در باره خمس ماهواره و عروسی طبق احکام عمل نمی‌کند نمی‌دانم چه کنم؟

چندی پيش يادداشتی مبنی بر تقاضای مشاوره در باره برخی مسائل دريافت شد. مشاوره‌جو با معرفی استاد خود به پايگاه اطلاع‌رسانی مراجعه کرده و در بيانی ساده و روان به بيان برخی مسائل به شرح ذيل پرداخته است:

سلام خسته نباشیدبدون مقدمه می رم سر اصل موضوع من چهارونیم ساله ازدواج کردم الن هم درس می خونم در واقع دو سال که طلبه شدم اما با شوهرم مشکل داریم اون به بعضی مسائل مانند خمس ماهواره و عروسی طبق احکام عمل نمی کنه نمی دونم چیکار کنم اگه فقط به خودش ربط داشته باشه گیر نمی دم منم مجبور می کنه برم عروسی وغیره حالا برای اینکه اختلاف نداشته باشیم یواشکی خمس می دم اما پولم اونقدر زیاد نیست که خمس بعضی اموالمونو بدم از همه چیز بیزار شدم اصلا هیچی برام مهم نیست زندگی خیلی تکراریه .راستی من کمی سرد مزاجم اصلا در ارتباط رفتاری هم مشکل دارم چون وابسته نیستم حتی با مادرم هم به راحتی گرم نمیشم حتی ارتباطم در مقابل خانوادم ودوستام بده نمی دونم در برابر اونا چه اخلاقی نشون بدم یا چطوری خطا شونو بهشون بگم تازگیا ترجیح میدم هیچ کجا نرم .اگه بتونین راهنمایی کنید خیلی ممنون می شم.خداحافظ

متن پاسخ:

بسم الله الرحمن الرحيم

لازم است پيش از پاسخدهی چند نکته را يادآور شوم:
يکم: ارائه‌ی مشاوره کامل و مؤثر نيازمند آگاهی فراوان است. در حالی که آگاهی بنده صرفاً محدود به مطالبی است که بدان اشاره فرموده‌ايد. معمولاْ‌ ميزان آگاهی ارائه شده در کتابت بسيار اندک و ناچیز است. از اين رو، نمی‌توان انتظار داشت همه‌ی آنچه لازم است از اين طريق انعکاس يابد.

دوم: به رغم محدوديتی که بدان اشاره کردم، ارتباط کتبی برای مشاوره دارای مزيت‌هايی مانند «مستور بودن» است که برخی محذورات را کاهش می‌دهد و نيز «قابليت استناد و مراجعه» است که می‌توان به دفعات به آن مراجعه کرد. همچنين مزيت بی‌نظير مشاوره کتبی شکل گرفتن مسئله در قالب يک قطعه‌ی نوشتاری است. قطعه‌ای که می‌توان در باره‌ی جزء جزء کلمات، ترکيبات و آرايه‌های ادبی و نوشتاری آن بررسی و تحليل کرد. قطعه‌ای که مانند يک اثر هنری پديده‌آمده در فضا و زمان و موقعتی خاص است که می‌توان آن را کارشناسی و تفسير کرده و از معانی تو در توی آن رمزگشايی کرد.

سوم: نثر روان و بی‌تکلف شما در اين نوشتار که عاری از اضافه و گزافه‌گويست، نشان‌دهنده‌ی هوش و مهارت بالای شما در انتقال مطالب است. اين امر سبب شده احساس ‌کنم، نبايد مثل شمايی چنين مشکلاتی داشته باشد. اميدوارم مطالب بيان شده را به طور فرضی بيان کرده‌ باشيد يا انعکاس مشکلات ديگری بوده باشد که به دنبال راه حل آن هستيد؛ نمی‌دانم. با اين حال، با اميد مفيد بودن مطالبی که ارائه می‌شود، از امروز يک‌شنبه 1/ 2/ 1392 نگارش پاسخ آغاز شد که ممکن است چند روزی تا نهايی شدن به طول انجامد.

