مقاله «راهکارهای تقویت فرهنگ ایثار و شهادت در بین دانش آموزان و دانشجویان»

مقاله «راهكارهاي تقويت فرهنگ ايثار و شهادت در بين دانش آموزان و دانشجويان»

منبع: مجموعه مقالات همايش ملي فرهنگ ايثارو شهادت/ دانشگاه زنجان

کلمات کليدي : فرهنگ، ايثار، شهادت، آموزش، دانش پژوه

نويسنده : فرانک بهمني

چکيده

تبيين وشناساندن فرهنگ ايثار وشهادت از مکانيزم هاي دفاعي اسلام براي تسليح جامعه در برابر هجوم فرهنگ هاي غيرخودي است. ايثارگري وشهادت طلبي نقش بسزايي درحفظ دين وارزشهاي آن واستقلال کشور ايفا مي کند . مراکز آموزشي درسطوح مختلف آن بستر مناسبي براي ايجاد ون هادينه کردن فرهنگ صحيح مي باشند زيرا از ابزارهاي نفوذ فرهنگ، تغيير نگرش در افراد آن جامعه است و قشر دانش پژوه(دانش آموزان و دانشجويان) به جهت خصوصيات روان شناختي، اثر پذيرترين گروههاي جامعه هستند که بيشترين ومفيدترين اوقات خود را در مراکز آموزشي مي گذرانند. لذا با برنامه ريزي وسياست گذاري هاي علمي و جامع،مي توان فرهنگ ايثارگري وشهادت را دراين مراکز به سطح قابل قبولي ارتقاء بخشيد.

نگارنده دراين مقاله سعي نموده با تاکيد بر مفهوم حقيقي ايثار و شهادت و توسل به توانمندي و تاثير گذاري محيط آموزشي بر دانش پژوهان، با ارائه راهکارهايي علمي و بنيادين درجهت اين برنامه ريزي گام بردارد . روش تحقيق توصيفي- تحليلي است و نگارنده سعي کرده است با استفاده از آيات و منابع اصيل اسلامي به تبيين بحث بپردازد.

مقدمه

فرهنگ وادب هر ملتي سرمايه بي نظيري براي تثبيت نظام ارزشي وکسب استقلال و هويت جوانان ونوجوانان آن ملت است ، از سويي براي استقلال ابدي يک ملت ثبات فرهنگ براساس اعتقادات اصيل اخلاقي وباورهاي قلبي افراد آن ملت لازم وضروري است واز سوي ديگر واقعيت هاي معنوي منبع نامحدودي از نيروي ايمان، قدرت معنوي واستقلال شخصيتي وفکري را دراختيار انسان مي گذارد وانسان براساس چنين قدرت هاي معنوي مي تواند به سوي نقش آفريني مثبت در اجتماع حرکت کند، ايثار کردن وقبول شهادت از برترين ارزشهاي معنوي فرهنگ اسلامي است که درتثبيت استقلال کشور وهويت ديني و ملي آنان نقشي بي بديل دارد. ايثارمقام انساني فوق العاده باشکوهي است که اسلام آن را ستوده وآن را درآيات و روايات متعددي بيان کرده است .الَّذين آمنُوا وهاجروا و جاهدوا في سبيلِ اللهِ بِاَموالهِمِ و اَنفُسهِم اعظَم درجةً عند اللهِ و اولئک هم الفائزونَ (توبه/2 و 3 )

آنچه در اين زمان اهميت دارد انتقال اين ارزشها ودانشهاي ديني واسلامي به نسل هاي پس از اين است ونخستين راه درانتقال فرهنگ ازيک نسل به نسل ديگر، تعليم وتربيت برخوردار از دانش ومعرفت، با استفاده از ريشه هاي ملي و بومي است .(قهرماني، 1388 ، ش 34 و 33 ، ص 32 ). ضمن آنکه تحولات پرشتاب کنوني در عرصه فرهنگ جهاني بسياري از نگرش ها و روش هاي رايج تربيت ديني ما را تغيير داده است. اما درعين حال نقش نهادهاي گوناگون اجتماعي از قبيل آموزش وپرورش ، خانواده، رسانه ها و … درانتقال فرهنگ پايدار وصحيح ،خصوصاً ايثار وشهادت، مؤثر وپراهميت مي باشد . در اين ميان نقش دستگاه هاي آموزشي چون آموزش وپرورش که مسئوليت ميليونها دانش آموز را برعهده دارد ودانشگاه با هزاران دانشجو، خطيرتر از همه دستگاهها ونهادهاي ديگر خواهد بود.

2- تعريف فرهنگ

مرور ادبيات واژه فرهنگ اين مطلب را به ذهن متبادر مي سازد که تعريف روشن ومورد تواقفي در مورد فرهنگ وجود ندارد . لکن مفهوم رايجي که امروزه از واژه مي باشد. کروبر 1 وکلاکن 2 با (CULTURE) فرهنگ برداشت مي شود فرهنگ به معناي مرور بالغ برصد وشصت وچهار تعريف از فرهنگ بيان مي دارند که فرهنگ مجموعه اي پيچيده از علوم، دانش ها، هنرها، افکار، اعتقادات ، آداب، سنن وقوانين اجتماعي و مقررات هستند که برجامعه حاکم است ومورد پذيرش اعضاي آن مي باشد) قهرماني، 1388 ،ص 31 و رک بيرو، 1370 ، ص 77 ).بنابراين فرهنگ عبارت است ازمجموعه ويژگي هاي، معنوي، فکري واحساسي متمايزي که مختص يک جامعه يا گروه اجتماعي است)همان)

