کرانه امیدواری

شکفتن بهاریدر جمع اتفاقی‌ای كه در نوشته پیشین در باره آن سخن گفتم، حدیث دیگری هم یادآوری شد كه به نظرم رسید فوق‌العاده مورد استقبال قرار گرفت. یادكرد آن حدیث خالی از لطف نیست.سخنی که وجود را بهاری و سر و سرّت را پر از شکوفه و شکوفايی می‌کند.
پیشتر گفتم كه شخصی (1) در آن جمع شعر می‌خواند. شنگول بود، بشكن می‌زد و مطالبی می‌گفت. (2) در حقیقت مطالبی كه من می‌گفتم ذیل و حاشیه مطالب وی بود. از جمله گفته‌های او این بود كه باید بی‌خیال بود و لاأبالی؛ چرا كه خدا هم لاأبالیست.
گفتم: باقطع نظر از دیگر مطالب ایشان، این سخن كه خدا لاأبالیست درست و مستند به روایت است و روایتی را كه اخیرا آقای دكتر منصوری نقل كرده بود برای جمع گفتم.
فضای این روایت زمانی است كه آدم ع با اغوای شیطان به شجره نهی‌شده نزدیك شده و سپس با راهنمایی خدا توبه كرده و توبه‌اش پذیرفته شده  است. آدم ع كه خود به وسیله شیطان اغوا شده؛  اكنون نگران فرزندان آینده خود یعنی همه بشریت است. او با خدا گفتگویی را آغاز می‌كند كه  حكایت آن چنین است:
 

زمانی كه خدا آن توانایی را به ابلیس داد،
آدم گفت: ای پروردگار من! ابلیس را بر فرزندانم مسلط ساختی و او را در میان آنان چون خون در رگها به جریان درآوردی و آن‌گونه او را توانا ساختی، پس برای من و فرزندام چه چیزی [در مقابل او] در نظر گرفتی؟
فرمود: برای تو و فرزندانت به ازای هر بدی یك برابر و به ازای هر خوبی ده برابر قرار دادم.

گفت: پروردگارا بیفزای.

فرمود: باب توبه گشوده است تا زمانی كه نفس به حلقوم برسد.

گفت: پروردگارا بیفزای.

فرمود: می‌آمرزم و (لاأبالی) إبا نخواهم كرد.
گفت:‌ مرا بس است. (3)

بنابراین، خدا هم لاأبالیست؛ اما در آمرزش گناهان و برای تائبان.  او به قدری توبه‌كنندگان را دوست می‌دارد كه در آمرزش كسانی كه متذكر،‌ نادم و مستغفر شده و به سوی خدا بازگشته‌اند لاأبالی‌گری می‌كند و از هیچ كس و هیچ چیز باكی ندارد كه گناه چه كسی را و با حجمی را می‌آمرزد.
راستی كه كرانه امیدواری ناپیداست. امیدی كه می‌تواند آینده را برایت بسیار دل‌پذیر سازد؛ اگر كه نسبتِ مطلوب را با گذشته‌ات برقرار كرده باشی و برای ورود برتر به آینده آماده باشی.
اگر چنینی، قرارگرفتن در آستانه ورود به نوروزهای پیش‌رو گرامیت باد كه  پس از این، هر روزت نوروز است. آماده شکوفایی باش که همه فصل‌هایت بهار خواهد بود.


پی‌نوشت

(1) نامش كمال بود. شعرهای زیبای بسیاری در حافظه داشت. به شیوایی شعر می‌خواند و در موارد بسیاری برداشت‌های مناسبی از قرآن و روایات ارائه می‌كرد. می‌گفت دكترای كشاورزی دارد و استاد دانشگاه است. اگر به وبسایت سر زد و شعرهایش را برایم فرستاد آنها را در سایت قرار خواهم داد.
(2) شاید تلاش می‌كرد از طریق این رفتار ملامت دیگران را جلب كند و به شیوه صوفیان ملامتیه برای خود در آن فضا ریاضت و سلوكی را دست و پا كند.
(3) نور الثقلین / ج 1 / ص 785: «لما اعطى الله ابلیس ما عطاه من القوة ، قال آدم : یا رب ! قد سلطت إبلیس على ولدی ، و أجریته منهم مجرى الدم من العروق ، و أعطیته ما أعطیت فمالی ولولدی ؟ قال : لك ولولدك السیئة بواحدة ، و الحسنة بعشر أمثالها ، قال : یارب زدنــی ، قال : التوبـة مبسـوطة حتى تبلغ النفس الحلقوم ، قال : یارب زدنی ، قال : أغفر ولا أبالی».
القمی : عن الصادق علیه السلام لما أعطى الله سبحانه إبلیس ما أعطاه من القوة قال آدم : یا رب سلطته على ولدی وأجریته فیهم مجرى الدم فی العروق وأعطیته ما أعطیته فما لی ولولدی ؟ فقال : لك ولولدك السیئة بواحدة ، والحسنة بعشر أمثالها ، قال : رب زدنی ، قال : التوبة مبسوطة إلى أن تبلغ النفس الحلقوم ، فقال : یا رب زدنی ، قال : أغفر ولا أبالی ، قال : حسبی .
VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)