پيوندِ عينی‌ با دعای کميل

ماجرای دريافت لوح و عنوان خادم قرآن در مراسم افتتاحيه‌ی نوزدهمين نمايشگاه بين‌المللی قرآن کريم، مرا بيش از هر زمان ديگری با دعای کميل پيوند زد.

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 5.0/5 (1 vote cast)

اکنون لحظه‌ای تو را با نگاه علی می‌نگرم

ای در آسمان و زمين ستوده، خواستم تو را ستايش کنم، اما در قلبم خشوع و لطافت لازم را نديدم. دلم سخت گرفت. فقر معرفتی و قساوتی که غفلت‌ها و غرورها همراهم ساخته‌اند چشم و زبانم را بسته و مرا از وصف و ستايش تو آنچنان که شايسته‌اش هستی محروم ساخته.

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 4.0/5 (2 votes cast)

20 برنامه قرآنی 30 دقیقه‌ای کودک و نوجوان برای رسانه ملی تولید می‌شود

مدیر گروه علوم قرآن مرکز فرهنگ و معارف قرآن: 20 برنامه قرآنی 30 دقیقه‌ای کودک و نوجوان برای رسانه ملی تولید می‌شود
خبرگزاری رسا ـ مدیر گروه علوم قرآن مرکز فرهنگ و معارف قرآن گفت: 12 داستان کوتاه مصور قرآنی با شمارگان 20 هزار نسخه در راستای تأمین برنامه‌های منشور توسعه فرهنگ قرآنی از سوی مرکز فرهنگ و معارف قرآن کریم تهیه و منتشر خواهد شد.

به گزارش خبرگزاری رسا به نقل از روابط عمومی دفتر تبلیغات اسلامی، حجت‌الاسلام سعید بهمنی، مدیر گروه علوم قرآن مرکز فرهنگ و معارف قرآن کریم گفت: اولویت در تأمین برنامه‌های منشور توسعه فرهنگی که بر عهده دفتر تبلیغات اسلامی گذاشته شده است فرهنگی و تبلیغی است.
وی با اشاره به تولید برنامه‌های آموزشی، پژوهشی و فرهنگی تبلیغی از سوی کمیته تأمین برنامه منشور توسعه فرهنگ قرآنی، اظهار کرد: اعزام منشور توسعه فرهنگ قرآنی کشورمبلغ تخصصی تفسیر به تعداد 50 نفر به استان‌های سراسر کشور از جمله این برنامه‌ها است.
وی افزود: افزایش تبلیغ گروهی با گرایش قرآنی از 200 گروه به 450 گروه تبلیغی و افزایش تبلیغ بشیران جوان از 800 نفر به چهار هزار نفر از دیگر این برنامه‌ها است.

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

نزدیک‌تر بیا، دیگر خطری نیست، سر حسین را برده‌اند

نمى‌خواهد بترسى، معرکه تمام شده و سرحسین را برده‌اند، به کوفه فرستاده‌اند، نزدیک بیا. بلند شو، خبرى نیست، خطرى نیست، گوش‏هایت را نزدیک بیاور، نزدیکتر.

بيا تا ببينی که او آتش عشق و گل گل آن است.

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

ماه من تابان تا سرچشمه کوثر

نيم روزِ حادثه

گاهی عاشورا را در یک عصر عاشورا می‌بينيم. گاهی به صبح و عصر و شام غريبان و کوفه و شام و سپس مدينه هم می‌پردازیم.  همه اين‌ها به گونه‌ای ما را به کربلا و اباعبدالله ع پيوند می‌دهد و عاطفه و سرشکی را رقم می‌زند. البته عاشورا تابلوی بی‌نظيری است که لحظه لحظه آن هنرنمايی يکی از بندگان صالح و معصوم خدا و گروهی از پيروان اوست. تابلوی شگفتی که چشم‌انداز افق و گستره شگفتی‌های آن تا ابديت امتداد دارد. لحظه لحظه عاشورا و نقش‌آفرينی ياران ثارالله درس‌آموز و در نهايتِ لطف و زيبايست. در اين بحثی نيست.

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

باز باران

کودک عزادار گريان

باز باران پر ز ناله

می‌خورد بر بام خانه

يادم آرد کربلا را

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

نقشه مهندسی فرهنگی کشور؟

در روزهای چهارشنبه، پنج‌شنبه و جمعه سوم تا پنجم آذر 1389، جلسات نسبتا متراکم کارگروه مهندسی فرهنگی در محل هتل اشراق مشهدالرضا به میزبانی کمیسیون حوزوی دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی برگزار شد. در این جلسه تعدادی دانش‌آموختگان حوزه علمیه و برخی کارشناسان و مسئولان کمیسیون‌های دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی حضور داشتند…
VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