از سوي ديگر در تمام جوامع بشري، ارزش هايي وجود دارد که بنيان اصلي فرهنگ آن جامعه مي باشد. اهميت وجايگاه اين ارزش ها به گونه اي است که هر ملتي، هويت وحيات اجتماعي وسياسي خود را درپاي بند واحترام به آنها وانتقال کامل آن به نسل هاي آينده مي داند. سرزمين شکوهمند ايران با فرهنگي برخاسته از هويت ديني، پيشرو در ارائه طرحي جامع درانتقال ارزشها مي باشد وايثار وشهادت يکي از اين ارزشها است که مقارن با تاريخ کبير آن است وپس از واقعه ي عاشورا اعتبار وارزش اين فرهنگ در نزد مسلمانان از جمله ايرانيان، مقام والايي يافته است. براي تبيين دقيق حوزه هاي فرهنگ مي توان آن را به سخت افزاري و نرم افزاري تقسيم نمود:

1- فرهنگ سخت افزاري: شامل ابزارها واشيايي که ساخته شده وبه ارث گذاشته شده است.

2- فرهنگ نرم افزاري: شامل رسم ها، اعتقادات، علوم وهنر است وکودک ابتدا با فرهنگ سخت افزاري يعني اشيا وابزارهايي که هر کدام معنايي دارند سروکار مي يابد وپس از رشد عقلي با فرهنگ غيرسخت افزاري يعني مفاهيم انتزاعي چون اخلاق، نژاد ، طبقه، آداب و رسوم و… آشنا مي شود وآنها را مي پذيرد وتأثير اين دو جنبه در شخصيت افراد و رفتارهاي آنان انکارناپذير است . مثلاً اختراع ابزارهاي دقيق مانند ساعت ،کامپيوترها و…سبب شده مردم دانسته ويا ندانسته به علت ارتباطي که با اين ابزارها دارند دچار حساسيت نسبت به زمان ومکان شده اند. اندازه گيري مفهوم خاص يافته است وعملاً رفتارهاي اجتناعي ويژه اي برانگيخته است، که در نتيجه پديده هاي فرهنگي جديدي را به دنبال آورده است. بنابراين ابعاد معنوي ومادي فرهنگ بريکديگر اثر مي گذارند واز هم اثر مي پذيرند.در تلاش براي انتقال فرهنگ ايثار و شهادت بايد به هر دو جنبه فرهنگ، سخت افزاري و نرم افزاري توجه نمود . زيرا در ارائه راهکارها ما را به تمام جوانب راهنمايي مي نمايد. 3

2-1 فرهنگ ايثار

کلمه ايثار باب افعال از ماده آثر يوثر به معناي او را بر خود برگزيد و برتري داد)جر، 1363 ،ج 1،ص 2 (اين کلمه، معناي بذل وبخشش، ترجيح دادن بعضي بربعضي ديگر، گذشت کردن از حق خود براي ديگران (رک دهخدا، 1376 ،ج 3 ،3166) علامه مهدي نراقي در جامع السعادات مي فرمايد:

»برترين درجات جود وسخاء ايثار است وآن عبارت است از جود وبخشش مال با وجود نيازواحتياج به آن. خداي سبحان درمدح اهل ايثارمي فرمايد: »ويؤِثرُونَ علي اَنفُسهِم ولَو کانَ بِهِم خَصاصه « (حشر/9) وآنان را بر خود مرجح مي دارند اگر چه خود نيازمند باشند و رسول خدا(ص) فرمود:” أَيما امرِء اشتَهي شَهوةَ فَرَد شَهوتَه و آثرَ علي نَفسه غَفرَله .” هر مردي که چيزي را بخواهد وخود را از آن خواهش نگاه دارد وديگري را بر خود ترجيح دهد آمرزيده مي شود”.( نراقي، 1384 ،ج 2 ،ص163)

بنابراين ايثارگاهي با بذل مال يا کار وتلاش بيشتر انجام مي گيرد، ودربعضي موارد ايثار با نثارجان در راه خدا صورت مي گيرد که شهادت نام دارد. »ومنَ النّاسِ من يشري نَفسه ابتغاء مرضات اللهِ« . (بقره /207) در ميان مردم کساني هستند که درجستجوي خشنودي خدا ازجان خويش مي گذرند. اهل بيت وشيعيان آنها همواره کوشيده اند تا حدامکان از اين فضيلت پاسداري کنند.

2-2 فرهنگ شهادت

مجموعه اي از اعتقادات وآموزه هايي که بنيان شکل گيري روحيه ي شجاعت، مبارزه و جهاد در راه خداي متعال ونهايتاً کشته شدن در راه ايمان وعقيده است . در فرهنگ اجتماعي ،سياسي واقتصادي اسلام، ايثار واز خودگذشتگي به عنوان اوج وارستگي انسان ونشانه قرب بشر به خداوند متعال است واگر ايثار واز خود گذشتگي با نثارجان در راه خدا باشد، شهادت تلقي مي گردد، واقعه ي عاشورا، اوج ايثار و رسيدن به مقام شهادت است که سرشار از نکات زندگي ساز براي همه انسانهاي آزاده جهان مي باشد . شهادت مرگ آگاهانه ومقّدس وهدفمند است. »ولاتحسين الذين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل احياء عندربهم يرزقون. « (آل عمران/189 ((رک جنتي،1382،ص 185وصابري يزدي،1375،ص 351 ).

