گفت و گو با خادم قرآن، مرحوم حجت‌الاسلام و المسلمين عقيقی بخشايشی ره

وَهُدُوا إِلَى الطَّيِّبِ مِنْ الْقَوْلِ وَهُدُوا إِلَى صِرَاطِ الْحَمِيدِ (حج/22، 24)

گفتگوي علمي با حجةالاسلام و المسلمين عقيقي بخشايشي در تاريخ 4/4/81

☼: به اجمال تحقيقات قرآني خودتان را بيان کنيد و بفرماييد كه هر كدام براساس چه ضرورتي شكل گرفته اند و كدام يك از آثار خود را نو و بي سابقه می دانيد؟

تحقيقات قرآنی بنده عبارت اند از:

1. طبقات مفسران شيعه.

حدود سال 1370، از سوي وهابيت يا عوامل تبليغات وهابيت اين اتهام و شبهه در اذهان مطرح شده بود که شيعيان و علاقه مندان اهل بيت عليهم السلام « اهل بيت را گرفته و قرآن را رها كرده اند.»

البته اين شبهه از گذشته‌ی دور نيز در ذهن من بود, زماني كه در مدرسه طلبه بودم وكتاب هايي چون بعضی دايرةالمعارف ها, تفسير المنار يا احيانا كتاب هاي احمد امين را مي خواندم. به طور معمول اين كتاب ها شبهه‌ی مذکور را مطرح کرده و پرورانده بودند. به خصوص در كتاب هاي احمد امين که ادعا کرده ؛ شيعيان آن قدر که به اهل بيت پيامبر صلی الله عليه و اله و سلّم اعتقاد و ارتباط دارند, با قرآن ارتباط نداشته و آن را رها كرده اند.

همواره علاقه مند بودم به اين مسئله, پاسخی عملي و كِرداري بدهم, نه پاسخی صرفا گفتاري. با اين مقصد به به مطالعه در باره‌ی اين موضوع پرداختم که «شيعه در مورد قرآن چه آثاری پديد آورده است؟»

در اين رابطه كتاب المفسرون را مطالعه كردم, اين کتاب حدود 3700 نفر از مفسران را آورده كه تنها تعداد اندكی از آن ها مفسران شيعه هستند. و هم چنين كتاب التفسير و المفسرون ذَهَبي را مورد بررسی قرار دادم که تنها تعدادي از كتاب های تفسيری خارج از رده‌ی شيعه را آورده است. در واقع اين دو کتاب ستمِ علمي و فرهنگيِ عجيبي در حق شيعه مرتكب شده اند .

اين ملاحظه ها انگيزه‌ی بررسی کارهايی که شيعه در باره‌ی قرآن انجام داده است را فراهم کرد.

بر اين اساس به تحقيق و مطالعه در باره‌ی تفسير ها و مفسران شيعه رو آوردم. در اين باره يادداشت هايي نوشته بودم که دانشگاه ازاد اسلامي تبريز برای تدريس همين موضوع دعوت شدم.

به نظر می ر سيد اولين بار بود که اين موضوع در دانشگاه مورد توجه و تدريس قرار می گرفت. به طور تقريبی سالِ 69 ـ 68 و اوايل 70 بود که اين تدريس را قبول كردم. برای اين که بتوانم در ضمن حضور در دانشگاه به تحقيقات خود ادامه دهم, هفته اي 2 بار با هواپيما به تبريز رفت و آمد داشتم.

اصل و شالوده‌ی كار از همين جا شکل گرفت. کار را ادامه دادم و از هر سو اطلاعات مورد نظر را جمع آوري كردم.

در مقدمه ی کتاب, در باره ی اهل بيت عليهم السلام و نمونه هاي زنده اي از تفسيرهايی را كه اهل بيت عليهم السلام از قرآن داشته اند, مطالبی نوشته ام. با اين توجه که نمي توانيم به آن بزرگواران عنوان مفسر اطلاق كنيم. اگر چه منبع الهام مفسران و تفسيرهای شيعه هستند نظرهای تفسيری آنان است. از اين رو آراء تفسيري ائمهعليهم السلام را پيش از ديگر مفسران آورده ام.

پس از مدتی سرانجام جلد اول كتاب به چاپ رسيد. يكي از مشوق های من در اين كار مقام معظم رهبري دام عزه العالی بودند. بعد از مشآوره با استاد سبحاني حفظه الله تعالی فرمودند: كتاب را خدمت آقا بفرستيد تا ايشان هم اظهار نظر كنند. گمان می کنم 2 جلد اماده شده بود که آن ها را با پست به محضر ايشان فرستادم.

بعد از 2 تا 3 هفته از دفتر آقا تماس گرفتند كه آقا می خواهند شما را ببينند. روز دوشنبه به تهران رفته و به خدمت مقام معظم رهبري دام عزه العالی رسيدم. ايشان به حاضران که روز های دوشنبه معمولا افرادی از گوشه و کنار به ديدارشان می ايند, فرمودند: آقاي عقيقي بخشايشي كاري انجام داده اند كه مدتها آرزوي ديرينه و قلبي من اين بود كه ما در مقابل ياوه ها, مطالب سوء مبلغان ناشايست به طور عملی كاری انجام دهيم. اين كتاب با آنكه به و سيله ی يک نفر انجام شده, ولي در اندازه ی فعلي نيز نيازها را برطرف مي كند.

در کتاب «طبقات المفسرين» نزديک به دو هزار مفسر از صدر اسلام, از مولاي متقيان عليه السلام , شاگردان مولا، ابن مسعود رضوان الله تعالی عليه ، ابن عباس رضوان الله تعالی عليه شروع كرديم تا مفسران معاصر كه مرحوم علامه ی طباطبايي و ديگران رضوان الله تعالي عليهم هستند.

