در باره خمس ماهواره و عروسی طبق احکام عمل نمی‌کند نمی‌دانم چه کنم؟

چندی پيش يادداشتی مبنی بر تقاضای مشاوره در باره برخی مسائل دريافت شد. مشاوره‌جو با معرفی استاد خود به پايگاه اطلاع‌رسانی مراجعه کرده و در بيانی ساده و روان به بيان برخی مسائل به شرح ذيل پرداخته است:

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

راه شکوفايی و باروری استعدادها و نعمت‌ها در فرصت زندگی

لحظات، دقيقه‌ها، ساعت‌ها، روزها، هفته‌ها و ماه‌ها و سال‌هايم را بی‌حاصل يا کم‌حاصل می‌بينم. کارها انباشته و سپس فراموش می‌شود. حاصل کار فراتر از باريکه‌ای ضعيف از اهداف نيست.  

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

آغاز فصلی ديگر

چهار فصل امروز پايان يک مرحله و آغاز مرحله‌ای ديگر است. پايانی که ياد آن، دل‌تنگم می‌کند و آغازی که ياد آن، نگرانم می‌کند. آداب اين روز و اين لحظه‌ها چيست؟ اين روز و اين لحظه‌ها را چگونه سپری کنم؟

زمين چهار فصل است و هر زمين و زمانی فصل‌هايی دارد.

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

سرمايه‌گذاری و بيشترين سود

با فراغتی که به دست آورده‌ای فرصت‌هايی پيش رو داری، می‌توانی به سرمايه‌گذاری بپردازی و از نتايج آن بهره‌مند شوی. اما کدام سرمايه‌گذاری؟

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 5.0/5 (1 vote cast)

زيارت، پيوند عاطفی، تجديد عهد و طلب

در مدينه مطلبی طرح شد و نظمی از معانی را در ذهنم ايجاد کرد. مطلب اين بود که چگونه زائر پيامبر اکرم ص باشيم؟

نظرم اين بود که ما در صورتی از بهره‌های زيارت برخوردار می‌شويم که عاطفه و آگاهی ما از کسی که زيارتش می‌کنيم به اندازه‌ای باشد که بتوانيم شخصيت او را به روشنی تصور کنيم و پيوند خود با او را بيابيم.

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

زن و شوهر، تلاطم‌ در روابط و انواع تحليل

برخی هنگامی که با احساس بن‌بست مواجه می‌شوند، ذهن خود را به عوامل ناشناخته معطوف می‌کنند. اين احساس زمانی رو به شدت می‌گذارد که رابطه‌ی مطلوبی را در حال تخريب و فروپاشی ببينند، به‌ويژه اگر رابطه‌ی محبت‌آميز و يا دست‌کم معمولی ميان دونفر مانند زن و شوهر دست‌خوش  تلاطم شده، طرفين راهی برای بازگشت به وضعيت مطلوب نداشته باشند.

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

روحانی و انتظارها

انتظارها و دور از انتظارها

بسياری انتظارهايی شگفت از شخص روحانی دارند که چندان بجا نيست؛ برای مثال، انتظار دارند همه‌ی روحانيان از عوالم غيب و موجودات ماورايی  خبر داشته باشند و تأويل خواب و رؤيا و نظاير آن را بدانند. اين انتظارات شگفت را معمولاً در تعامل ديگران با خود می‌بينيم. اگرچه اين انتظارات از امثال من بجا نيست، ولی چندان هم غيرطبيعی نيست؛ به سه دليل:

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

بازنگری در ايفای نقش‌ همسران و خروج از بن‌بست (تبديل)

چندی پيش در نمايشگاه بين‌المللی قرآن کريم (1388)، وضو ساخته بودم و قصد ادای نماز در مصلا داشتم. در مقابل در ورودی نمايشگاه خانمی جلو آمد و گفت پرسش‌هايی دارد. عجله داشتم؛ نگران بودم که وقت زيادی از من بگيرد؛ با اين حال، ايستادم و به حرف‌هايش گوش دادم.

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 5.0/5 (1 vote cast)

نسبت‌ها و فرصت‌ها

گفتی: رنج‌هایی در جانت لانه ساخته‌اند و رهایت نمی‌کنند. تقصیر را گردن دیگران می‌اندازی، و برای عیب‌ها و ضعف‌ها و واماندگی‌هایت دلیل‌هایی بیرون از خودت داری، درجا می‌زنی و مشکل‌هایت رو به فزونی است و حل نمی‌شوند.

نسبت‌ها نسبت‌ها نسبت‌ها

بسیاری از رنج‌ها و راحتی‌ها از نسبت‌های ما با همه آنچه با آنها ارتباط داریم ناشی می‌شود.