چهارم: عين مطالب ارائه شده شما را بی‌کم و کاست در جملاتی از يکديگر تفکيک کرده و به طور جداگانه به آنها می‌پردازم تا به صورت يک محاوره و گفت و گوی زنده صورت‌بندی شود. در اين روش به گونه‌ای مؤثر و فراگير به همه‌ی آنچه نوشته شده، پرداخته خواهد شد.

پنجم: يکی از علل اصلی تأخير در ارسال پاسخ، تأخير شما در تأييد ايميلتان بوده است.

«متن پاسخ»

بسم الله الرحمن الرحيم
سلام خسته نباشید.
سلام. متشکر. شما نيز خسته نباشيد.

بدون مقدمه می رم سر اصل موضوع.
بسيار خوب.

•  من چهارونیم ساله ازدواج کردم.
ازدواج فی نفسه توفيق بزرگی است. امروز ازدواج به معضل بزرگی در جامعه تبديل شده است. از اين رو، کسانی که موفق به آن شده‌اند يکی از مراحل مهم زندگی خود را گذرانده‌اند. گفته می‌شود آمار واجدان شرائط ازدواج که موفق به آن نشده و ازدواجشان به تأخير افتاده به چندين مليون نفر رسيده است و تنها شمار دختران بالای سی سال که هنوز ازدواج نکرده‌اند بيش از شش ميليون نفر است.

•  الن هم درس می خونم
بدون ترديد درس خواندن يکی از شريف‌ترين اشتغالات انسان است. بنده از خدای تعالی خواسته‌ام خودم، همسرم و فرزندان و نسل آنان تا قيامت همه‌ی زندگی خود را به تعلّم و تعليم علوم اهل بیت عليهم السلام اختصاص دهيم.

در واقع دو سال که طلبه شدم.
تعلّم و تعليم در مسير طلبگی نور علی نور است. تشرف به طلبگی يعنی آغاز آموزش آيين بندگی خدای تعالی. طلبه يعنی طالب علوم و مهارت‌های بندگی خدای تعالی. آيا خواسته و طلبی در اين عالَم بهتر و والاتر از اين قابل تصور است. آيا هدفی بالاتر از اين وجود دارد که انسان بداند چگونه خدای تعالی را بندگی کند؟ « وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُون؛ جن و انس را نيافريم مگر برای بندگی» (الذاريات/ 51، 56).

اما با شوهرم مشکل داریم.
ظاهراً از برخی رفتارهای همسرتان خرسند نيستيد. ناخرسندی از برخی رفتارها «مشکل داشتن با همسر» نيست؛ بلکه صرفاً «مشکل با رفتار» وی است.
اين تعبير دقيق از آن جهت است که «رفتار» و «ذات» انسان از يکديگر قابل تفکيک‌اند. در روايت آمده که « أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْعَبْدَ وَ يُبْغِضُ عَمَلَهُ وَ يُبْغِضُ الْعَبْدَ وَ يُحِبُّ عَمَلَه؛ آيا نمی‌دانی که همانا خدا دوست می‌دارد بنده‌اش را و عملش را دوست ندارد و [نيز] دوست نمی‌دارد بنده‌اش را در حالی که عملش را دوست می‌دارد.» (بحارالأنوار، ج 46، ص233؛ باب 5)

