قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران

  • دسته: مصاحبه
  • سعيد بهمنی
  • بازدید: 1,263 views

رفراندوم

ایسکا (پایگاه اطلاع رسانی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی): 12 آذرماه مصادف است با روز تصویب قانون اساسی. به همین مناسبت گفتگویی را با حجت الاسلام و المسلمین سعید بهمنی عضو هیات علمی مرکز فرهنگ و معارف قرآن انجام داده ایم.

به عنوان اولین سوال لطفا بفرمائید جایگاه رای و نظر مردم را در قانون اساسی انقلاب اسلامی را در مقایسه با ديگر انقلاب‌ها چگونه ارزیابی می‌کنید؟

از قانون اساسی هر کشوری به عنوان میثاق ملی آن کشور یاد می شود. در طول صد سال اخیر یا دو قرن اخیر انقلاب هایی که در شرق و غرب عالم رخ داده هیچ یک به اندازه جمهوری اسلامی به آراء مردم مراجعه نکرده و هیچ یک از نهادهای اساسی خود را براساس رای مردم تاسیس نکرده اند. اینها مدت نسبتا طولانی بعد از انقلابشان کشور را در حالت فوق العاده و با نهادهای انقلابی که هم قانون گذاری می کردند و هم اجرا می کردند. برای مثال در انقلاب فرانسه ميان پيروزی انقلاب در سال 1789 آغاز شد در سال 1795 قانون اساسی خود را تصويب کرد. با اين وصف، موفق نمی‌شوند و پس از چندی ناپلئون اعلام امپراتوری می‌کند. حتی برخی در جمهوری اسلامی نيز معتقد بودند که امام خمینی(ره) برای تایید قانون اساسی نیازی به برگزاری رفراندوم ندارد؛ ولی ایشان به رای مردم مراجعه کردند. با این مراجعه به آراء عمومی هم مردم را در سرنوشت خودشان مشارکت دادند و هم پایگاه مقبولیت نظام را تثبیت کرد. شاید از حیث مبانی بگوییم ولی فقیه جامع الشرایط مبسوط الید در هیچ یک از تصمیمات خود نیاز به آراء عمومی ندارد. اساسا تشخیص او حجت است نه آراء عمومی؛ زيرا آرای عمومی نيز با امضا و تنفيذ وی مشروعيت می‌يابد. به رغم برخورداری از چنين اختياری، مراجعه او به  آراء عمومی مقبولیت نظام را افزايش داده و انگیزشِ بدنه عمومی مردم را برای مشارکت در امور نظام جمهوری اسلامی افزايش می‌دهد. نظامی که برآمده از نظريه‌ی ولايت فقيه و بر پايه‌ی تعاليم انبياء الهی استوار است.

ممکن است گاهی عموم افراد جامعه در اثر هیجانات اجتماعی تشخیص و انتخاب درستی نداشته باشند، بنابراين، چرا نائب امام باید به آراء عمومی مراجعه کند؟

هرچند ممکن است در مواردی نظر رهبری با آنچه مردم انتخاب کرده‌اند هماهنگ نباشد؛ ولی مدارا و همراهی با مردم برای راهبری امور بسیار مهم است. همراهی نظری مردم برای رهبری اهميت دارد. همراهی نظری در فرايندی طبيعی و با حلم و سعه‌ی صدر سرشار رهبری شکل می‌گيرد. از اين رو، مردم باید خود انتخاب کنند و نتیجه انتخاب خودشان را بیینند. این سبب رشد و پیچیده تر شدن و بالا رفتن قدرت تحلیل مردم می‌شود. هرچند در کوتاه مدت ممکن است آسیب هایی داشته باشد ولی بالمآل خوش فرجام است. اين واگذاری هماهنگی بیشتری میان رهبری و مردمی که می خواهند با ایشان اهداف متعالی اسلام را اجرا کنند، ایجاد می‌کند. سمت و سویی که رهبری امت نشان می دهد به مراتب دقیق‌تر و صحیح‌تر از انتخاب‌هایی است که گاهی مردم براساس هیجانات اجتماعی و آوازه گری های معمول انجام می‌دهند.

