تأملی در باره بار مفهومی تدبر در قرآن

Badbinاصطلاح تدبر ۴ بار در قرآن به کار رفته است. اکنون هر یک از مستندات قرآنی را بررسی می‌کنیم تا بدانیم تدبر از چه کسانی طلب شده است.

۱٫ طلب تدبر از منافقانِ بایسته اعراض

وَ یَقُولُونَ طاعَهٌ فَإِذا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِکَ بَیَّتَ طائِفَهٌ مِنْهُمْ غَیْرَ الَّذی تَقُولُ وَ اللَّهُ یَکْتُبُ ما یُبَیِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ تَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ کَفى‏ بِاللَّهِ وَکیلاً (۸۱) أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فیهِ اخْتِلافاً کَثیراً (النساء/ ۴، ۸۲)

۲٫ طلب تدبر از کسانی که قلب‌هاشان به شدت از قرآن و آیات حق پوشیده است، اعمال نامطلوبی داشته، وقتی آیات خدا بر آنها تلاوت می‌شود از آن روبرمی‌تابند، نسبت به آن مستکبراند، به ناسزا شب‌ را سر می‌کنند

بَلْ قُلُوبُهُمْ فی‏ غَمْرَهٍ مِنْ هذا وَ لَهُمْ أَعْمالٌ مِنْ دُونِ ذلِکَ هُمْ لَها عامِلُونَ (۶۳) حَتَّى إِذا أَخَذْنا مُتْرَفیهِمْ بِالْعَذابِ إِذا هُمْ یَجْأَرُونَ (۶۴) لا تَجْأَرُوا الْیَوْمَ إِنَّکُمْ مِنَّا لا تُنْصَرُونَ (۶۵) قَدْ کانَتْ آیاتی‏ تُتْلى‏ عَلَیْکُمْ فَکُنْتُمْ عَلى‏ أَعْقابِکُمْ تَنْکِصُونَ (۶۶) مُسْتَکْبِرینَ بِهِ سامِراً تَهْجُرُونَ (۶۷) أَ فَلَمْ یَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جاءَهُمْ ما لَمْ یَأْتِ آباءَهُمُ الْأَوَّلینَ (مؤمنون/ ۲۳، ۶۸)

۳٫ طلب تدبر از مفسدان و فجار

أَمْ نَجْعَلُ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ کَالْمُفْسِدینَ فِی الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقینَ کَالْفُجَّارِ (۲۸) کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ مُبارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیاتِهِ وَ لِیَتَذَکَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ (۲۹) کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ مُبارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیاتِهِ وَ لِیَتَذَکَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ (ص/ ۳۸، ۲۹)

۴٫ دل‌مریضان، مفسدان، قاطعان رحمِ ملعون گنگ بی‌بصیرت

وَ یَقُولُ الَّذینَ آمَنُوا لَوْ لا نُزِّلَتْ سُورَهٌ فَإِذا أُنْزِلَتْ سُورَهٌ مُحْکَمَهٌ وَ ذُکِرَ فیهَا الْقِتالُ رَأَیْتَ الَّذینَ فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یَنْظُرُونَ إِلَیْکَ نَظَرَ الْمَغْشِیِّ عَلَیْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَأَوْلى‏ لَهُمْ (۲۰) طاعَهٌ وَ قَوْلٌ مَعْرُوفٌ فَإِذا عَزَمَ الْأَمْرُ فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ لَکانَ خَیْراً لَهُمْ (۲۱) فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَکُمْ (۲۲) أُولئِکَ الَّذینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمى‏ أَبْصارَهُمْ (۲۳) أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها (۲۴) إِنَّ الَّذینَ ارْتَدُّوا عَلى‏ أَدْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّیْطانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَ أَمْلى‏ لَهُمْ (۲۵) ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لِلَّذینَ کَرِهُوا ما نَزَّلَ اللَّهُ سَنُطیعُکُمْ فی‏ بَعْضِ الْأَمْرِ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ إِسْرارَهُمْ (محمد/ ۴۷، ۲۶)

در مستندات فوق، تدبر به ترتیب از کفار در سوره نساء، از مستکبران و بدگویان نسبت به قرآن در سوره مؤمنون، از فجار در سوره صاد و از بیماردلان ملعون در سوره محمد ص طلب شده است. این در حالی است که تدبر در هیچ جای قرآن کریم از مؤمنان طلب نشده است. این امر می‌تواند نشان‌دهنده این باشد که تدبر دارای باری از معناست که مطلوب نبوده و در شأن مؤمنان نیست. به بیانی دیگر، تدبر در کاربرد قرآنی آن دارای باری از معنای سلبی و دون شأن مؤمنان است. از همین روست که در قرآن کریم هیچگاه تدبر از مؤمنان طلب نشده است؛ بلکه از کسانی طلب شده که نقطه اشتراک آنها نداشتن ایمان یا کفر به قرآن و آیات آن است.