اون به بعضی مسائل مانند خمس ماهواره وعروسی طبق احکام عمل نمی کنه.
تعبير «بعضی» نشان می‌دهد که او به بسياری از احکام عمل می‌کند و صرفاً نسبت به برخی مبالات لازم را ندارد. عمل همسر گرامیتان به بيشتر احکام دينی جای شکر و سپاس دارد. افزون بر اين، به احتمال زياد، دارای خصلت‌ها و نقاط قوت فراوان ديگری است که سبب انتخاب شما و سازگاريتان تا کنون شده است. لازم است همواره جنبه‌های مثبت و ايجابی او را در نظر داشته و شاکر باشيد.
عمل نکردن به برخی احکام ناشی از نگرش انسان به آنهاست. ادراک همه‌ی حُرُمات و حدود الهی آنگونه که هست، اعم از واجب و حرام نيازمند رسيدن به شعور حرمات است که بسا ما طلبه‌ها نيز از برخورداری کامل آن محروم هستيم. برای اينکه اين مطلب را تصور کنی. ببين که بسياری از ما به غيبت مبتلا هستيم و به راحتی بدان مرتکب می‌شويم، بی‌آنکه احساس حرمت کنيم و زشتی آن را احساس کنيم و يا توجه داشته باشيم که در هنگام غيبت در حال خوردن گوشت مرده‌ای هستيم. احتمالاً در باره‌ی ميزان زشتی و پليدی غيبت ، افزون بر آنچه گفته شد مطالب بسياری ديده و شنيده‌ای. حال چه فرقی هست ميان حرمت الهی در غيبت و حرمت الهی در ندادن خمس و وجوهات شرعی يا سرکشيدن لجن‌های ماهواره يا مشاهدات، مسموعات و مأکولات حرام در برخی محافل و عروسی‌ها؟ لازم است بدانيم که حتی ما طلبه‌ها نيز برای درک همه‌ی حُرُمات الهی نيازمند توفيق الهی و طی مسير هستيم.
اين مطالب را برای آن يادآور شدم که اگر به مشکلات خود در محضر خدای تعالی توجه کنيم، التهاب و بی‌قراری نسبت به مشکلات ديگران کاهش خواهد يافت. اگر موفق شوی همه‌ی حرمات الهی را آن گونه که هست و از مثل شمايی انتظار می‌رود درک کنی، به توفيقات بسياری در اثرگذاری مطلوب بر ديگر بندگان خدای تعالی دست خواهی يافت. در اين صورت، بيش از زبان تو، تراز وجودی و سلوک و رفتار باطنی و ظاهری تو ذکر و تعليم و هدايت برای ديگران به ويژه بستگان و وابستگانت خواهد بود.
(2/2/1390)