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

فقر و غنای رفتاری

شکوه  می‌کنی که عمل و رفتار تو با آنچه بايد، فاصله‌ها دارد. بسياری از آنچه بايد در اعمال تو نيست. همين اندکی هم که هست، بی‌رمق، کم‌فروغ و ناخالص است.

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

بی‌مثال

اگر بخواهی به جاه و مالی برسی موانع فراوانی پيش رو داری که بايد برای رسيدن به آن، يک يک آنها را برداری، به ويژه لازم است  رقيبان را به دقت زير نظر داشته باشی. رقيبانی که چه بسا هر روز آنها را می‌بينی که چگونه آنها نيز چون تو بی‌صبرانه در طلب هستند. البته پيشتر بايد اقتضائات و موجبات رسيدن به آن را فراهم کرده باشی. اگر بر موانع و مشکلات بيرونی هم فائق شدی آنگاه احتمالاً به سطحی از مال و جاهی که آرزومندش هستی خواهی رسيد.

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

پرداختن به بی‌اهمیت‌ و بیهوده‌، چرا؟

  • چرا به بی‌اهميت‌ها و بيهوده‌ها می‌پردازم؟

نشانی غلط : محيط و ديگران

اين و آن را متهم می‌کنی که سبب کم‌کاری، کم‌حوصلگی يا پرداختن تو، به بيهوده‌ها می‌شوند. در اين نجوای درونی منشأ تاريکی، بی‌خيری و بی‌فروغی خودت را بيرون از خود می‌دانی و

اينگونه خيالت را از خودت راحت می‌کنی که مبادا به محاسبه و مؤاخذه خود بنشينی؛ چرا که وقتی منشأ نامطلوب‌ها بيرون از تو بود، مسئوليت چندانی نداری. تو که نمی‌توانی ديگران را تغيير دهی و تأثير تعيين‌کننده‌ای بر محيط داشته باشی. پس آنچه بر تو می‌گذرد خارج از اختيار و توان توست.

نشانی غلط

همين نشانی غلطی که نفس تو برایت قرائت می‌کند و همين جريان درونی، نفس اماره‌ات را آن سوی اين نجوای بی‌اساس پناه می‌دهد و تو ديگر از خود، آن‌گونه که بايد گلايه‌مند نخواهی بود. ديگر گلايه‌مند نيستی که اين همه آشفتگی در فکر و نيات و رفتار تو چه می‌کند. با اين نشانی غلطی که برای خود فراهم کرده‌ای، نفس اماره‌ات حاشيه امنی پيدا کرده و تو را با هر بيهوده و کم‌ارزشی پيوند می‌دهد. با اين توجيه که عوامل اين نمودهای کم‌ارزش در تو، ديگران و بيرون از تو هستند.

شايد از تو انتظار نمی‌رود که که حريم‌ها را بشکنی و مرتکب فلان هتک و فسق شوی، همينکه به اهم نپردازی کافیست. برای تو شيطان به همين هم راضی است. برای او مطلوب است که تو به آن همه توانايی که می‌توانی، نرسی. اگر او با همين نشانی غلطی که با همراهی نفست برايت فراهکم کرده، تو را از رسيدن به فعليت آن توانايی بازدارد، برایش کافيست. تو که بايد در مسير توسعه و توانايی هستی و می‌روی که با تأسی به الگوی شايسته هستی، خود الگوی شايسته باشی، اگر او موفق شود که تو را از اين مسير اهم بازدارد و به مسيرهای ديگری حتی مهم بکشاند، تو را به شکست واداشته و خود موفق شده و تو را به بی‌راهه کشانده است.

نشانی درست

همه اين‌ها از نشانی غلطی است که قرائت آن را از نفس خود پذيرفته‌ای. اين نشانی که نفس اماره به ياری شيطان برايت پرداخته، غلط است. اين نشانی، برايت نتيجه‌ای جز حيرت نخواهد داشت. اگر تو به بيهوده‌ها و کم‌ارزش‌ها می‌پردازی، اگر تو نظم و انتظام در تفکر نداری، اگر سامانه نيات تو که به منزله هسته مرکزی منش و صيرورت توست، بی‌سامان است، اگر رفتار تو هيچ شباهتی به اسوه حسنه ندارد، برای اين است که خود عامل آنی و لاغير. نشانی عاملِ نامطلوب، همين‌جا در ميان اضلاع وجودی خودِ توست. اين تويی که اين‌همه را در کتيبه هستی ثبت می‌کنی نه ديگری. حتی اگر عواملی بيرونی هم باشند، باز هم اين تويی که آنها را به خود راه داده و هنوز سامانه دفاعی‌ات را در برابر آن‌ها به‌سامان نساخته‌ای. از همين روست که هر کم‌ارزش و بيهوده‌ای به ذهن، عاطفه و رفتارت راه پيدا می‌کند. گويی هيچ حصن و ديواری نداری.