به هر حال آیا جای آن نیست که اندکی در این کاربردهای قرآنی دقت کنیم و به پیروی از قرآن کریم در به کارگیری این اصطلاح در باره مؤمنان تجدید نظر کنیم.

به نظر می‌رسد، در معنی تدبر پیش‌فرضی نامطلوب نهفته است. اصولا درخواست تدبر در امری با این هدف انجام می‌شود که ممکن است در آن امر وجوهی نامطلوب نهفته بوده و غفلت از آن سبب آسیب شود.بنابراین، اصولا تدبر در امری با بدبینی نسبت به آن امر تلازم دارد. از این روست، که از کافران با اوصاف یادشده که بدبین نسبت به قرآن‌اند خواسته می‌شود که با تدبر در قرآن بدبینی خود را رفع کنند. در حالی که مؤمنان هیچگاه چنین بدبینی‌ای ندارند تا با تدبر آن را چارجویی کنند.

برخی دوستان فاضل، بلکه دانشمند این جانب بر کاربرد تدبر اصرار دارند و برخی از آنان برای بهره‌گیری مطلوب از قرآن نظریه‌هایی را بر اساس تدبر ساخته‌اند. چنانکه در نوشته برخی دوستانم از «تدبر» به عنوان رویکرد مفسران ِروشمدار نام برده شده است. پرسش بنده این است که با توجه به کاربردهای قرآنی که همه آنها را یادآور شدم، آیا کسانی که به استناد آیات یادشده آن گونه وصف شده‌اند، مفسران روشمدار قرآن‌اند؟

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

باسلام
چند نکته انتقادی نسبت به این یادداشت:

الف) در معانی لغوی و ریشه ماده تدبر، چیزی که دلالت بر مدعای این نوشتار باشد یافت نشد.

ب) آیات مذکور در این نوشتار در سه مورد مصدر به استفهام هست و این استفهام، استفهام توبیخی هست یعنی توبیخ نسبت به عدم تدبر مخاطبین… پس وقتی کسی بر انجام ندادن کاری توبیخ شود یعنی آن کار پسندیده است و مطلوب (نه این که پیش فرض نامطلوبی دارد چنانچه ادعا شده) مانند تعبیر : افلا یعقلون… در یک مورد هم تعبیر این هست که : لیدبروا فی آیاته… به نظر نمی رسد مرجع ضمیر در لیدبروا فقط فجار باشند بلکه ظاهرا عام هست نسبت به ایشان و غیر ایشان.

ج) از روایات متعددی مطلوبیت و عمومیت تدبر فهمیده می شود که هر دو مورد انکار این نوشتار هست.

با سلام و تحیت و تشکر از توجه و انتقاد
نوشتار هیچ نظری در باره روایات ندارد و صرفا کاربرد قرآنی را مورد توجه قرار داده است. این مطلب به طور مکرر تأکید شده که مطالب در باره کاربرد قرآنی تدبر است.
موفق باشید.

با عرض سلام، بهتر است استاد گرامی درباره ی تدبر سری هم به روایات اهل بیت ع که مفسران حقیقی قرآن هستند نیز بزنند. به عنوان نمونه :
۱٫ امام علی علیه السلام : تدبّروا آیات القرآن و اعتبروا به فإنّه أبلغ العبر.
۲٫پیامبر صلی الله علیه و آله : أَیُّهَا النَّاسُ تَدَبَّرُوا الْقُرْآنَ الْمَجِیدَ فَقَدْ دَلَّکُمْ عَلَى الْأَمْرِ الرَّشِید.
۳٫ قال الصادق علیه السلام: یا مفضّل لو تدبّروا القرآن شیعتنا لما شکّوا فی فضلنا…..
۴٫ در نامه امام صادق ع به شیعیان : «فَتَدَبَّرُوا مَا قَصَّ اللَّهُ عَلَیْکُمْ فِى کِتَابِهِ الْکَریِمِ مِمَّا ابْتَلَى بِهِ أنْبِیاءَهُ وَ أَتْبَاعَهُمُ الْمُؤمِنِینَ، ثُمَّ سَلُوا اللَّهَ تَعَالَى أَنْ یُعْطِیَکُمُ الصَّبْرَ عَلَى الْبَلاءِ فِى السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ الشِّدَّهِ وَ الرَّخَاءِ مِثْلَ الَّذِى أعْطَاهُم‏….
…..

با سلام و تحیت و تشکر از توجه و انتقاد
نوشتار صرفا کاربرد قرآنی را مورد توجه قرار داده است. این مطلب به طور مکرر تأکید شده که مطالب در باره کاربرد قرآنی تدبر است.
موفق باشید.