نمی دونم چیکار کنم.
برای مواجهه‌ با مشکلات نيازمند دو دانستن هستيم: 1. دانستن راه‌حل‌ها (شناخت)؛ 2. توانايی لازم برای به‌کارگيری راه‌حل‌ها (مهارت). با بيان «نمی دونم چیکار کنم» رفتار مطلوب در مسئله را مطالبه کرده‌ايد. رفتار مطلوب در مسئله نيز نيازمند دو دانستن است: 1. دانستن اقدام مطلوب (شناخت راه حال)؛ 2. مهارت عملی ساختن راه حل. البته افزون بر اين دو، انگيزه، عزم و از همه مهم‌تر خود عمل نيز لازم است. عمل نيز الزاماتی دارد که از جمله‌ی مهم‌ترين آنها اميد، پشتکار، حلم و بردباری است.
چه بسا کسانی که راه‌حل‌ها را می‌شناسند، ولی مهارت لازم برای عملی ساختن آنها را ندارند. چنانکه بسياری هم راه‌حل‌ها را می‌شناسند و هم مهارت لازم برای عملی ساختن آنها را دارند، ولی هيچگاه دانش و مهارت خود را به کار نمی‌گيرند و «بی‌عمل» می‌مانند. البته برخی نيز پس از شناخت راه‌حل‌ها و برخورداری از مهارت لازم و حتی پس از عمل و اقدام، در ميانه راه اميد خود را از دست داده و بی‌انگيزه می‌شوند يا خسته شده و از ادامه راه بازمی‌مانند و يا با کم حوصلگی و نابردباری قادر نخواهند بود دانسته‌های خود را به درستی به کارگيرند و به طور مستمر و بی‌وقفه آن را اصلاح کنند و با لطافت و استحکامِ بيشتر، آن را ادامه دهند؛ از اين رو، دست از عمل می‌کشند و بازمی‌مانند و با غُر غر کردن و گلايه کردن و ننه من غريبم روزگار می‌گذرانند. طبيعی است از اين به بعد در ـ غرغر کردن، گلايه کردن و ننه من غريبم ـ به مهارت ورزيدگی می‌رسند. احتمالاً بسياری از ماهره‌ها را ديده‌ای که همه چيز را تعطيل کرده و به سطح شگفتی از «ننه من غريبم‌» رسيده‌اند. اينان در نهايت به نوعی بی‌حجابی و بی‌احتجابی در شخصيت خود رسيده و سفره دل خود را برای هر کس و ناکسی می‌گشايند، بی‌آنکه نُصح (خيرخواهی خالص) و امانت او را احراز کرده باشند.
بايد احراز کنی که مشاور تو ناصح و امين است. ناصح است يعنی لوجه الله به تو و ديگران می‌پردازد و پاداش و شکری طلب نمی‌کند و امين است يعنی در هر حال پاسدار شخصيت توست. معمولا و به طور طبيعی مشاوران به لايه‌های درونی شخصيت و اطلاعات و اسرار مشاوره‌جو راه پيدا می‌کند از اين روست که به طور طبيعی مشاوره‌جويان در مقابل مشاوران در معرض آسيب‌اند. اگر مشاور امين نباشد، اولين اثر آن ذلّتی است که مشاوره‌جو در تعامل با مشاور احساس می‌کند. البته «احساس ذلّت» احساسی درونی و مربوط به مشاوره جو است که می‌تواند عوامل ديگری نيز در درون خود وی داشته باشد؛ ولی بايد توجه داشت که يکی از عوامل احساس ذلّت مشاوره‌جو نامطمئن بودن و امين‌نبودن مشاور است.
به مطلبی که اظهار داشته‌ايد برمی‌گردم که «نمی دونم چیکار کنم». لازم است به بررسی اين مطلب بپردازم که:
آيا واقعاً شما اصلاً نمی‌دانيد که چه کنيد؟
اگر بخشی از آنچه بايد را می‌دانيد اين بخش کدام است؟
بخشی که نمی‌دانيد کدام است؟
آيا مشاور می‌تواند با اين سطح آگاهی از مسئله، راه حل مشکل را بيان کند؟
راه حل مشاور چه ماهيتی دارد؟ راه حل تکليف‌گرا؟ راه حل نتيجه گرا؟ يا ترکيبی از تکليف‌گرايی و نتيجه‌گرايی؟
اکنون به پرسش اول و دوم می‌پردازم: «آيا واقعاً شما اصلاً نمی‌دانيد که چه کنيد؟ اگر بخشی از آنچه بايد را می‌دانيد اين بخش کدام است؟»
3/ 2/ 92
ظاهراً شما برخی چيزها را می‌دانيد. برای مثال، می‌دانيد که:
1.    خمس واجب است و هر مسلمانی بايد آن را بپردازد.
2.    اگر خمس پرداخت نشود اموال انسان آلوده و اجتناب از آن لازم است.
3.    می‌توان خمس اموال ديگری را پرداخت کرد. (اين مطلب نيازمند پرسش از مرجع تقليدتان است.)
4.    ماهواره دارای احکامی است که لازم است رعايت شود.
5.    عروسی دارای احکامی است که رعايت آن لازم است.
6.    لازم است تعامل طلبه با پديده‌هایي مانند بی‌مبالاتی در باره خمس، ماهواره و عروسی در چارچوب احکام و حدود الهی انجام شود.
7.    لازم است تعامل طلبه با همسرش به گونه‌ای باشد که اصل زندگی مشترک را به مخاطره نيندازد.
ظاهراً شما موارد هفتگانه‌ی يادشده و بسياری مطالب از اين دست را می‌دانيد. حال به پرسش سوم می‌پردازم: «بخشی که نمی‌دانيد کدام است؟»
احتمالاً شما برخی چيزها مانند موارد ذيل را نمی‌دانيد:
1.    اگر همسر انسان نسبت به پرداخت خمس بی‌مبالات باشد، چگونه می‌توان به بهترين شکل ممکن او را آگاه و عامل به احکام الهی ساخت.
2.    چگونه می‌توان به شخصيت او استحکام بخشيد و او را نسبت به ماهواره واگرا ساخت؟ واگرايی ناشی از منش و شخصيت مستحکم و دارای ثبات دينی و معرفتی.
3.    چگونه می‌توان او را به اندازه‌ای به احکام و حدود الهی ملتزم ساخت که از رفتارهای ناپسند معمول در عروسی‌ها اجتناب کرده و با آنها مخالفت کند؟
4.    چگونه می‌توان او را از واداشتن ديگران به فعل حرام يا مکروه بازداشت؟
5.    چگونه می‌توان ميان رسالت دينی و حفاظت از بنيان خانواده و پيوند زندگی مشترک جمع کرد؟
و مانند آن.
و اما پرسش چهارم: «آيا مشاور می‌تواند با اين سطح آگاهی از مسئله، راه حل مشکل را بيان کند؟»
پاسخ اين پرسش به اختصار چنين است:
ـ مشاور ناصح و خبير می‌تواند به تحليل مسئله و شناخت شما از آن کمک کند.
ـ مشاور می‌تواند برخی راه‌حل‌ها را ارائه کند.
در باره مطلب پنجم بايد عرض کنم که پاسخ‌های بنده پيش از هر چيز تکليف‌گرا و سپس نتيجه‌گرا خواهد بود.