مستقیم بهشت

امروز یاد شهید اصغر عسکری طلبه آبادانی افتادم که در سال 1365 شهید شد. برخی جملات او را با سید مجید مرور می‌کردم. به یاد می‌آورم که در آخرین روزهایی که قصد اعزام به جبهه را داشت دوستان با او گفت و گویی داشتند و مطالب را ضبط کرده بودند. اصغر می‌گفت: من همه چیز را پشت سر گذاشته‌ام، فرزند، همسر و همه چیز را و به هیچیک وابستگی ندارم. گویی دلتنگ شهادت بود. یادش به خیر.
سید مجید هم از قول او نقل می‌کرد که گفته بود: در طول تاریخ همواره عالمان، صالحان و عرفا در جست و جوی راهی بوده‌اند که آنها را مستقیم و بدون حساب و کتاب و دردسر به بهشت ببرد. تنها راهی که مستقیم به بهشت ختم می‌شود شهادت است. اگر شهید شویم مستقیم وارد بهشت می‌شویم. گمانم استاد صفایی نیز شعر «سینه‌سرخان مهاجر» را به مناسبت شهادت اصغر سرود. به هر حال، یادش به خیر و بهشت بر او گوارا باد.

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

به ياد انتقال

معمولا این روزها هر کس را می‌بینم، لحظه انتقال او از دنیا را تصور می‌کنم. فرقی نمی‌کند، بزرگ یا کوچک، مرد یا زن، خردسال یا سالخورده، حتی وقتی به اشیا دیگر هم نگاه می‌کنم، مراحل نابودی و تلاشی آنها در ذهنم مرور می‌شود.
VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

بزرگ‌تر از زمین ما

امروز با سید مجید (1) در باره تأثیر اقتضایی یا تام لقمه حرام بر عاقبت انسان صحبت‌هایی داشتم. من تأكید داشتم كه تأثیر لقمه حرام و حتی حرام‌زادگی صرفا اقتضایی است و نمی‌تواند همه چیز باشد، در غیر این صورت حجّت خداوند متعال بر چنین افرادی تمام نخواهد بود. افزون بر این، داستان یوسف و موسی علیهماالسلام به روشنی نشان می‌دهد كه اثر وضعی این لقمه‌ها حتمی و تخلف‌ناپذیر نیست. این دو بزرگوار لقمه پادشاه و فرعون را خوردند كه بعید است لقمه بی‌مشكلی باشد، و معصوم بودند و عصمت‌آفرین و خوش‌عاقبت‌ترین انسان‌های تاریخ بشریت.
VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

نشان‌ و نشانه‌ها

نشان‌ها

از دیروز موضوعی كه آن را نشان‌ و نشانه‌ها می‌نامم ذهنم را به خود مشغول كرده است. هر از چندگاه به طور رسمی و غیررسمی برخی به نشان‌هایی نشان‌دار می‌شوند، از نشان‌های بسیار رائج مانند  نشان‌هایی كه  پس از گذراندن دوره تحصیل دریافت می‌كنند و از آن پس به آن نشان خوانده می‌شوند. 
VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

ورود بر آينده

«ورود» به آینده ماجرایی است كه كمتر به آن توجه كرده‌ایم. ما معمولا عابریم. زمان بر ما می‌گذرد بی‌آنكه ورودی بر آن داشته باشیم.  ورود واژه‌ای عربی است، برای دستیابی به ظرفیت معنایی این واژه لازم است  كاربردهای آن  در این زبان را بررسی كنیم. «وَرَدَ» (1) برای رفتن به سرچشمه به قصد برداشتن یا نوشیدن و سیراب شدن از آب به كار برده می‌شود. به كسی كه به سرچشمه می‌رود «وارد» می‌گویند.

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

عبور از معبر ۴۹

دیروز وارد پنجاه‌سالگی شدم.امروز چهل و نه سال و یک روز از اول فروردین سال 1340، روزی که به دنیا آمدم گذشته است. اگر از امسال عبور کنم نیم قرن را پشت سر گذاشته‌ام. گفتم: وارد پنجاه سالگی شدم. قطعاً این یک ادعاست. برای اثبات آن به اثبات مؤلفه‌هایی نیاز هست که باید وجود آنها احراز شود تا بتوان ادعا کرد که وارد این مقطع از عمر شده‌ام.
VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

سرمست

دیروز، مؤمن‌زاده به دیدنم آمد. یکپارچه تواضع بود و ادب. حضور او، محل کار مرا آکنده از لطف کرده بود. این حالت بر سیدمجید هم بی‌تأثیر نبود. با محبت و اشتیاق نوشیدنی‌ای برایش آماده کرد و او هم نشست.
VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

راضی

صبح مؤمن‌زاده را دیدم. محمدرضا مؤمن‌زاده. که در سال‌های 62 و 63 (بیست و پنج سال پیش) منزل مجاور میدان نوِ خود را به شفاعت استاد صفائی به طور رایگان در اختیار من و تعدادی قرار داده بود. در طول آن مدت هیچ چیز که ما را ناراحت کند در او ندیدم. همواره راحت و بی‌منّت و بسیار متواضع و مهربان بود.
VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)