2-3 تعريف تربيت

در لغت رب- رب القوم از آن قوم نگهداري کرد،رب الصبي :کودک را پرورد تا بالغ شد .(جر، 1363 ،ج 1) تربيت به معناي پرورانيدن ،آداب اخلاق را به کسي آموختن.(معين، 1371 ،ج 1،ص 1063 ) رشد دادن، هدايت کردن در مسيري مشخص وبه فعليت رساندن است ومي توان آن را پرورش دادن قواي روحي وجسمي براي رسيدن به کمال مطلوب دانست يا آنکه ايجاد کننده صفات پسنديده وملکات فاضله شمرد . مراقبت سالم از حيات درحال رشد، تغيير در شخص به منظور درک مسائل و زمينه سازي مطلوب براي استقلال فکري نيز تعريف ديگر آن است. (رک مدني، 1386 ،ص 129 و 91- رودگر، 1386 ،ص109 )

درتربيت ديني اصل بينش، گره زدن ايمان با عنصر عقل وعشق وقراردادن انسان در مسيرجذبه الهي وحيات طيبه است تا روابط انسان با خدا، خود وجهان در پرتو رابطه با انسان کامل که مربي ومعلم حقيق است، تنظيم شود .(رودگر ، 1386 ،ص92 ) درواقع براي رسيدن به حقيقت دينداري بايستي تمامي رهنمودهاي ديني سامان يابد تا بتوان شخص را به معناي حقيقي مؤمن دانست )مدني، 1386 ،ص )

3- ارتباط نهادهاي آموزشي با فرهنگ عمومي

» آموزش « و » تدريس« در اصلاح به معناي هرگونه فعاليتي است که از جانب ياد دهنده به منظور ايجاد يادگيري دريادگيرنده انجام شود. يادگيري هدف آموزش است . فرايندي است که از گذر تجربه، تمرين، تغييرات تدريجي ونسبتاً پايدار در رفتار فرد به وجود مي آيد. آموزش ويادگيري معنايي عام وگسترده دارد وآموزش هاي رسمي، غيررسمي ، مستقيم وغيرمستقيم يا هرگونه تلاش به منظور ايجاد يادگيري را در برمي گيرد)رک.نصيري، 1386 )

قبلاً بيان شد که منظورازتربيت رشد وهدايت کردن وبه فعليت رساندن قواي روحي وجسمي براي رسيدن به کمال مطلوب است. بنابراين مباني تعليم وتربيت عبارت است از : انديشه ها ونگرش هاي معرفت شناختي، جهان شناختي، انسان شناختي وارزش شناختي که .( با واقعيت هاي نظام هستي پيوند دارند)رک ساجدي، 1386 ،ش 42 ،ص 4 )

اصول تعليم وتربيت »بايدهاي« کلي است که از دل مباني زاده مي شوند يا قواعدي، است که مربيان با ملاحظه مباني واهداف بايد به کار گيرند . بي ترديد تربيت انسان به هر شيوه اي ممکن نيست، بلکه امکانات ومحدوديت هاي وجودي واجتماعي، اقتصادي راهکارهاي ويژه اي را مي طلبد . شناخت مباني، مربي را دراستفاده ازقواعد واصول مناسب براي نيل به اهداف تربيتي مدد مي رساند، ضمن آنکه استفاده از شيوه و روش مناسب ما را به راهبردهاي علمي وتأثير گذار نزديک مي سازد.

بسياري از صاحب نظران علوم ديني، جامعه شناسان وروانکاران از ضعف وکمرنگي ارزشهاي ديني و اخلاقي ونيز ارزش هاي فرهنگي در برخي از محيط هاي آموزشي نگرانند. ضعف اهتمام به نماز يا نماز جماعت، دعا ومناجات وساير شعاير مذهبي وديني، عدم رعايت پوشش مناسب از سوي دختران وحتي پسران ، کم توجهي به حفظ حريم محرم و نامحرم وحدود شرعي روابط دختر وپسر، رواج پديده مدگرايي، اقبال به برنامه هاي غيراخلاقي، الگوپذيري از الگوهاي غربي ،رشد پديده شوم اعتياد وکشيدن سيگار در ميان برخي از جوانان، ضعف انگيزش علم خواهي وفاصله گرفتن از فرهنگ ايثار و شهادت طلبي … همه از آفت هايي است که در اثر عدم توسعه فرهنگ ديني وارزشهاي بنياديني چون ايثارگري وشهادت درمحيط هاي آموزشي و منابع آن ايجاد شده است . بنابراين سعي شده درنوشتار حاضر با توجه به امکانات موجود آموزشي ، و وضعيت دانش پژوهان، راهکارهاي ارتقاء فرهنگي درخصوص فرهنگ ايثار وشهادت ارائه وتبيين گردد.

4- راهکارهاي ترويج فرهنگ ايثار وشهادت

4-1 شناخت دانش پژوهان

اکنون مراحل مختلفي را که متصديان واولياء آموزشي کشور وعزيزمان بايد در ترويج فرهنگ ايثار وشهادت رعايت نمايند، تا فرزندان انقلاب با فرهنگ ايثار وشهادت آشنا شده وآن را قسمتي از مقبولترين فرهنگ اجتماعي اسلام وانقلاب بدانند بيان مي گردد.

اولياء آموزشي وفرهنگي نيازمندند براي رسيدن به نتايج مطلوب در ترويج فرهنگ ايثار، ابتدا از ويژگي هاي اين گروههاي سني کاملاً آگاه گردند. زيرا معرفت اولين گام براي نفوذ درافراد است .معرفت دانش پژوهان شامل زمينه هاي متنوعي مي شود که ذيلاً مهمترين آنها نام برده مي شود:

1- نيازهاي اساسي رواني 2- استعدادهاي اصلي 3- علائق وگرايشها 4- ويژگي هاي رشد 5- ضعفها وکاستيها.

4-2 توحيد وخداباوري

نوع ديدگاه وعقايد اشخاص ، منش اخلاقي آنها را تشکيل مي دهد. انسان آنگونه عمل مي کند که باور دارد. بنابراين ساز وکار اصلاح مباني از بهترين راههاي اصلاح رفتار است. اصلاح مباني به معناي اصلاح باورهاي نادرست وتعميق باروهاي درست است ودر نظام اديان ابراهيمي از جمله اسلام، توحيد زيربناي اصلي اين نظام هاست.