•  اگه فقط به خودش ربط داشته باشه گیر نمی دم منم مجبور می کنه برم عروسی وغیره.
می‌دانيد که:
1.    اگر همسر شما حرامی را مرتکب يا واجبی را ترک کند بر شما واجب است او را نهی از منکر و امر به معروف کنيد.
2.    هيچکس نه والدين، نه همسر و نه رئيس و فرمانده و هر صاحب اختيار ديگری نمی‌تواند ديگری را به انجام حرامی يا ترک واجبی امر کند. اين مطلبی است که در حدود ولايت الهی است و از حدود و قلمرو هر ولايت ديگری خارج است. «فَإِنَّهُ لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِي مَعْصِيَةِ الْخَالِق؛ همانا طاعت از هيچ مخلوقی در معصيت خالق جايز نيست.» (من‏لايحضره‏الفقيه، ج 2، ص 618)

•  حالا برای اینکه اختلاف نداشته باشیم یواشکی خمس می دم اما پولم اونقدر زیاد نیست که خمس بعضی اموالمونو بدم.
اشاره کردم که بايد از مرجع تقليد خود بپرسيد که آيا خمسی که شما می‌دهيد ذمّه‌ی او را بری می‌کند يا نه؟
معمولاً طلبه‌ها در اين امور راه حل ديگری دارند. آنها از يک مجتهد دارای شرائط اجازه و به تعبير دقيقتر اذن تصرف در اموالی اينگونه را می‌گيرند.
توضيح: مناسب است به نماينده‌ی مرجع تقليد خود مراجعه کرده و ماجرا را بازگو کنيد و از ايشان بخواهيد به شما اذن تصرف در اين گونه موارد را بدهد. با گرفتن اين اذن همه‌ی اموال آلوده به وجوهات شرعی به ويژه سهمين مبارکين بر شما حلال و بی‌اشکال خواهد بود.

•  از همه چیز بیزار شدم.
او بی‌مبالات است؛ در حالی که شما از همه چيز بيزار شده‌ايد؟ اتفاقاً بی‌مبالاتی و غفلت او و مقايسه آن با دغدغه‌های شما، بايد در وجود شما شکر و سپاس را سبز کند نه بيزاری را که نتايج بسيار بدی مانند افسردگی در پی دارد. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَميعاً فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُون‏؛ ای کسانی که ايمان آورده‌ايد؛ مراقب خود باشيد، اگر هدايت يافته‌اید نبايد گمراهی ديگران به شما ضرری برساند، بازگشت همگی شما به سوی خداست، پس خدا شما را به آنچه عمل کرديد آگاه خواهد ساخت.» (مائده/5، 105).

•  اصلا هیچی برام مهم نیست.
اين عبارت به اين نحو کلی به هيچ وجه قابل پذيرش نيست. زيرا:
1.    دين و هنجارهای دينی برای شما مهم و تعيين کننده است.
2.    يافتن راه حلی مطمئن و پايدار برايتان مهم است.
3.    هدايت همسر گرامی‌تان برايتان مهم است.
4.    خروج از بيزاری حکايت شده برايتان مهم است.
5.    دستيابی به زندگی پاک و در مسير اطاعت الهی برايتان مهم است.
و … .