سه انتخاب مهم ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری. در این انتخابات، به گونه‌ای شگفت ذائقه مردم با متفاوت است. معمولا میان انتخاب مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری هماهنگی وجود دارد؛ ولی ذائقه‌ی مردم در انتخابات مجلس خبرگان رهبری متفاوت از آن دو است. مردم الزاماً به آن جریانی که در مجلس یا ریاست جمهوری رای می‌دهند، در مجلس خبرگان رای نمی دهند. این نشان می دهد که در مجلس خبرگان رهبری، مردم انتظارات و دغدغه های دیگری دارند.

به نظر حضرتعالی کدام انتخاب براساس معیارهای صحیح‌تری می‌باشد، انتخابات مجلس شورای اسلامی یا مجلس خبرگان رهبری؟

به نظر می رسد، مردم در انتخاب خبرگان دقت بيشتری دارند. شايد هيجانات انتخابات مجلس شورای اسلامی است که سبب کاهش دقت مردم می‌شود. معمولا انتخابات خبرگان اینگونه نیست.قاعدتا اعضا و نامزدهای خبرگان از سطح والاتری از دانش و فضل اسلامی برخوردارند و مردم را به هیجانات بیهوده مبتلا نمی‌کنند. بنده خود شاهد بوده‌ام که برخی اعضای خبرگان هیچ گاه تبلیغ نکرده و هيچ هزينه‌ای صرف ترويج خود نکردند. بسياری از آنان به درخواست علما و مردم نامزد می‌شوند و بيش از ثبت نام وظيفه‌ی برای خود نمی‌بينند. تبليغ‌هايی که مشاهده می‌شود معمولاً به وسيله‌ی درخواست‌کنندگان انجام می‌شود.

به نظر حضرتعالی قانون اساسی ایران در مقایسه با سایر کشورها چه جایگاهی دارد؟

قانون اساسی سنگ بنای نظام است و همه تصویرهای آرمانی و حقوقی نظام را نشان می دهد. می‌توان به جرات ادعا کرد که قانون اساسی ما یکی از پیشرفته‌ترین قوانین موجود در جهان است. بیش از همه به حقوق مردم احترام می گذارد پديده‌ای جدید با نظريه‌ی حکومتی خاص خود در جهان امروز است. در اين قانون اساسی دین اساس حکومت است. به عقيده بسياری دين‌محوری انقلاب ما نه تنها اسلام و تشیع بلکه همه ادیان به ویژه ادیان الهی را احيا کرد. همانگونه که گفتم، قانون اساسی ميثاق ملی هر کشوری است. با اين وصف، از آنجا که قانون اساسی جمهوری اسلامی دين‌بنيان است ميثاق دينی ملت ايران نيز به شمار می‌آيد.

آیا قانون اساسی نیاز به بازنگری ندارد؟

قانون اساسی موجود همه ظرفیت های لازم را دارد. هرچند به هر حال، قانون اساسی دست‌نوشته‌ای بشری است. ممکن است در شرایط خاصی برخی مسائل اولویت بیشتری داشته و به برخی مطالب به قدر کافی پرداخته نشده باشد. از اين روست که قوانين اساسی پس از دوره‌ای مثلا حدود 30 یا 40 سال بازنگری می‌شوند. یکی از اموری که مناسب است در قانون اساسی استدراک شود وظايف و اختيارات نمايندگان رهبری است. هرچند جايگاه و اختیارات رهبری در بازنگری قانون بر اساس مبانی ولايت فقيه تصحيح شده است؛ ولی به ويژه جايگاه و اختيارات نمايندگان رهبری به روشنی تعريف نشده است. نمايندگان رهبری دارای جايگاهی شرعی، والا و راهبردی در حوزه‌ی مأموريت خود هستند. لازم است اين جايگاه متناسب با جايگاه و اختیارات رهبری تعریف شود. نمایندگان رهبری شرعاً و قانوناً شئون رهبری را در حوزه‌ی مأموريت خود نيابت می‌کنند؛ از اين رو، لازم است اين جايگاه در قانون اساسی تعريف شود و حیطه اختیارات آنها مشخص شود. نمایندگان رهبری در استان‌ها و مناطق گوناگون کشور به راهبری امور اشتغال دارند و مشکلات عديده‌ای را حل می‌کنند که اگر جايگاه آنان در قانون اساسی به فراخور ديده شود اين راه‌گايی‌ها را به صورت محلی می توانستند حل کنند. نمایندگان رهبری می‌توانند همان نقشی را که رهبری در راهبری و التيام در سطح کلان و فراملی ایفا می‌کند در حوزه‌ی مأموريت خود ايفا کنند.

