نشان‌ و نشانه‌ها

نشان‌ها

از دیروز موضوعی كه آن را نشان‌ و نشانه‌ها می‌نامم ذهنم را به خود مشغول كرده است. هر از چندگاه به طور رسمی و غیررسمی برخی به نشان‌هایی نشان‌دار می‌شوند، از نشان‌های بسیار رائج مانند  نشان‌هایی كه  پس از گذراندن دوره تحصیل دریافت می‌كنند و از آن پس به آن نشان خوانده می‌شوند.  به طور مثال كسانی كه در حوزه علمیه تحصیل می‌كنند و  به كسوت روحانیت درمی‌آیند «حجت‌الاسلام» خوانده می‌شوند. به همین ترتیب نشان «دكتر» به  كسانی كه سطوح عالی تحصیلی را به اتمام رسانده‌اند داده می‌شود یا همین عنوان ـ‌ دكتر ـ‌ برای كسانی به كار می‌رود كه در رشته پزشكی تحصیل می‌كنند یا دست ‌كم مدرك كارشناسی در رشته پزشكی را دارند.  برخی نیز بدون تحصیل، و تنها بر اساس شهرت از  سوی مردم و اطرافیان نشان‌هایی دریافت می‌كنند. چنانكه اصحاب حِرَف و مشاغل نیز وقتی به سطح قابل قبولی از تجربه و  مهارت می‌رسند  استاد خطاب می‌شوند و به این ترتیب نشان «استادی» از اطرافیان و مردم می‌گیرند.
برخی از نشان‌ها نیز از سوی دستگاه‌ها و مراكز ـ‌ كه معمولا بر طبق ضوابط و مقرراتی خاص صورت می‌گیرد ـ به افراد داده می‌شود و آنها را نشان‌دار می‌كند. برای مثال نشان‌های درجه یك تا سه كه از سوی رئیس جمهور به افراد داده می‌شود در شمار عالی‌ترین نشان‌های رسمی از این دست است. از جمله می‌توان نشان درجه یك  تا سه شجاعت، ایثار، تعلیم و تربیت، برنامه‌ریزی و مدیریت،‌ خدمت و بسیاری نشان‌های دیگر را نام برد.

نشان‌ها بر اساس نشانه‌‌ها

البته هر نشانی بر اساس نشانه‌هایی به افراد داده می‌شود؛ خواه نشان‌های رسمی از نوع رائج آن مانند نشان‌های تحصیلی و  خواه نشان‌هایی كه بر اساس گزینش افراد به آنها اعطا می‌شود مانند نشان‌هایی كه از سوی رئیس جمهور یا دستگاه‌های مربوط به افراد می‌دهند و خواه نشان‌هایی كه از سوی مردم و اطرافیان به كسی داده می‌شود،‌ همه و همه بر اساس نشانه‌هایی است كه در فرد احراز می‌شود. وقتی این نشانه‌ها به اشتداد می‌رسد و متراكم می‌شود و نشانه‌های متضاد و متناقض با نشانه‌های مورد نظر محدود و ناچیز به نظر می‌رسند افراد شایسته اینگونه نشان‌ها می‌شوند.

جستاری در نشانه‌شناسی

الان بیش از هر چیز سخنم در باره آن دسته از نشان‌هایی است كه به صورت گزینشی به افراد داده می‌شود.  برای من در این باره دو دسته پرسش عمومی و شخصی قابل طرح است:

دسته اول: پرسش‌های عمومی

  1. این نشان‌ها بر اساس كدام نشانه‌ها به افراد داده می‌شود؟
  2. چگونه نشانه‌های كسی بر نشانه‌های دیگران ترجیح داده می‌شود؟
  3. آیا نشانه‌های متضاد و متناقض هم ارزیابی می‌شود؟
  4. دامنه اعتبار نشان‌ها تا كجاست؟ آیا قاعده «میزان حال فعلی افراد است» بر نشان‌دارها هم جاری است؟

دسته دوم:‌ پرسش‌های شخصی

  1. نشانه‌های تو كدامند؟
  2. با فرض وجود نشانه‌ها آیا نشانه‌های تو بر نشانه‌های دیگران در این باره ترجیح دارد؟
  3. با فرض نمود نشانه‌هایی قابل تقدیر آیا نشانه‌های متضاد و متناقض در تو وجود ندارد؟
  4. با فرض صدق این نشان بر تو، آیا نشانه‌های صدق در تو افزایش یافته و نشان‌های متضاد و متناقض كاهش خواهد یافت یا به عكس؟

كدام نشانه؟

مرا فعلا با پرسش‌های دسته اول كاری نیست كه آگاهی من از آن محدود است، اما به قاعده، آگاهی من از خودم بی‌واسطه و كامل است كه «إن الانسان علی نفسه بصیرة»(1). از این روست كه اگر بخواهم  خود به پرسش‌های دسته دوم پاسخ دهم، در  پذیرش آنچه تدارك شده دچار زحمت و تكلف و شاید نوعی سرخوردگی خواهم شد. ترجیح می‌دهم به اختصار مروری بر پاسخ‌هایم به پرسش‌های این دسته به عكس ترتیب بالا داشته باشم. با فرض صدق نشانه‌ها هیچ ضمانتی بر افزایش نشانه‌های صدق و كاهش نشانه‌های متضاد و متناقض نیست؛ و باز با فرض نمود نشانه‌های قابل تقدیر، وجود نشانه‌های متضاد و متناقض قطعی و انكارناپذیر است، همچنین با فرض وجود برخی نشانه‌ها، ترجیح آن بر بسیاری نشانه‌های دیگران هیچ برایم احراز نشده؛ و اساسا كدام نشانه؟!

تشكر خاضعانه

قصد جسارت به كسانی كه با حسن ظن به نشانه‌ها نگریسته‌ و آنها را تصدیق كرده و  باارزش  دانسته‌اند، ندارم، حسن فاعلی و  شرافت ذاتی آنان به جای خود. آنچه گفتم حدیث نفسی بیش نیست. خدای من انبوه  نشانه‌های دیگر را از چشم تیزبین دوستان پوشانده است (2)؛ با این حال، با اظهار تقدیر و تشكر خاضعانه از مجموعه كارشناسان، داوران و دست‌اندركاران كه ای كاش من هم در میان آنان بودم تا فرد شایسته‌ای را انتخاب می‌كردیم، به طور قطع  در جلسه‌ای كه فردا چهارشنبه 2/4/ 1389 به این منظور تشكیل خواهد شد، حاضر  نخواهم شد و آرزو دارم آنچه به من ابلاغ شده كأن لم یكن تلقی شده و از برنامه كنار گذاشته شود.

پی‌نوشت:

  1. قیامت/ 75، 14:‌ «همانا انسان بر [احوال] خود آگاهی دارد».
  2. مفاتیح الجنان، دعای كمیل: «اَللّهُمَّ مَوْلاىَ كَمْ مِنْ قَبیحٍ سَتَرْتَهُ وَ كَمْ … وَ كَمْ مِنْ ثَناَّءٍ جَمیلٍ لَسْتُ اَهْلاً لَهُ نَشَرْتَهُ؛خدا اى مولاى من چه بسیار زشتیها كه از من پوشاندى و چه … و چه بسیار مدح و ثناى خوبى كه من شایسته اش نبودم و تو آن را منتشر ساختى».
VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)