•  زندگی خیلی تکراریه.
تکرار يکی از قوانين لايتغير زندگی برای همه‌ی موجودات زنده است. تکرار روز و هفته و ماه و سال و بسيار و بسياری تکرارهای ديگر. البته در دلِ تکرارها تجديد شدن‌ها و تازه‌شدن‌هايی است که آنها نيز به نوعی تکرار می‌شوند. مهم اين است که در زمزمه‌ی تکرارهای هستی، تو نو به نو گام‌های سلوک الی الله را مطمئن‌تر و روشن‌تر و باثبات‌تر برداری و در هر لحظه به رشد و رشادت بيشتری برسی.
6/ 3/ 92

راستی من کمی سرد مزاجم.
معنی متبادر از سردمزاجی، کاستی در تمايل به معاشرت زناشويی با همسرتان است؛ ولی توضيحات بعدی شما نشان می‌دهد که شما معنی ديگری را نيز از اين اصطلاح مراد کرده‌ايد و آن گرم نبودن در تعامل با ديگران است. به هر حال، اگر به چنين عارضه‌ای دچار هستيد؛ خواه سردی معاشرت با همسرتان آنگونه که بيان شد و خواه گرم نبودن در تعامل با اطرافيان، عارضه‌ی مهلکی است که لازم است نسبت به آن چاره‌انديشی کنيد.
اگر مراد حالت اول باشد، چنين عارضه‌ای با رعايت تغذيه و مراجعه به پزشک به ويژه پزشکان گياهی (که البته بايد معتبر و حاذق باشند) تا حدود زيادی برطرف می‌شود. برای مثال، برای بسياری بانوان خوردن غذاهای با طبيعت سرد نظير ترشی‌ها سبب افزايش تمايل به معاشرت با همسر است. به هر حال، لازم است بی‌درنگ و بدون فوت وقت نسبت به درمان آن اقدام کنيد. برای رفع اين عارضه به پزشکی حاذق مراجعه کنيد؛ چرا که بقای بر چنين عارضه‌ای می‌تواند زمينه‌های فروپاشی پيوند شما با همسرتان را فراهم کند.

•  اصلا در ارتباط رفتاری هم مشکل دارم. چون وابسته نیستم.
اگر مقصودتان صرفاً حالت دوم است. چنانکه در اين جمله بدان تصريح کرده‌ايد. يعنی در معاشرت با اطرافيان گرم نيستيد. اين نيز از عوارض نامطلوب است و بايد با تغيير انديشه و رفتار دست به اقدام بزنيد و اين حالت را از خود دور کنيد. در روايتی آمده است که: «العقل حيث كان آلف مألوف؛ عقل آنجايی است انس‌گيرنده و مأنوسی وجود داشته باشد» (غررالحکم. حکمت 399). همچنين آمده است که: «المؤمن آلف مألوف متعطف؛ مؤمن انس می‌گيرد، با او انس می‌گيرند و نسبت به ديگران پرعاطفه است» (غررالحکم. حکمت 9411)
اين يکی از خصلت‌های شخصيتی و مهارت‌های مطلوب مؤمنان است که توانايی انس گرفتن با ديگران و نيز پاسخ دادن به انس‌گرفتن آنها را داشته باشند. برخی مهارت‌های رفتاری لازم برای اين امر را ندارند و بدين ترتيب از ابراز عاطفه و دريافت آن در حدی وسيع محروم‌اند. بکوشيد جزء اين دسته نباشيد. در انس گرفتن با اطرافيان به قدری که لازم است مهارت و توانايی کافی داشته باشيد و نيز مهارت و توانايی پاسخ دادن به عاطفه و لطف ديگران را در خود تقويت کنيد و به هيچ وجه در اين باره کوتاهی نکنيد. در اين صورت شايسته برخوردار شدن از دوست و دوستی‌های فراوان خواهيد بود. چنانکه در روايت آمده که: «أحق الناس أن يونس به الودود المألوف؛ سزوارترين مردم به اينکه با آنها انس گرفته شود کسی است که دوست‌دار و انس‌گيرنده است». (غررالحکم. حکمت 9516)
به ويژه يک روحانی مانند شما بايد دارای سطح بالايی از مهارت‌های عاطفی در تعامل با ديگران باشد. در کسب چنين مهارتی هيچ ترديدی به خود راه ندهيد و بی‌درنگ نسبت به رفع اين نقيصه در خود اقدام کنيد.
لازم است توجه داشته باشيد که ارتباط عاطفی مطلوب برای همه و به ويژه برای شما که يک روحانی هستيد، لازم است و اين امر مستلزم وابستگی مذموم نيست.