انبياي الهي اساس خودسازي ونخستين گام در راه تربيت انسان وتزکيه نفس و در نتيجه ايثارگري وشهادت طلبي را شناخت» توحيد« وپالايش از شرک قرار مي دادند . از اين روآغاز دعوت وبن مايه تعاليم شان بر مدار توحيد وکلمه طيبه »لا اله الا الله « بوده است. » وما ارسلنا من رسول الله نوحي اليه انه لا اله األاّ انا فاعبدون « (انبياء/25( وپيش ازتوهيچ پيامبري نفرستاديم، مگر آنکه به او وحي کرديم که خدايي جز من نيست، پس تنها مرا بپرستيد. توحيد وخدا باوري از چند جهت با مباني ايثار وشهادت پيوند مي يابد، ازجمله :ارزش بخشيدن به آن، ايجاد انگيزه براي ايثار وتداوم آن،حمايت و تاييد آن .( رک. نجارزادگان، 1386 ،ص 40 )

بسياري از مسئولين و مربيان و استادان محترم در ترويج فرهنگ ايثار و شهادت تلاش مي کنند با توجه به نگرش هاي نوين جوانان به مسائل ديني، آنها را موجه جلوه داده وبا ارزشگذاري افراطي در جوانان انگيزه ورغبت نسبت به اين آموزه پرثمر ايجاد نمايند غافل از اينکه اصل واساس دين خداشناسي است وبايد ابتدا در تعميق باور خدا تلاش نمود . شهيد مطهري مي فرمايد:

»مفاهيم اخلاقي در تربيت ديني توخالي نيستند… حق ،عدالت، ايثار، عفت، تقوا … تمام اينها الفاطي توپر مي باشد، پايه ومنطق ومبنا دارند، اساس مطلب اين است که ما براي اخلاق چه منطقي به دست بياوريم .آيا مي توان غير راه خداشناسي ومعرفه الله براي اخلاق، منطق مستدل پيدا کرد؟ … پشتوانه واعتبار همه اين مفاهيم خداشناسي است . اگرايمان نباشد، اين مفاهيم مثل اسکناس بي پشتوانه است.« ( مطهري، بي تا، ص 286 و رک فروم، 1376 ،ص ( 33

در حقيقت هدايت افراد در گروه ايمان آنهاست.”… وانَّ الله لَهاد الَّذينَ امنُوا األي صراط مستقيم” ( حج/54 )خدا کساني را که ايمان آورده اند به سوي راه راست هدايت کننده است.

…» ومن يؤِمن بِاللهِ يهد قَلبه و اللهُ بِکُلِّ شَيء عليم« هرکس به خدا ايمان آورد قلب او را هدايت مي کند، خدا به هر چيز داناست )رک. کليني، بي تا، ج 3 ،ص 5-74 )

بنابراين اهم وظايف نهادهاي آموزشي براي گرايش وقبول اصول ارزش اسلام از جمله ايثار وشهادت که رسيدن به بالاترين مراتب اخلاق اجتماعي در اسلام مي باشد ،تعميق باور صحيح نسبت به خداي رحمان وصفات عالي آن است.

4-3 شناخت شناسي فرهنگ ايثارگري

شناخت شناسي فرهنگ ايثارگري نکته مهم ديگري در اشاعه فرهنگ آن است . براي ثبات واشاعه فرهنگ ايثارگري درمراکز آموزشي،اولياي تعليم تربيت وفرهنگ بايد همواره درصددغني سازي فهم ديني وشناخت، ملي باشند تا دربرابرشناخت وفهم فرهنگ غيرخودي مقاوم وفعال باشد. تاريخ با بهترين روش بيان فوق راتصديق مي کند .براي مثال شکست مغول وهضم آن درفرهنگ ايران نشان دهنده برتري اين عامل است. دراينجا بازسازي وتوجه به دوشيوه شناخت که در( (www.shahed.isaar.ir رک ( بين دانش پژوهان نوجوان و جوان بيشترين سهم را در پذيرش فرهنگ ايثار وشهادت دارد آورده شده است.

4-3-1 شناخت از طريق پيامدهاي رفتار

زمينه هاي شکل گيري شناخت بايد روش ومستدل باشد .پيامدهاي مطلوب در گزينش رفتار تأثير بسزايي خواهد داشت وبخش عمده شناخت نوجوانان وجوانان از طريق پيامدهاي رفتار ايثارگري شکل مي گيرد، به عبارت ديگر رفتار ايثارگري وپيامد اين رفتار مبناي استناد انسانها وقبول وپذيرش توسط افراد خصوصاً جوانان و نوجوانان است .دانش آموز ودانشجوي نوجوان وجوان، با توجه با پيامدهاي رفتار استنباط مي کنند که آيا آن رفتار با آن ويژگي فرهنگي تطبيق مي کند؟ بنابراين اگر در فرايند شکل گيري شناخت از رفتار، تعارض پيش آيد در فرد دو تمايل متفاوت وشناخت متعارض شکل مي گيرد: 1- ايثارگري خوب است اما در جامعه پيامد هاي منفي دارد پس قابل پذيرش نيست . 2- رفتارمتناقض برخي ايثارگران اين مطلب را القا مي کند که ايثارگري تئوري اي است که قابل اجرا نمي باشد. بنابراين بايد محيط اجتماعي ،آموزشي ما سياست گذار بهترين پيامدها در رفتار ايثارگرانه باشد تا شناخت صحيح ومثبت ايجاد گردد.

