مشاوره یا تحمیل

مشاوره‌جویی صادق

برخی در هنگام مشاوره همه اطلاعات لازم را به تو می‌دهند تا تو كه از تجربه  و توانایی لازم برای پردازش این اطلاعات برخورداری و بی‌شائبه خیر و صلاح مشاوره‌جو را می‌خواهی، به نتیجه برسی و راه‌ یا راه‌های برون‌رفت از مسئله را به او ارائه كنی. این شكل از مشاوره‌جویی طبیعی‌ترین شكل مشاوره است. اگر صلاحیت لازم برای ارائه مشاوره را داشته باشی، خواهی توانست مشاوره‌جو را از اندوخته تجارب، دانش و نگاه خود بهره‌مند سازی.

مشاوره‌جویی بی‌محتوا

همواره اینگونه نیست. گاهی مشاوره‌جو تنها شكل مشاوره‌جو را دارد و محتوا چیز دیگری است. به ویژه زمانی كه خود تو هم درون معادله و مسئله باشی و نقش‌آفرینی تو در گوشه‌ای از آن اجتناب‌ناپذیر باشد. در چنین حالتی كسی كه به صورت مشاوره‌جو ظاهر می‌شود، در معرض مدیریت تو برای رسیدن به امیالش است. معمولا او پیش از آنكه با تو مشاوره كند، مطالب را به زعم خود بررسی كرده و به استنتاج و نتیجه‌گیری رسیده است. حال پس از این همه از آنجا كه تو هم در معادله نقش‌آفرینی باید به گونه‌ای مدیریت شوی كه راه برای رسیدن او به خواسته‌ یا خواسته‌هایش تسهیل شود، نه اینكه سنگ راه باشی و بتوانی متغیری از معادله را دست‌كاری كنی.

استتار عزیمت و اقدامات

بنابراین بهترین حالت استتار عزیمت و اقدامات آن است كه با تو مشاوره شود، اما همه اطلاعات مورد نیاز به تو داده نشود. در چنین وضعیتی، كسی كه به صورت مشاوره‌جو ظاهر شده، برای نظر تو هیچ قیمت و ارزشی قائل نیست، او ترا بسیار پیش از این، از معادله ارزشی خود كنار زده است، از این روست كه صلاح نیست تو همه اطلاعات مورد نیاز در این باره را بدانی، بلكه هرچه كمتر بدانی بهتر است؛ چرا كه ممكن است سنگ راه باشی. اصولا او ترا سنگ راه دیده كه چنین معامله‌ای را با تو ساز كرده است. او اقدام كرده و می‌خواهد اقداماتی بكند، اما از ترس مقاومت و تحلیل تو نیازمند گفتگو با توست. گفتگویی كه خیال كنی به تو اهمیت داده شده و در جریان امور قرار گرفته‌ای، در حالی كه او با این اطلاعات اندك تنها فیزیك و حضور جسمی تو را می‌طلبد نه حضور فكری و ارزش تو را. مشاور اگر هوشمند باشد در كمند این مشاوره نخواهد افتاد. مشاور باهوش درك می‌كند كه این نوع مشاوره سلب مشورت از اوست، نه مشورت و نظرخواهی از او.

سخت و دشوار

ساماندهی خط انتقال ارزش‌ها و مفاهیم با چنین مشاوره‌جوی حیله‌گری كه بی‌ادبی را به قالب ادب درآورده، سخت و دشوار است. او از قضا بسیار بی‌ادب، متكبر، عجول و نسبت به آنچه پیشتر بررسی كرده و به نتیجه رسیده، دلباخته و یك‌دنده است. او پیش از اینكه بخواهد از عقول دیگران كمك بگیرد در ِعقل را، حتی عقل خود را بر خود بسته است. كسی كه عقل خود را كنار گذاشته، چگونه ممكن است نسبت به عقل تو احساس نیاز كند. او در مهار عقل خود نیست تا تعامل تو با او از طریق انتقال معنی آسان و راحت باشد. اگر او به فرمان عقل خود بود آنگاه می‌شد امید داشت كه ارتباط معنوی و مفهومی با او ثمری داشته باشد. حال آنكه كه او با كنار گذاشتن حتی عقل خود راه تبادل معنوی را مسدود و یا بسیار سخت و دشوار ساخته است.