•  حتی با مادرم هم به راحتی گرم نمیشم.
به طور قطع محروميت بزرگی است اگر نتوانيد با والده‌ی خود رابطه‌ی عاطفی گرم و صميمانه‌ای داشته باشيد. بکوشيد هر طور شده از اين وضعيت خارج شويد. تا می‌توانيد به مادرتان محبت کنيد و در اين باره دست به هر ابتکاری بزنيد. اولين اقدام، محبت‌های معمول نظير دست‌بوسی و کرنش و تواضع در زبان و عمل است. در مراتب بعدی کمک کردن بی‌وقفه و بی‌دريغ در امور خانه است. هرگاه که به ديدن مادر می‌رويد بی‌درنگ اقدام کنيد معمولاً کارهايی نظير نظافت خانه و آشپزی همواره زمينه‌های مساعدی برای کمک به مادر است. در اين امر منتظر هيچ يک از ديگر برادرها و خواهرها و ديگران نباشيد و بی‌وقفه و بی‌دريغ دست به اقدام بزنيد. افزون بر اين، هديه آثار بسيار مطلوبی دارد. در روايات آمده است که «الهدية تذهب بالضغائن» هديه کدورت‌ها را می‌برد. بهانه‌هايی برای هديه به والدين پيدا کنيد و در مواردی دست به اين کار بزنيد که کاری بسيار ستودنی و شايسته است. البته در هر حال مقتصد و ميانه‌رو باشيد و به هيچ وجه افراط و تفريط نکنيد.

•  حتی ارتباطم در مقابل خانوادم ودوستام بده.
همين که در اين باره داوری کرده‌ايد که ارتباط شما «بد» بوده است، نشان می‌دهد اين قدر آگاهی داريد که ارتباط مطلوب غير از اين ارتباطی است که داريد.

•  نمی دونم در برابر اونا چه اخلاقی نشون بدم.
تمام کوشش خود را به کار گيريد تا از اين وضعيت خارج شويد. يکی از کارهای لازم برای ارتباط مطلوب با خانواده و دوستان آن است که «گذشت» داشته باشيد. عيوب آنها را بزرگ نکنيد. به ويژه عيوبی که خود شما نيز به نوعی آنها را گاه و بيگاه در خود می‌بينيد. اگر بر عيوب خودتان متمرکز شويد، حساسيت شما در باره ديگران کاهش يافته و سبب بهبود ارتباطات شما خواهد شد.
همچنين لازم است مثل شمايی که يک روحانی هستيد از «تغافل» و «تجاهل» غافل نباشيد. شما بايد به گونه‌ای رفتار کنيد که گويی نسبت به بسياری از عيوب و اشکالات ديگران غفلت داريد و يا اساساً از آن بی‌اطلاع هستيد؛ هرچند به هر دليل آگاهی کافی در باره آنها داشته باشيد. دو خصلت «تغافل» يعنی ناديده گرفتن، و «تجاهل» يعنی خود را بی‌خبر نشان دادن، از خصلت‌های شايسته برای افراد روحانی است که نوعی برتری و بزرگی صنفی نسبت به ديگران دارند.

