خاتم عشق (ص)

http://pixha.net/uploads/images/pixha/1289/122/8.jpgبعثت پیامبر اعظم، خاتم عشق (*)

در آستانه فرارسیدن سالگشت بزرگترین حادثه تاریخ هستیم.  بیش از هر چیز در بیست و هفتم رجب، عید مبعث به یاد كسی هستیم كه در آن مبعوث شده، در حالی كه در شبهای قدر به آنچه این مبعوث با آن فرستاده شده متذكر می‌شویم. همین هم باید باشد، چرا كه در مبعث شاهكار خلقت به درجه‌ای رسیده كه ظرف دریافت قرآن گردیده.  قرآنی كه در حدیثی به نقل از رسول خدا، برتری آن بر دیگر كلام‌ها به برتری خدا بر مخلوقات تشبیه شده است. (1) به هر حال مبعث بهانه‌ای است برای یادآوری دریافت‌كننده كلامی بی‌نظیر. كسی كه عظیم‌ترین حقیقت هستی را در جان خود پذیرا خواهد شد. اكنون سخن از اوست كه ظرف است نه مظروف، سخن از اوست كه محیط بر قرآن است.
در طول تاریخ هزاران پیامبر آمدند که هر یک به سهم خود رسالت‌های الهی را بر دوش کشیدند تا نوبت به پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم و خاتم عشق رسید.  «اعظم» از آن جهت که سعه وجودیش او را تا افق اعلی پیش برد و «خاتم» از آن رو که او حلقه آخر سلسله رسولان الهی است و «عشق»  که او محبوب خدای عالمیان است که او را با عشق ستود و احمد خواند.
برخی وقتی او را می‌دیدند، به سخره می‌گفتند: «آیا این همانی است كه خدا او را به پیامبری برگزیده»(2)؛ ‌ در حالی كه خدا و فرشتگان پیوسته بر او درود می‌فرستند (3)،‌ خدایش خُلق او را به عظمت می‌ستاید (4) و مؤمنان شیفته و شیدای اویند. (5)
یكی از استادان می‌گفت: دانشجویی عنوان «بررسی خطاب‌های خدا به پیامبر» را برای پایان‌نامه انتخاب کرده و  در باره انواع خطاب‌هایی که خدای متعال با آنها پیامبر را در قرآن خوانده، پژوهش‌های مفصلی انجام داده بود.  در جلسه دفاعیه پایان‌نامه وقتی که دانشجو محتوای تحقیقات خود را در این باره گزارش می‌کرد و به ما تصویری نسبتا جامع از مجموعه این خطاب‌ها ارائه می‌کرد، به قدری خطاب‌های خدای متعال نسبت به پیامبر عاطفی و دلجویانه بود که گزارش او همه استادان را غرق در عاطفه و احساس کرد. تبلور این احساس به قدری اشتداد پیدا کرد که دریافت مطالب از وی با سرازیر شدن سرشک شوق و عاطفه از چشمان همه کسانی که در جلسه حضور داشتند همراه بود.
در آستانه بعثت پیامبری هستیم که اگر تنها خطاب‌های آکنده از محبت آفریدگار در باره او را مرور کنی، ترا سرشار از لطف و عاطفه می‌کند. یا ایها المزمل (6)، یا ایها المدثر (7)، یا ایهاالنبی (8)، یا ایها الرسول (9) و … .

بعثت اسوه‌ای شایسته

«لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِیرًا؛ قطعاً در گفتار و رفتار رسول خدا اقتداى نیكویى براى شماست. اقتدا به رسول خدا از عهده همه مدعیان ایمان برنمى‌آید ، بلكه آن كسى به او تأسی می‌كند كه به خدا و روز واپسین امید دارد و خدا را بسیار یاد كرده است.» (10)
دو تأكید «لام» و «قد» و ماضی استمراری در جمله خبری، لحن گلایه‌آمیز را حكایت می‌كند. گویی خدای متعال از مؤمنان گلایه دارد كه چرا با وجود چنین الگویی شایسته،  با رفتار و سلوك شایسته فاصله دارند؟ البته تدبر در این آیه از عوامل این آسیب پرده برمی‌دارد. التفات از حضور «لكم» به غیبت «لمن» شرط بهره‌مندی از این الگو را بیان می‌كند و در حقیقت از علت بی‌بهره ماندن از تأسی رمزگشایی می‌كند كه اگرچه شأن شما این است كه به پیامبر تأسی كنید؛ ولی این امر مورد انتظار فعلیت پیدا نمی‌كند، مگر برای كسانی كه از سابقه امید به خدا و روز واپسین برخوردار بوده و به یاد فراوان خدا، چراغ دل افروخته باشند. به دیگر سخن تا متغیر امید به خدا و روز واپسین و یاد فراوان خدا در تو شكل نگرفته، متغیر تأسی در تو سامان نخواهد یافت.

