نظم و ادب، به صورت یا به سیرت (۱)

معبد کودکوقتی کودکی بیش نبودی هیچ برایت نظم و ادب و آراستگی مفهومی نداشت، نه در صورت و نه در سیرت. کسی هم چندان خرده‌ای بر تو نمی‌گرفت. دیگری تر و خشکت می‌کرد. هر گاه سرووضعت را به هم می‌ریختی، همواره مادر یا كسی بود که آراستگی‌ات را تأمین کند. آن موقع کسی انتظار نداشت،تو خود به تنهایی، نظم، ادب و قواعد تعامل با محیط را رعایت کنی. حتی بی‌نظمی و شیطنت‌های تو خنده و تفریح دیگران را سبب می‌شد. اما نه مادر  و نه دیگری، نه آن زمان و نه هر زمان دیگر نمی‌تواند آراستگی و نظم و ادب درونی تو را بی‌آنکه خود دست‌به‌کار شوی رقم بزند.
امروز وقتی کتاب‌هایت را جمع و جور می‌کنی، وقتی اموری را که باید انجام دهی مرتب می‌کنی، حتی وقتی به سرووضعت می‌رسی و سرت را شانه می‌کنی، دست به نوعی ایجاد انتظام در امورت می‌زنی. کسی که اطاقش و اسباب و اثاثیه‌اش جمع و جور است و در تعامل اجتماعی پاره‌ای آداب را رعایت می‌كند، به داشتن نظم  و ادب ستوده می‌شود. و کسی که به سرووضع خود و اشیای متعلق به خود سروسامانی داده و  برای انجام امور خود ترتیبی در نظر گرفته، منظم خوانده می‌شود.
صورت نظم چشم‌نواز و ستودنی است، نظم در طبیعت، صنعت، اجرای برنامه‌های جمعی، اجرای برنامه‌های فردی و آراستگی ظاهری، و رعایت قواعد ادب و تعامل اجتماعی، همه و همه پسندیده است و مشاهده و احساس آن، تو را نیز مانند دیگران خرسند می‌كند.
 

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)