انتظار

اگر اثر تعيين‌کننده ديگران و محيط را هم بپذيريم. انتظار اين نيست که روزها و ماه‌ها و سال‌ها بگذرد و تو هنوز بازيچه دست اثر ديگران و محيط باشی. اگر اثر محيط و ديگران بهانه است که تکليف روشن است.

در هر حال تو خودت را گرامی بدار، سامانه دفاعی خود را در برابر نفس و شيطان به حدی برسان که تو را از انجام کم‌اهميت‌ها و بيهوده‌ها بازدارد؛ تا آنجا که فقط به اهم‌ها بپردازی و نه حتی به مهم‌ها. هر چيز اهل و اصحابی دارد،  تو فقط اهل اهم‌ و اصلی باش.

انتظار آن است که انديشه و عمل تو به سطحی از توانايی و ورزيدگی رسيده باشد که بتواند اين اثرها را بی‌اثر و بهانه‌ها را از نفست بگيرد. سطحی از مهارت در انديشه و عمل که ملکه وجوديت شده و رفتارهای تو را برای ديگران به صورت الگوی مطمئنی درآورد.

دور از انتظار است که تو مدام در دام شيطان و نفس و خلق و دنيا گرفتار باشی. از تو انتظار هست که دام‌گريز و دورپرواز باشی و همه را از اين‌که به دامت اندازند مأيوس و نااميد سازی. همه قوه‌هايت را به فعليت برسانی و  هر جا که هستی مبارک و خوش‌يمن باشی. از تو همين انتظار است و نه هيچ انتظار ديگر. خود دانی.


VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

فوق‌العاده و بی‌نظیر

می‌خواهم فوق‌العاده و بی‌نظير باشم. چه کنم؟

برای اينکه فوق‌العاده و بی‌نظير باشی، فوق‌العاده معمولی باش. مراقب باش هرگز  هرگز به هيچ ادا و اطوار بيهوده‌ای گرفتار نشوی. از هر تکلّفی‌ فاصله بگير. آيا نمی‌دانی که همه زيبايی‌ها در طبيعی بودن است. اگر به تصنّع  رو آوری و به تکلّف مبتلا شوی، بی‌تراوت، دست‌تهی و بی‌چيز خواهی شد. آنها که با تکلّف و تصنّع پيوند می‌خورند، در حقيقت آنچه ندارند را از رفتار پرطمطراق و بی‌روح گدايی می‌کنند. اساساً هر جا تکلّف و تصنّعی می‌بينی نشان از جهل و جهالت و نداری است. آنها که دارند و می‌دانند و دانسته عمل می‌کنند، بسيار طبيعی و معمولی‌اند. هيچ ادا و اطوار بيهوده ندارند و نمی‌توانند که داشته باشند؛ چرا که شکل و شاکله آنها غنی‌تر از آن است که اين چيزها به صفحه وجودشان راه پيدا کند.

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

اقدام به‌هنگام و گذر زمان

اقدام به هنگام و گذرزمان

آرزو

آرزو داريم به‌هنگام اقدام كنيم و هر كاري را در زمان خود انجام دهيم، اما كمتر اتفاق مي‌افتد كه به اين امر موفق شويم. معمولا نسبت به گذر زمان بي‌خيال هستيم. براي اقدام به هنگام نيازمند شناخت، انگيزه و رفتارهايي هستيم كه فراهم آمدن همه آنها، توفيق اقدام به هنگام را ميسر مي‌سازد.

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

شایسته‌ترین دل‌مشغولی

دل‌مشغولی‌های ما كدامند؟

برخی اولین دل‌مشغولیشان افزودن دارائیست. منقول و غیرمنقول. در برخی طلب جاه و شهرت بر فزون‌خواهی در دارائی می‌چربد. برخی به دنبال اعتبارات علمی و صنفی هستند. مدرك بالاتر، وجاهت علمی و تخصصی بیشتر و بیشتر. هر یك از موارد یادشده می‌تواند سبب دل‌مشغولی انسان شود. به گونه‌ای كه حساسیت تو را در تعامل اجتماعی برانگیزد و سلوك درونی‌ات را برابر این حساسیت‌ها رقم بزند.
VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)