منّت بر مؤمنان

به طور قطع بعثت پیامبر از میان مؤمنان، منّت بر آنان است كه «لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ» (13) پیامبری كه تلاوت آیه‌های زندگی از سوی او رشد و فراگیری كتاب و حكمت را به همراه دارد. « یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَكِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ»، اگرچه پیش از  این، قطعا در گمراهی به  سر می‌بردند. «وَإِن كَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُّبِینٍ».
وقتی  دل در گرو ایمان به توحید و معاد داری، ولی راه سلوك و حكمت حركت و رشادت را نداری، چه منتی از این  بالاتر كه كسی از راه برسد  و با تلاوت آیه‌های حیات‌بخشِ خدای زنده و پایدار تو  را كه گم‌كرده‌راهی به پاكی و رشد و به فراگیری كتاب و حكمت بخواند. وقتی كه می‌روی تا در میان تاریكی‌هاچو گردی از میان برخیزی، ابر هدایتی می‌رسد و تو را به ثقل اكبر پیوند زده، ماندگار و فروزانت می‌كند.
این آیه نشانگر آن است كه مؤمنان در هر زمان حتی پیش از بعثت پیامبر وجود دارند و حقیقت ایمان هیچگاه خاموش نمی‌شود. همچنین بیانگر این است كه مؤمنان هم، در مسیر رشد و پاكی گم‌كرده‌راهند، اگر رسول و ولیی بر آنان گمارده نشود تا با تلاوت آیه‌ها آنان را به كتاب و حكمت پیوند بزند. شاید برای همین است كه در اعمال شب مبعثِ رسول گرامی آمده است كه ولی اعظم خدا امیرالمؤمنین علی علیه السلام را زیارت كنی. (14)
بعثت او منّت قطعی بر مؤمنان است كه «لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْكُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ؛ رسولی از خودتان آمد كه كه آنچه شما را می‌رنجاند بر او دشوار است و سخت شما را دوست می‌دارد و نسبت به شما رئوف و پرمهر است». (15)

رسول امید و بیم

انسان برای حرکت به سوی رشد و کمال به دو بال امید و بیم نیاز دارد. اگر امید نداشته باشی، اساسا انگیزش و حرکتی در تو شکل نخواهد گرفت و اگر بیم از آسیب‌ها و مهلکات نداشته باشی، عملا به آسیب و تباهی کشیده خواهی شد. همه رسولان خدا این دو بال تو را نیرومند می‌کنند. به قدری بشارت و هشدار و بیم رسولِ مهربانی اهمیت دارد که این دو، در شمار اهداف انحصاری رسالت ذكر شده‌اند؛ «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ مُبَشِّرًا وَنَذِیرًا؛ و نفرستادیمت مگر برای اینکه بشارت‌دهنده و هشداردهنده باشی» (16).
برخی تلاش می‌کنند به تو بشارتی بدهند و امیدی را در تو سبز کنند یا هشدارت دهند و نسبت به تهدیدهای فرارو آگاهت كنند. میزان تأثیر این بشارت‌ها و هشدارها  به میزان صداقت و خیرخواهی آنها نزد توست. تو برای سنجش این دو مؤلفه، ملاک‌هایی داری که احساس تو نسبت به آنها را شکل خواهد داد.
معمولا انسان‌ها در گرو محدودیت‌ها، کاستی‌ها و انگیزه‌های پیدا و نهانِ برخاسته از  نفس خود هستند، چرا که همه در معرض کبر و حرص و حسادتند؛‌ از این روست که گاهی حقیقتا نمی‌دانی از بشارت‌ها شاد شوی یا محزون و نیز می‌مانی که در مواجهه با هشدارها چه کنی؟
رسول مهربانی و لطف از همه این آسیب‌ها مصون است. وجود مبارک او از هر پلیدی آشکار و نهانی مبراست. کبر و حرص و حسادت هم که به عنوان سه آفت بشری از آغاز خلقت تا کنون همواره انسان را  در معرض کژی و اعوجاج قرار داده، هیچ در ساحت قدسی او راه ندارد. (17) بشارت‌های  او صدق ناب است و بیم و هشدارهای او از تهدیدهایی حتمی و انکارناپذیر خبر می‌دهد. او و فرزندان معصومش تنها کسانی هستند که می‌توانی بی‌دغدغه همه دل و جانت را به امید و بیمشان بسپاری و باید بسپاری اگر بنای حرکت در مسیر تعالی و قرب الهی داری.

