشته باشیم.  ورود واژه‌ای عربی است، برای دستیابی به ظرفیت معنایی این واژه لازم است  كاربردهای آن  در این زبان را بررسی كنیم. «وَرَدَ» (1) برای رفتن به سرچشمه به قصد برداشتن یا نوشیدن و سیراب شدن از آب به كار برده می‌شود. به كسی كه به سرچشمه می‌رود «وارد» می‌گویند.

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

عبور از معبر ۴۹

دیروز وارد پنجاه‌سالگی شدم.امروز چهل و نه سال و یک روز از اول فروردین سال 1340، روزی که به دنیا آمدم گذشته است. اگر از امسال عبور کنم نیم قرن را پشت سر گذاشته‌ام. گفتم: وارد پنجاه سالگی شدم. قطعاً این یک ادعاست. برای اثبات آن به اثبات مؤلفه‌هایی نیاز هست که باید وجود آنها احراز شود تا بتوان ادعا کرد که وارد این مقطع از عمر شده‌ام.
VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

حفاظت شده: بررسی ایده پژوهش در باره مدیریت در قرآن

این محتوا با رمز محافظت شده است. برای مشاهده رمز را در پایین وارد کنید:

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 1.0/5 (1 vote cast)