4- 3-2 شناسايي عوامل اصلي رفتار ايثارگري

در اين مرحله برجسته ترين عوامل رفتارهاي ايثارگرانه بايد به خوبي مشخص وتبيين گردد. محرک اصلي فرهنگ ايثارگري ايمان، مبارزه طلبي (جهاد)، رشادت و ازخود گذشتگي است. اگر بخواهيم اين فرهنگ حفظ شود بايد اين محرک هاي برجسته در جامعه حفظ گردد . بنابراين اولياي آموزشي و فرهنگي جامعه همواره بايد در صدد شناسايي محرک هاي اصلي رفتار ايثارگري بوده وهمان را به عنوان يک نکته محرک برجسته معرفي وتبليغ نمايند تا محرک هاي برجسته غيرخودي ونامأنوس با فرهنگ ايثارگري )مثل جنگ طلبي يا تهور و بي باکي غيرديني وجاه طلبي ( جايگزين محرک اصلي نگردد .

4-3-3 شناخت ومعرفي کارکردهاي فرهنگ ايثار وشهادت

معرفي کارکردهاي فرهنگ ايثار وشهادت به نسل امروز اهميت وارزش اين فرهنگ را تبيين مي کند و بيانگر لزوم حفظ وگسترش آن در تمام زمانها خواهد بود.فدا کردن جان براي حفظ ارزشها، عزّت بخشيدن به افراد جامعه، هم بستگي اجتماعي ، ايجاد روحيه ظلم ستيزي وعدالت طلبي در جامعه، حفظ استقلال تماميت ارضي کشور درمقابل بيگانگان، ايجاد شور ونشاط وتحرک در بين افراد جامعه همگي از کارکردهاي فرهنگ ايثار وشهادت درجامعه مي باشد که طي برنامه هاي متفاوت بايد براي نوجوانان وجوانان تبيين گردد.

4-4 ايجاد ارتباط رفتار ايثارگرانه نسل گذشته ونسلي فعلي

درتحقيق انجام شده توسط آخوندي( 1383 )مبني بر سنجيدن پاي بندي به دفاع در مقابل تهاجم بيگانگان جهاد 77 در صد پاسخ گويان با اين ايده که پس از جنگ آرمان هاي جنگ و رزمندگان فراموش مي شوند وبه اين دليل نبايد جبهه رفت، مخالفت کرده اند و 16/8 درصد آن هم بي نظير- گويا درترديد- بودند وتنها9/5 با اين ايده موافق بودند )اخوندي، 1383 ، ص (145يعني77% جوانان بي ترديد درزمان جنگ حاضر به ايثار و فداکاري هستند، وانگهي ايثار مخصوص زمان جنگ ودر حوزه نبرد فيزيکي با دشمن نيست وايثار درغير نبرد، گاهي از ايثار در ميدان نبرد نيز مهم تر است. فرهنگ ايثار يعني فرهنگ گذشت، فرهنگ زحمت وتلاش چنين فرهنگي درهرکسي به وجود آيد بايد وي را ايثارگرناميد.

چنانچه تجلي ايثار را فقط در زمان جنگ ومخصوص رزمندگان بدانيم، هر اندازه تلاش کنيم نمي توانيم فرهنگ ايثار را به نسل امروز منتقل کنيم. ولي اگر تجلي ايثار را رد غير زمان جنگ هم صحيح بدانيم وجلوه هاي ويژه ايثار را در عصر حاضر نشان دهيم و اين تجلي را از زاييده ايثار درجبهه بدانيم، پيوند نسلي ايجاد خواهد شد. بنابراين فرهنگ ايثار و شهادت بايستي باز توليد شود ودر توليد آن، از ايثارگري هاي زمان انقلاب و جنگ الگو بگيريم، دراين صورت هم فرهنگ جبهه را به نسل امروز انتقال داديم و مناسبات نسلي را بر قرار نموده ايم وهم با توليد،فرهنگ نوين ايثار استمرارچنين فرهنگي را تضمين کرده ايم .

4-5 برنامه درسي

برنامه درسي در تربيت اسلامي وترويج ارزشهاي آن را نمي توان به عنوان جزيره اي منفصل يا کم ارتباط با ساير عناصر مرثر در ترويج فرهنگ ارزشي اسلام وايثار وشهادت تلقي کرد. در تعليم وتربيت نظام مند، برنامه درسي با سايرعناصردرهريک از مراحل طراحي، اجرا و ارزشيابي ارتباط دارد، تلاش دانشمندان تعليم وتربيت اسلامي به پيشرفت وتوسعه سياست هاي آموزشي، اهداف تربيتي، طبقه بندي وتأليف متون درسي منجر شده است. اما تعليم آموزه هاي ايثارگري وشهادت به مثابه يک نظام که متکفل تحقق هدف هاي اصيل جامعه اسلامي است، کمتر مورد توجه بوده است . در متون تعليم و تربيت اسلامي همه عناصر تعليم وتربيت وارتباط آنها دريک چشم انداز نظام مند درن ظر آورده نشده وبه تربيت اسلامي به عنوان يک روش کامل زندگي پرداخته نشده است.(نلر، 1379،71-72 ). تفکر در خصوص برنامه درسي در ترويج فرهنگ ايثار وشهادت مستلزم، شناخت زواياي معرفت شناسي آن وبه ويژه مفهوم دانش ازيک سو ونظام ارزشي آن از سوي ديگر است. اکثر صاحب نظران تربيت اسلامي، برنامه درس را به عنوان محتوا در نظر آورده اند. اينان برنامه درسي را شامل فهرستي از محتوا، موضوعات يا مواد درسي تلقي مي کنند. دراين دکترين ، منشأ ومنبع دانش نقش اساسي درتعيين وتفکيک محتوا برعهده دارد.در حاليکه خداوند مصدر ومنشأ هر دانشي است ،برخلاف ديدگاه سکولار ، که مبناي وحي را جهت تعيين وتفکيک برنامه درسي و محتواي آن نمي پذيرد “دراسلام يقين به حقيقت منزل،غيرقابل ترديد است”) جوادي آملي، 1361 ،ص 43 )