دلدادگی در حدیث دیگران

وقتی دوستان و خویشاوندان محبوب تو را می‌ستایند، عجبی نیست كه ممكن است صرفا بخواهند از تو دلجویی كنند، ولی برایت خوشتر و گواراتر خواهد بود وقتی در حدیث دیگران ستایش محبوبت را ببینی.
الكساندر سرگیویچ پوشكین (1799 ـ 1937) شاعر مشهور اهل روسیه كه به حق از دلدادگان حضرت رسالت و قرآن كریم است لحظه بعثت را اینگونه سروده:
صدای خدا،
مرا فراخواند:
برخیز، ای پیامبر!
و اراده مرا بنگر،
از دریاها و زمین‌ها بگذر.
و دل‌های مردم را،
با دعوت خود شعله‌ور ساز،

او در بخش ‌دوم كتاب قبساتی از قرآن  (18) آیه‌هایی از سوره احزاب را اینگونه به شعر سروده:
و اما شما،‌ مهمانان او!
زمانی كه هستید در خوان او
گذارید دنیا و مافیه را
مبادا برنجد رسول خدا
رسولی كه او خیرخواه شماست
همیشه نگاهش به راه شماست
نمی‌خواهد او یاوه گویید هیچ
ز دنیا بگویید و جویید هیچ