یا چطوری خطا شونو بهشون بگم.
همانگونه که عرض شد،  اساساً لازم نيست، خودت را آگاه به هر عيب و نقصی نشان دهی. حتماً لازم است در اکثر موارد «تغافل» و «تجاهل» به خرج دهی. همچنين لازم نيست، هر خطايی را به آنان بگويی. بايد راهی پيدا کنی که اعمال و رفتار متين شما سبب آگاهی و نيز رفع عيوب آنها شود. اين امر شدنی است اگر عميق‌تر باشی. آيا نمی‌بينی که بيشترين سروصدای دريا مربوط به سواحل آن است که از عمق کمتری برخوردار است. آنجا که دريا عميق می‌شود از سروصدا و کف خبری نيست.
بايد عميق باشی و بيشترين اهتمام خود را به يافتن عيوب و نقايص خود اختصاص دهی. هر قدر نسبت به عيوب و نقايص خود جدی‌تر و عميق‌تر باشی حساسيت تو نسبت به عيوب ديگران کاهش يافته و در عوض نورانيت نيت و رفتارت افزايش يافته و تأثير آن بر ديگران بيشتر خواهد شد. بدين ترتيب، عمل و شخصيت تو آنها را به خوبی‌ها دعوت خواهد کرد و همه بار را بر دوش زبان خود نخواهی انداخت. «كُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُمْ لِيَرَوْا مِنْكُمُ الْوَرَعَ وَ الِاجْتِهَادَ وَ الصَّلَاةَ وَ الْخَيْرَ فَإِنَّ ذَلِكَ دَاعِيَة؛ دعوت‌کننده‌ی ديگران باشيد به غيرزبانتان؛ بايد از شما ورع و اجتهاد و نماز و خير ‏ببينند؛ زيرا اين اعمال [خود به خود ديگران را به خير] فرامی‌خوانند) » (کافی، ج 2، ص 76)

تازگیا ترجیح میدم هیچ کجا نرم.
يک روحانی بايد نمونه‌ی کامل يک فرد با نشاط و سرزنده باشد. بايد به قدری سرزنده و با نشاط باشی که ديگران از تو گرمی و نشاط بگيرند. هيچگاه نبايد اعمال بد ديگران سبب محدوديت تو شود. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَميعاً فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُون‏؛ ای کسانی که ايمان آورده‌ايد؛ مراقب خود باشيد، اگر هدايت يافته‌اید نبايد گمراهی ديگران به شما ضرری برساند، بازگشت همگی شما به سوی خداست، پس خدا شما را به آنچه عمل کرديد آگاه خواهد ساخت.» (مائده/5، 105). ديگران بدی می‌کنند و حدود الهی را رعايت نمی‌کنند، به شما چه ربطی دارد؟ خدا را شاکر باشيد که شما ميلی به بدی نداريد يا دست کم نسبت به آن مقاوم هستيد و دوست داريد در راه خدا و در حدود شرعی و الهی حرکت کنيد. به اين ترتيب، از خدا بخواهيد توفيق آن را به شما بدهد و طی طريق در اين مسير را برای شما آسان سازد و زمينه‌های آن را بيش از پيش فراهم کند.
همچنين خاضعانه از خدای تعالی بخواهيد توفيق معرفت و بندگی را در حد کامل به شما و همسر گرامیتان عطا کند.

• اگه بتونین راهنمایی کنید خیلی ممنون می شم.
آنچه فعلاً به ذهن رسيد عرض شد.

خداحافظ
موفق باشيد.
7/ 3/ 1392

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

سلام بزرگوار ادرس ايميل تقديم مي كنم . ارزو مي كنم توفيقاتتان را
rmohammadi@rihu.ac.ir

احمد غلامعلی گفته:

بسم الله الرحمن الرحیم
سرور بزرگوار و دوست داشتنی
سلام علیکم
این دریچه انگیزه ای است که هرگاه دلتنگتان میشوم ، سرک بکشم و گلی از کلستان وجودتان را برچینم.
سر به هم آورده دیدم برگهای غنچه را
اجتماع دوستان یکدلم آمد به یاد
پاسخ تفصیلی و بسیار لطیف شما را دو بار خواندم و بیش از آنکه پاسخها برایم سودمند باشد – که بود -، روشتان را پسندیدم که نیازها را چگونه باید پاسخ گفت. شما همیشه علاقمند به حدیث بودید . پس حسن ختام ارادتم حدیث امام صادق علیه السلام :
«مَا قَضَى مُسْلِمٌ لِمُسْلِمٍ حَاجَةً إِلَّا نَادَاهُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَيَّ ثَوَابُكَ، وَ لَا أَرْضَى لَكَ بِدُونِ الْجَنَّةِ».
صدای خدا را شنیدید دست ما را هم بگیرید