برنامه درسي منتج از سيماي انسان طبيعي(مادي)، انسان وجامعه را همان طور که هست درنظر مي آورد و غالبا در خصوص محتواي برنامه بر دانش هاي اين جهاني و نيازهاي انسان در سطح من طبيعي که مبتني بر غرايز و اميال است،تاکيد دارد.در صورتي که برنامه درسي منتج از سيماي انسان آرماني،محتوا را در جهت تربيت انسان و جامعه اي بهتر تدوين و سازماندهي مي کند و غالبا درخصو ص محتواي برنامه بر علوم ديني، تعاليم ايثارگري وگذشت، شهادت واز خودگذشتگي جايگاه ويژه اي دارد زيرا بر رشد وتکامل معنوي وآرمان هاي اصيل انساني سروکار دارد. (رک Haque،1993،ص37.(

بنابراين در تدوين برنامه درسي جامع ومتوجه به ارزشهاي اسلامي (ايثارگري وشهادت طلبي) لازم است به جهت گيري سيماي انسان طبيعي وآرماني توجه شود تا شکاف بين طبيعت با آرمان و واقع با ممکن با حداقل برسد. بايد وسعت هاي وجودي آدمي آن طور که هست به عنوان مبنايي جهت تربيت انسان آن طور که بايد به کار گرفته شود.(کرمعليان و حسيني، 1383 ،ص69 )

4-6معلم وشاگرد

فقدان ارتباط عناصر تعليم وتربيت با عمل موجب شده تا نظريه هاي ذهني، انتزاعي وکم کاربرد در حوزه عمل فراهم آيد. به منظور کاستن از اين نقيصه اساسي ، توجه به رويکردهاي جديد درخصوص عناصر تعليم وتربيت اسلامي و به ويژه معلم و شاگرد ضروري است.رفع اين نارسايي مستلزم کاستن از ذهن گرايي وتوجه بيشتر به حوزه کاربرد وعمل در فرهنگ ايثار وشهادت است. در هر نظريه تربيتي ايثار وشهادت، نقش وکنش معلم و شاگرد به ديدگاه آنها نسبت به ماهيت انسان وابسته است . مفروضاتي که معلم درباب ايثار وشهادت دارد بر رابطه معلم وشاگرد، نقش هريک ازآنها در فرايند آموزش، نوع برنامه، روش تدريس وفضاي مدرسه مؤثر است.

براساس انسان شناسي اسلامي ساحت درون انسان داراي دو منزلت است : فطرت و طبيعت.معلم از يک سو بايد در صدد مهار من طبيعي شاگردان و از سوي ديگر رشد و بالندگي من انساني والهي آن ها را دنبال کند تا تحولات لازم ارزشي ،گستره زندگي دانش پژوه را دربرگيرد ودر اثر جريان مستمري از تبيين ارزشها وتربيت وربوبي شدن، به کمال نزديک شود. ربوبي شدن انسان، که مجموعه کامل نهادينه شدن وبروز ارزشهاي اسلامي است ،جرياني مستمر، مادام العمر ومستلزم همکاري اشخ اص ونهادهاي مختلف هم چون خانواده، مسجد، مدرسه، اجتماع، و…. است. اين جريان در درون ساخت هاي وجودي شاگرد ودانشجو رخ مي نمايد ودر اين معناست که تعليم وتربيت به خودسازي نزديک مي شود.) رک کرمعليان، 1383 ،ص 70 )

علاوه بر اين، طبق تحقيقات انجام گرفته معلم از با نفوذترين ومحبوبترين افرادي است که بر روي شاگردانش مي تواند تأثير بگذارد واين تأثير گذاري درسنين پايين تر بيشتر مي باشد. يک بررسي علمي نشان مي دهد که قريب 35 درصد از کودکان درهفت سال دوم زندگي دوست دارند همانند معلم خود باشند .(رک، مجموعه مقالات همايش معلم، فرهنگ وتوسعه، 1380 ).ودانش پژوه درصورتي معلم خود را به عنوان اسوه ي اخلاق وايثار مي پذيرند که او را داراي غناي علمي ومعرفتي واخلاقي بدانند. بنابراين معلمان اگر رفتاري بر اساس شناخت عميق از فرهنگ ايثار وشهادت داشته باشند که قرين با مهرو عطوفت اسلامي گردد ، مي تواننداسوه هاي بسيارخوب وتأثير گذار درجهت ترويج اين فرهنگ وسازندگي وتغيير ر فتار دانش پژوه به اين سمت وسو گردند.

چند پيشنهاد درجهت افزايش دانايي معلمان عزيز نسبت به فرهنگ ايثار وشهادت:

1- ايجاد کارگاه هاي پژوهشي متناسب با سطوح علمي معلمان واساتيد در ارتباط با شناخت فرهنگ ايثار وشهادت و راهبردهاي عملي ترويج آن.

2- برگزاري کارگاههاي مختلف آموزشي با طراحي متناسب با مقتضيات مدرسين و تأمين اهداف آموزشي در ارتباط با فرهنگ ايثار وشهادت.

آشنا سازي معلمان با اصول و روش هاي تربيتي يکي از موارد مهمي است که بايد درکارگاههاي فوق مورد توجه قرار گيرد. زيرا معلمان آگاه براي انتقال فرهنگ ايثاروشهادت ومعارف مرتبط با آن ، نيازمند استفاده از اصول وروش هاي صحيح تربيتي هستند.