گوته ( 1749 ـ 1823) شاعر شهیر آلمانی توجه خاصی به اسلام دارد. وی ضمن آنكه در شعر حكمت‌نامه از دیوان شرقی غربی در ستایش اسلام گفته است:
از حماقت آدمیست كه تنها عقیده شخصی خود را ستایش كند؛ هر گاه معنای اسلام تسلیم شدن به اراده خداوند جهان باشد پس ما همگی در اسلام زندگی می‌كنیم و مسلمان می‌میریم.
او در شعر معروف خود كه آن را «محومه» می‌نامد، رسول رحمت را به رودخانه‌ای تشبیه كرده كه در مسیر جریان خود همواره بر عظمت آن افزوده می‌شود و انسان‌ها را همراه خود به سوی سرای جاودانه پیش می‌برد. (19)لئو تولستوی (1928 ـ 1910) نویسنده بزرگ روس كه رمان جنگ و صلح وی از شاهكارهای ادبی جهان شمرده می‌شود، همواره با دوستان و نزدیكان خود در باره دین اسلام و شخصیت بی‌نظیر و روحانی رسول‌الله (ص) گفتگو كرده و نوشته است. اولین گام تولستوی برای پذیرش دین اسلام به عنوان دین برتر و مسلمان شدن او از گفتگوی او با پزشك معالجش موكوویتسكی و همراهش خانم سوفیا آندریاونا مشخص می‌شود. (20) موكوویتسكی می‌نوسید:
در سیزدهم مارس 1309 در صحبتی كه با تولستوی داشتیم گفت: «نامه‌ای از یك مادر داشتم كه نوشته بود: پدر فرزندانم مسلمان است و من هم مسیحی هستم. دو پسر دارم یكی دانشجو و دیگری افسر و هر دوی آنها طالب پذیرش دین اسلام هستند». … تولستوی گفت: … وقتی در باره این نامه فكر می‌كردم مسائل فراوانی برای من روشن شد. محمد [ص] به عنوان یك پیامبر همیشه و همه جا بالاتر از مسیح قرار می‌گیرد. او انسان را سست نكرده و او را به جایگاه خداوندی نمی‌رساند و خود را نیز به جایگاه خدا نزدیك نمی‌كند و جای خدا نمی‌گذارد. مسلمانها به غیر از الله خدایی دیگر ندارند و محمد [ص] پیامبر آنهاست. در اینجا معما و اسراری نیست.
سوفیاآندریاونا پرسید: كدامشان ارحج‌اند؟‌ مسیحیت یا اسلام؟ تولستوی پاسخ داد: «برای من روشن است كه اسلام بهتر است و در جایگاهی والاتر قرار دارد. آنگاه كه اسلام را با مسیحیت مقایسه می‌كنم، برتری و والاتر بودن اسلام را به وضوح می‌بینم. اسلام كمك بسیار زیادی به خود من كرده است».
شیفتگی تولستوی به رسول‌الله (ص) در كتاب كوچكی با نام احادیث مهم محمد [ص] (21) به وضوح دیده می‌شود. پرفسور تلمان خورشید اوغلو علی‌اف در باره این كتاب می‌گوید :‌
تولستوی با این اثر توانسته خواننده روسی را با احادیثی در باره رسول اكرم (ص) آشنا كند. با جسارت می‌توان گفت كه این اثر توانسته مخاطب خود را با تفكر دینی و تربیت و اخلاق اسلامی آشنا كند. در اینجا شخصیت حضرت محمد (ص)،‌ قدرت لایزال تفكر الهی و مضاف بر اینها نوشته مؤمنانه و حقیقت‌پرست تولستوی تأثیر این نوشته را بیشتر كرده است.
در مقدمه این كتاب از تولستوی نقل شده كه گفت:‌
برای من محمدی بودن، از ستایش صلیب (مسیحیت) در مقام بالاتری قرار دارد و در این مقایسه من اسلام را برمی‌گزینم. اگر انسانها حق انتخاب داشتند هر انسان عاقل پرودسلاو (مذهب مسیحیت غالب در روسیه) بدو شبهه و بی‌تردید محوری بودن خدای یگانه و پیامبرش را قبول می‌كرد.
راینر ماریا ریلكه (۴ دسامبر ۱۸۷۵ – ۲۹ دسامبر ۱۹۲۶) از مهمترین شعرای قرن بیستم آلمانی در سال 1912 چند ماهی را در اسپانیا به سربرد و در آنجا بود كه توانست تصورات و برداشت‌های خود از شرق اسلامی را به شكلی منظم گردآوری كند و سامان دهد. در همانجا بود كه وی ترغیب شد تا دیگربار قرآن را به صورتی عمیق بخواند. در چهارم دسامبر همان سال طی نامه‌ای به شاهزاده خانم تاكسیس در مورد مسجدی در قرطبه (كوردوبای فعلی) كه مسیحیان از آن به عنوان كلیسا استفاده می‌كردند نوشت:
بلائی كه بر سر این مسجد آمده، مایه بسی نگرانی،‌ اندوه و ننگ است. كلیساهایی در فضای نورانی درونی آن در هم پیچیده‌اند، ای كاش می‌توانستم كه چون شانه كردن گره‌هایی از گیسوانی زیبا و دلربا این كلیساها را نیز از درون مساجد بزدایم. این فكر دائما مرا آزار می‌دهد كه مسیحیت همواره خدا را چون كیك زیبایی قطعه قطعه می‌كند در حالی كه الله یكتاست، الله كامل و دست‌نخورده است. (22)
چند روز پس از آن در هفدهم دسامبر،‌ این بار از رواندا (آفریقا) نامه‌ای دیگر برای همان شاهزاده نوشت:
راستی، شاهزاده خانم عزیز (پرنسس تاكسیس) … هم‌اكنون به خواندن قرآن مشغولم. قرآن صدایی منحصر به خود دارد، صدایی كه من با تمامی وجودم چونان باد در ارغنون، در درونش جای دارم. بگذارید این پوسته خلا‌ل‌های پوسیده و گندیده را به عنوان خوراك در این‌سوی و آن‌سوی پراكنده‌اند،‌توزیع نكنیم! [منظور، مسیحیت غیرحقیقی و مورد انتقاد اوست (مینو صمیمی)]. عصاره مكیده شده است. بنابراین اجازه دهید منظورم را به بی‌پرده و عریان بیان كنم: … وانگهی،‌ محمد بلافصل و واقعی بود،‌ او چون رودی كه از میان رشته كوهی طغیان می‌كند، به سوی خدای یگانه پیش می‌رود؛ خدایی كه هر بامداد می‌توان به طور شگفت‌انگیزی با او سخن گفت. (23)
همو در دهم مارس 1922، نامه‌ای رودلف زیمرمن نوشت و در باره جذبه قرآن و شیفتگی خود به آن گفت:
زمانی سعی كردم كه قران را حفظ كنم. در این كار خیلی پیش نرفتم، اما آنچه دریافتم این بود كه در آنجا انگشت نشانه نیرومندی را می‌بینید كه چون عقربه‌ای راه را به سوی آسمان و خدا نشان می‌دهد،‌ خدایی كه به طور جاودانی در حال طلوع است، در مشرق‌زمینی كه هرگز از توان نخواهد افتاد. (24)
فقط تو نیستی كه شیدای اویی، دلدادگان او در میان دیگران نیز پرشمارند.