حقیقت طلب

طبعاً چنین مشاوره‌جونمایی، از تو بررسی و تحلیل و نظر نمی‌خواهد. حقیقت طلب او از تو آن است كه همان كنی كه او می‌خواهد، حتی پیش از آنكه همان بگویی كه او می‌خواهد، چرا كه او پیش از تفكر و شكل‌گیری گفتمان نتیجه‌اش را گرفته و به اشتداد و عزیمت رسیده و حالا لازم می‌بیند كه تو را به آنچه به نتیجه رسیده همراه كند. او همراهی همراه با استخدامِ تو را می‌خواهد نه همفكری تو را.

استنتاج پیش از تقدیر

شاید چنین كسی مصداق این آیه باشد كه فرمود: «إنه فكّر و قدر؛ او به نتیجه رسید و سپس اندازه‌گیری كرد» (1). بلافاصله چنین كسی نفرین می‌شود كه چرا استنتاجش پیش از دستیابی به اندازه‌ها بوده است:‌ «فقتل كیف قدر ؛ ثم قتل كیف قدّر؛ مرگ بر او باد! چگونه اندازه گرفت، سپس مرگ بر او باد! چگونه اندازه گرفت؟!» (2). در حالی كه پیش از این اسنتاج كرده بود، زیرا كه باید نخست به اندازه‌‌گیری و تقدیر پرداخت و پس از دستابی به اندازه‌ها و تقدیر‌ها به تفكر و نتیجه گیری اقدام كرد.

اندازه‌نگه‌داری

اگر پیش از اینكه به اندازه‌ها و تقدیرها رسیده باشی به تفكر پرداخته و به نتیجه دلخواهت ـ بدون مزاحمت اندازه‌ها ـ رسیده‌ای، آن‌وقت اندازه‌ها و تقدیرها به چه كارت می‌آید؟ در چنین حالتی به جای دست‌یابی به واقعیت اندازه‌ها، نیازمند انطباق اندازه‌ها بر تفكری هستی كه فارغ از اندازه‌ها به نتیجه رسیده است. تو ناگزیر تفكرت را بر اندازه‌ها تحمیل می‌كنی و هیچ نیازمند تفكر و افزایش آگاهی‌ات نیستی كه نیاز به مشورت داشته باشی. مشورت فرایند دست‌یابی به اندازه‌هاست تا بتوانی به درستی تفكر كنی و به نتیجه برسی. تو كه اندازه‌ها را كنار گذاشته‌ای، چگونه ادای كسی را درمی‌آوری كه می‌خواهد اندازه نگه دارد!

اشارت

در تعامل با چنین مشاوره‌جونمایی، تو هیچ وظیفه‌ای نداری. لازم است مراقب باشی كه در دام این دام‌گستر نیفتی. اگر بتوانی فارغ از بازی او، او را با عقلش آشتی دهی و متذكر سازی این كار را بكن در غیر این صورت، صمت و سكوت را پیشنهاد می‌كنم، همراه با تماشای او كه چگونه با تكلف تلاش بیهوده  می‌كند تا  با ادای اندازه‌نگهداشتن، همه را به اندازه تفكر (استنتاج‌) خود درآورد. تو باید صامت به تماشا بنشینی كه این گفت و شنود نیست تا تو هم بتوانی بپرسی و چیزی بگویی. اینجا گفت بی‌شنود است. تو تنها چیزی را خواهی شنید كه مشاوره‌جوی صوری و بی‌محتوا می‌خواهد بشنوی، نه چیزی را كه برای نظر دادن به آن نیاز داری، بنابراین پرسش هم بی‌فایده است. گفتِ بی شنود او پرسش‌هایت و دیدگاهت را برنمی‌تابد. بنابراین بیهوده صرف وقت نكن. صامت باش و به علامت‌ها توجه كن كه بیش از علانیت‌های گفتاری گویای مطالب هستند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی‌نوشت:
(1) مدّثر/ 74، 18.
(2) همان، 19 و 20.

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)