4-7ترجمه ونگارش متون عرفاني به زبان امروزين

طيف وسيعي از نوجوانان وجوانان به کتاب هاي عرفاني شرق دور ويا حتي مکاتب دين نما گرايش پيدا کرده اند. اين گرايش، نتيجة عطش دروني جوانان نسبت به آگاهي از معنويت ودردسترس نبودن منابع قابل درک در زمينه عرفان اسلامي است . جوانان با وجودي که دين آنان، اسلام است وعالي ترين الگوهاي ايثارگري در دين اسلام وجود دارد، چون کتاب هاي عرفاني غيراسلامي به زبان وشيوة امروزين نگاشته وترجمه شده اند، به اين متون و رشادت هاي قهرمانان آن گرايش پيدا کرده اند . بديهي است ترجمه وبه روزنويسي متون اسلامي وبه ويژه بخشهايي که مرتبط با بحث ايثار وشهادت است در متون عرفاني، به وجهي که به محتواي آن خللي وارد نشود ونيز نگارش جديد در اين زمينه در جذب نوجوانان وجوانان ،مؤثر خواهد بود.

4-8 ايجاد حس عدم دل بستگي دردانش پژوهان

يکي از ضروريات رسيدن به مقام شهادت، عدم دلبستگي است. چينش همزمان عشق وعدم دل بستگي شهادت مي آفريد. عدم دل بستگي باعث حرکت به سوي ناشن اخته هاست. بدون احساس از دست دادن است. لذا يکي از مباني نظري بسيار مهم در ترويج فرهنگ ايثار وشهادت، تعميق، باور به فقر انسان نسبت به خداوند وفاني و گذرا بدون جهان خواهد بود.

4-9 تکميل راهکارها

به اين جهت که اختصار درمقاله رعايت شود وبحث نيز تکميل گردد بقيه راهکارهايي را که نظام آموزشي مي تواند درترويج فرهنگ ايثار وشهادت اجرا نمايد، به صورت خلاصه آورده مي شود واين اختصار لطمه اي به فهم مطلب وارد نمي کند زيرا در مباحثي که گذشت توضيحات ضروري داده شده است:
1- واقع نمايي و واقع گرايي در ارائه فرهنگ ايثار وشهادت.

2- آموزش از زبان هم کلاسي ها (هم کلاسيهاي که خودشان از نزديک با شهيد يا جانباز وايثارگري در ارتباط بوده اند).

3- تجربي سازي: آموزش شهادت طلبي از طريق خود جانباز يا ايثارگر انجام شود عقل فطرتي است که با تجربه ها ودانش رشد مي يابد( فرهاديان، 1378 ،ص 296)

4- خوشايندسازي آموزشي: استفاده ازتئاترونمايشنامه درمدرسه و دانشگاه محيط آموزشي را که در بعضي موارد خسته کننده است متنوع وجالب مي کند ودرهمان تئاتر و نمايشنامه موضوعات ايثار وشهادت را به بهترين وجه مي توان به نمايش گذاشت.مسابقات داستان نويسي ،نقاشي ،پيامک و وبلاگ… در اين موضوع روشهاي مناسبي هستند که نه تنها ذهن يا به تعبيري بعد شناختي مخاطب را، بلکه همزمان جنبه عاطفي وي را نيز درگير مي سازد ويادگيري بهتر وعميق تر صورت مي گيرد .(رک پرکنيز، به نقل از مهرمهدي، 1383 ،ص 31 )

5- آشناسازي دانش پژوهان با زندگينامه شهدا وايثارگران از طُرق مختلف از جمله برگزاري مسابقات يا ارائه تحقيق دانشجويي به عنوان بخشي از وظايف درسي.

6- تشويق داوطلبانه دانشجويان ودانشگاهيان براي تحقيق وانجام دادن پروژه، پايان نامه، پيرامون ،ايثار، شهيد وشهادت.

7- اشاعه الگوهاي ديني ايثار وشهادت.

8- بالا بردن تکريم ايثارگران وخانواده هاي شهدا(واقعي و نه شعاري).

9- توجه به عواطف جهت انتقال فرهنگ.

پيامبر(ص) : اي جابر! دين اسلام دين با متانتي است. با خودت با مدارا رفتار کن بعد مي فرمايند اي جابر،آنها که خيال مي کنند با فشار آوردن بر روي خود وسخت گيري بر خود زودتر به مقصد مي رسند اشتباه مي کنند واصلاً به مقصد نمي رسند.

10- پرداختن به جنبه هاي معرفتي به جاي تأکيد سطحي بر جنبه هاي رفتاري.قُل انّي علي بينَه من ربي : بگو من دليل روشني از پرودگار دارم. دميدن روح انديشه درباره اين مسأله وضرورت پايبندي به آن درميان دانش آموز ودانشجو از محوري ترين وظايف نهادهاي آموزشي است.

11- استفاده از وسايل کمک آموزشي در ترويج فرهنگ ايثار وشهادت.

12- جايگزيني معناگرايي وايمان دروني بجاي شکل گرايي وانضباط بيروني ، با تفهيم وتعليم حقيقي مفاهيم ايثارگري وشهادت ومصاديق عيني در جامعه.

13- تدوين برنامه جامع جهت تعميق و ترويج فرهنگ ايثار و شهادت در سطح کلان جامعه،که مراکز آموزشي نيز بخشي از آن مي باشد.