گفتمش پوشیده خوشتر سر یار

خود تو در ضمن حکایت گوش‌دار

خوشتر آن باشد که سر دلبران

گفته آید در حدیث دیگران (25)



پی‌نوشت:

(*) تعبیر «خاتم عشق» را از مجموعه‌ای پنج‌جلدی به نام سیمای پیامبر اعظم (ص) از منظر خاورشناسان و غربیان ـ‌ خاتم عشق ـ  كه جناب آقای سیدمجید پورطباطبای كه آن را نگاشته است، برداشته‌ام. همچنین نقل قول‌های ذیل عنوان «دلدادگی در حدیث دیگران» را ایشان از همین مجموعه در اختیارم قرار داد. مجموعه یادشده به وسیله انتشارات سروش در دست چاپ و انتشار است.
(1) بحارالانوار، ج 89, ص 17.
(2) فرقان/ 25، 41.
(3) احزاب/ 33، 56.
(4) قلم/ 68، 4.
(5) جن/ 72، 19.
(6) مزمل/ 73، 1.
(7) مدثر/ 74، 2.
(8) انفال/ 8، 64 و 65 و 70؛ توبه/ 9، 73؛ احزاب/ 33، 1 و 28 و 45 و 50 و 59؛ ممتحنه/ 60، 12؛ طلاق/ 65، 1؛ تحریم/ 65، 1 و 9.
(9) مائده/ 5، 41 و67.
(10) احزاب/ 33، 21.
(13) آل عمران/ 3، 164.
(14) عباس قمی، مفاتیح الجنان،‌ اعمال شب مبعث.
(15) توبه/ 9، 128.
(16) اسرا/ 17، 105.
(17) اصول كافی، ج 3، ص 396،‌ ح 1.
(18) قرآن در اشعار الكساندر پوشكین، تألیف و ترجمه دكتر كریمی مطهر و دكتر یحیی‌پور، چاپ پژوهشگاه فرهنگ و علوم انسانی. مترجم با عبارات آهنگین تلاش كرده در برگردان فارسی اشعار حالت نظم عبارات را حفظ كند. این قطعات از مجموعه شعرهای قبساتی از قرآن، اقتباس شده است. برخی نام این مجموعه شعر را به تأسی از قرآن ترجمه كرده‌اند.
(19) مینو صمیمی، محمد (ص) در اروپا، 1382.
(20) این مطالب را دی. پی موكوویتسكی در كتاب سالهایی در كنار تولستوی از 1904 تا 1910 نقل كرده است.
(21) مترجم فارسی این كتاب برای آن نام محمد رسول‌الله را انتخاب كرده است كه توسط نشر ثالث در سال 1382 در تهران به چاپ رسیده است.
(22) راینر ماریا ریلكه،‌ Briefwechsel, Marie von Thurn und Taxis، ویرایش ارنست زین، زوریخ، 1951، ص 240 (به نقل از مینو صمیمی، محمد (ص) در اروپا)، ص 473.
(23) همان.
(24) راینر ماریا ریلكه، Samtliche Werke، جلد دوم، ص 1113، ترجمه ان. بی. آر. ریوز (به نقل از صمیمی همان، ص 474)
(25) مولوی، مثنوی معنوی، دفتر اول.

انعکاس در ديگر پايگاه‌ها:

خبرگزاری رسا: بعثت رسول بیم و امید
روزنامه خراسان:
VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)