چنانکه برخی نمایندگان رهبری از ایشان پرسیده‌اند که شما چه انتظاری از ما داريد؟ فرموده اند همان کاری را از شما می خواهم که اگر خودم آنجا بودم انجام می‌دادم. اين می‌تواند بدان معنی باشد که نمایندگان در حيطه‌ی مأموريت خود دارای شئون رهبری‌اند. از اين رو، به نظر می رسد اگر قرار باشد قانون اساسی را بازنگری کنیم لازم است جايگاه نمايندگان رهبری و حيطه‌ی اختيارات آنها متناسب با منزلت شرعی و قانونی آنها به روشنی تعريف شود. اين امر سبب خواهد شد همه‌ی دستگاه‌ها به روشنی و بدون ابهام نسبت و وظايف خود را در تعامل با نمايندگان رهبری بدانند.

آيا می‌توان رشد اجتماعی و فکری برآمده از اعمال رأی مردم در انتخابات را سبب درک بيشتر امامت امت و جهت‌گيری‌های ايشان دانست؟

البته اینکه عرض شد به نحو اقتضایی است نه مطلق؛ زيرا اگر مبانی و نگرش مردم به هر علت از مبانی و نگرش امامت جامعه فاصله بگيرد و متفاوت شود، آنان هیچگاه به درست‌تر بودن جهت و ديدگاه امام خود آگاهی نخواهند يافت و کماکان بر خطای احتمالی خود باقی خواهند ماند. سخن در باره‌ی جامعه‌ای ایمانی و امتی اسلامی است که دارای مبانی و نگرشی يکسان با امامت جامعه‌اند. در چنين جامعه‌ای مردم با برخورداری از مدارا و حلم سرشار امام خود در امور سياسی مشارکت کرده و از طريق رأی نظريات خود را اعمال می‌کنند. اين اعمال رأی سبب رشد و شکوفايی آنان خواهد شد. آنان به گونه‌ای فزاينده در سرنوشت سياسی خود دخالت می‌کنند و به صورت بالنده از حرکت خود و منتخبان خود عبرت می‌گيرند. اين دخالت همراه با عبرت فرايند پختگی را کامل می‌کند و سبب رشد امت همراه با امام خواهد شد.

به هر حال، قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران ميثاق دينی و ملی ما و نقطه‌ی اتکای همه است. قانونی که در مقايسه با ديگر انقلاب‌ها در زمان بسيار کم‌تری با رفراندم سراسری مردم تأييد شد و پایه‌ی اساسی نظام را شکل داد. برخی اصلاحات مناسب در همان دوران حيات بنيانگذار جمهوری اسلامی ايران حضرت امام خمینی(ره) انجام شد. قانون اساسی موجود قانونی جامع، پيشرفته و قابل افتخار است.

لازم است همه به آن ملتزم، وفادار و عامل باشيم. نبايد فراموش کرد که وفادار واقعی به قانون اساسی و آرمان‌های اسلامی آن رهبری جمهوری اسلامی است که مسئوليت امامت امت را در غيب ولی عصر عج بر دوش دارد. . ميزان توجه، التزام و عمل ايشان به قانون اساسی در ترازی است که نمی‌توان هيچ شخص ديگری را با ايشان مقايسه کرد.

http://www.isca.ac.ir/Portal/home/?news/116878/40368/184138/قانون اساسی ما یکی از کاملترین قوانین موجود در جهان است

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)