نتيجه
درپايان مي بايد به اين مسأله توجه نماييم که مشکلات ايجاد شده در زمينه کاهش و تضعيف فرهنگ ايثار وشهادت درمراکز آموزشي براساس همکاري کلّي وملّي مرتفع مي گردد، زيرا دگرگوني درساختارهاي فرهنگي واجتماعي کنوني نتيجه عملکرد و رفتارهاي غيرمنطقي بعضي مديران، پايين بودن ميزان برخورداري بعضي از مسؤولان از مؤلفّه هاي ايثار وشهادت، عدم تکريم منطقي از جامعه ايثارگري درجامعه ، عدم هماهنگي بين نهادهاي متولي آموزشي و غير آن وعدم وجود برنامه ي جامع و برگرفته ازساختارهاي کلّي فرهنگي، اجتماعي ، سياسي واقتصادي موجود در تعميق و گسترش فرهنگ ايثارگري درجامعه است.

بنابراين اگر بخواهيم فرهنگ ايثارگري را نهادينه کنيم مي بايد از آموزش وپرورش در فرآيند جامعه پذيري واز همه مهم تر، عملياتي کردن فرهنگ ايثار وشهادت در مراکز آموزشي شروع کنيم وانجام اين امر بايد در فضايي فرهنگي ومبتني برآموزه هاي ديني وعلمي انجام پذيرد. (رک محمدرضايي ، بي تا، شناسايي عوامل وموانع ترويج فرهنگ ايثار وشهادت)

اميد است که اين پژوهش بتواند ضمن شناسايي متغيرهاي تأثير گذار وشناخت روشهاي مبنايي در فرايند تعميق فرهنگ ايثار وشهادت، شرايطي را براي نهادينه نمودن فرهنگ فوق معرفي نمايد.

منابع

1- قرآن کريم.

2- آخوندي، محمدباقر ،(1383 )، هويت ملي مذهبي جوانان ،قم : دفتر تبليغات اسلامي.

3- بيرو،آلن، (1370)، فرهنگ علوم اجتماعي، ترجمه غلام عباس توسلي، تهران : مؤسسه کيهان .

4- جر،خليل(1363)، فرهنگ لاروس، ترجمه سيد حميد طبيبيان، تهران : اميرکبير .

5- جنتي، احمد،)1382(، نصايح ، قم: نشر الهادي.

6- جوادي آملي، عبدالله،(1361)، علوم انساني: اسلام وانقلاب فرهنگي ، تهران : جهاد دانشگاهي .

7- دهخدا ، علي اکبر( 1376 )، لغت نامه ، تهران: دانشگاه تهران.

8- رودگر، محمد جواد،(1386)، تربيت ديني، آسيب ها وراه هاي درمان، فصلنامه کتاب نقد ، شماره 42 ، تهران: پژوهشگاه فرهنگ وانديشه اسلامي.

9- ساجدي، ابولفصل ،(1386)، ابزارها وروش هاي آسيب زا درتعليم وتربيت ديني دانش آموزان، فصلنامه کتاب نقد، شماره 42 ، تهران : پژوهشگاه فرهنگ وانديشه اسلامي.

10- صابري يزدي، عليرضا ومحمدرضا انصاري محلاتي،(1375) ، الحکم الزاهره، قم : مرکز چاپ ونشر تبليغات اسلامي.

11- فروم، اريک،(1376)، هنر عشق ورزيدن ، ترجمه پوري سلطاني، تهران: انتشارات مرواريد.

12- فرهاديان، رضا ،(1378)، مبناي تعليم وتربيت در قرآن واحاديث، قم : انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم.

13- قهرماني ، محمد وحسن عاشقي و روح الله مهديون ، ( 1388 )،جهاني شدن، . فرهنگ وبرنامه ريزي آموزشي،ماهنامه مهندسي فرهنگي ، سال چهارم ،شماره 33 و 34

14- کرمعليان، حسن وسيد علي اکبر حسيني، ( 1383 )، عناصر تربيتي انسان طبيعي وآرماني در نظام تعليم وتربيت اسلامي ، فصلنامه انديشه ديني، شماره 11 ، شيراز : دانشگاه شيراز.

15- کليني ، محمدبن يعقوب ،(بي تا)، اصول کافي، با شرح و ترجمه حاج سيد جواد مصطفوي، قم: انتشارات علميه اسلاميه.

16- مجموعه مقالات همايش معلم، فرهنگ وتوسعه ، ( 1380 )، اصفهان : اداره کل آموزش وپرورش.

17- محمدرضايي ،علي اکبر وحسينعلي سرگزي و قاسمعلي کابلي وزينب الوستاني، ( بي تا)، شناسايي عوامل وموانع فرهنگ ايثار وشهادت (مطالعه موردي : استان گلستان )، مقاله برگرفته شده از سايت تبيان.

18- مدني، آزاده ،( 1386 )، آسيب شناسي تربيت ديني ، فصلنامه کتاب نقد، شماره 42 ، تهران : پژوهشگاه فرهنک وانديشه اسلامي.

19- معين،محمد،( 1371 )،فرهنگ شش جلدي معين،تهران:اميرکبير.

20- مطهري ، مرتضي ،( بي تا )، فطرت ، انتشارات صدرا.

21- مهر محمدي، محمود،( 1383 )، آموزش عمومي هنر، تهران: انتشارات مدرسه.

22- نجار زادگان، فتح الله،( 1386 )،رهيافتي براخلاق وتربيت اسلامي،قم : دفتر نشر معارف .

23- نراقي، مولي مهدي( 1384 )، علم اخلاق اسلامي ترجمه کتاب جامع السعادات ، ترجمه سيد جلال الدين مجتبوي، تهران: انتشارات حکمت.

24- نصيري،…..،( 1386 )،……….،کتاب نقد،شماره 42 ،تهران، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي.

25- نلر، جورج،( 1379 )، انسان شناسي تربيتي ، ترجمه محمدرضا آهنجيان و يحيي قائدي ،تهران : آييژ.

متن مقاله در پايگاه اطلاع‌رسانی فرهنگ ايثار و شهادت