در مورد طبقات مفسران شيعه تا زمان نگارش چنين عنواني ـ طبقات مفسران شيعه ـ نديده بودم. خدای متعال را بر اين توفيق سپاسگذاريم.

اين کتاب فضاي جديدی ايجاد كرد و عده اي را به تحقيق و بررسي بيش تر واداشت. اگر خداوند متعال توفيق دهد, کتاب را که الآن در مرحله ی ويرايش نهايي قرار دارد, به صورت تحقيقي تري تدوين خواهم کرد.

2. تصحيح و تعليق کتاب «آيات الاحكام» مرحوم مقدس اردبيلی رضوان الله تعالی عليه .

در مورد آيات الاحكام در بين شيعه كارهايي صورت گرفته است که يکی از آن ها كتاب مرحوم مقدس اردبيلي است. اين اثر از قديمي ترين آثار در اين باره است. در مورد اسناد و منابع اين كتاب و مأخذهای آن کار هايي را انجام داده ام و نيز مقدمه ای به آن افزوده ام.

☼: کتاب «آيات الاحکام» در کدام قرن نوشته شده است؟

قرن نهم هجری, در سال 928 ه. ق .

☼: ظاهرا با توجه به قصد شما از پديد آوردن اثر و تأييد مقام معظم رهبري دام عزه العالی که نگاه دقيق و حكيمانه اي به مسئله دارند, کتاب «طبقات المفسرين» ولو به طور مستقيم متعرض شبهه نشده ولی در حقيقت نوعي كاركرد كلامي دارد.

بله اين کتاب بدون اين كه به طور مستقيم به طرح و رد شبهه پرداخته باشد, به شبهه پاسخ داده است.

☼: تحقيقات كدام يك از قرآن پژوهان موجود نزديك به پژوهش و تحقيقات شما است؟ و با سليقه‌ی شما سازگار است, در كدام تحقيق؟

البته قضاوت در مورد افراد زنده يك مقدار مشكل است. اين قيد اخير يك مقدار پاسخ را براي ما مشكل تر كرد. به هر حال کسانی که بيش از همه به آن ها توجه داشته ام و از آن ها بهره مند شده ام عبارت اند از:

1. مرحوم علامه ی طباطبايي رضوان الله تعالي عليه

من در ميان آن هايي كه معاصر هستند از آثار علامه ی طباطبايي رضوان الله تعالي عليه بسيار بهره بُرده ام.

2. آية الله مكارم شيرازی حفظه الله تعالی

از كتاب هاي تفسيري آية الله مكارم شيرازی حفظه الله تعالی تا حدي استفاده کرده ام. البته نه در اندازه ای که همه‌ی نياز بنده را تأمين كند, ولی به هر حال ايشان تا اندازه ای, نه به طور کامل دقيق, به مسايل روز توجه کرده اند.

☼: حضرت آية الله مكارم مخاطب را عمومی در نظر گرفته اند.

البته نمي توان مخاطب تفسير را چندان عام به حساب آورد .

3. مرحوم شيخ محمود شلتوت رحمه الله

4. شيخ محمد محمد مدني

از نويسندگان غير شيعه از مرحوم شيخ محمود شلتوت و شيخ محمد محمد مدني که نمي دانم حالا زنده است يا درگذشته بيش از ديگران استفاده کرده ام. ايشان از عالمان مصر هستند. من اين دو مفسر بزرگوار و آراء تفسيري اين دو شخصيت از عالمان مصر را که در مجله ای به نام «رسالة الاسلام » که در آن زمان به وسيله ی دارالتقريت منتشر می شد, مطالعه مي كردم. شيخ محمود شلتوت, آيات مربوط به سوره نساء و سوره مائده را با انظار جديدي که داشت مطرح می کرد که قابل استفاده بود.

تفسير شيخ محمد محمد مدني از تفسير شيخ محمود شلتوت عميق تر بود. او مسايل جديدي مطرح مي كردند برايم جذاب بود. از طرفی چون اين ها از عالمان تقريب بودند, بيشتر در اين مقام بودند که ؛ واقعيت های زندگي را با حقايق اسلامي تطبيق دهند و در صدد حمله به اين و آن نبودند. چنين حالتي بود که تفسير آنان را خيلي دل نشين و مفيد می نمود.

☼: اگر امكان و فرصت داشتيد چه تحقيقي را درباره‌ی قرآن به انجام مي رسانديد؟

آثاری که در صورت امکان مايلم به تحقيق و تاليف در باره‌ی آن بپردازم عبارت اند از:

1. نگارش کتابی در باره ی «امانت بزرگ الهی»

بحثي در باره ی «امانت بزرگ الهي» انجام داده ام که مايلم آن را تکميل و منتشر کنم. کتاب طبقات المفسرين در حدود 5 سال طول كشيده است. ولی اين کار بيش از شش ماه بيش تر به طول نينجاميده است.

2. تاليف ترجمه ای يا تفسيری در «موضوع های اخلاقی»

در باره ی اين موضوع به طور تقريبی 135 عنوان را مورد مطالعه قرار کرده ام. البته موضوع های اخلاقي بسيار بيش از اين ها خواهد بود. زيرا, با توجه به روانكاوي و روانشناسي هايي كه صورت مي گيرد و نيازهاي متعدد روحي و اخلاقي انسان موضوع های مربوط بسيار بيش از اين ها است که فعلا جمع آوری کرده ام. اگر بتوانيم اين بحث را گسترش داده و هماهنگ با داده های علمي و به خصوص روان شناسي و رفتار شناسی بررسی و مطالعه خواهم کرد. اميد است, بتوانيم موضوع های اخلاقي قرآن را با توجه به اين مسايل مورد توجه و تحقيق قرار دهيم و از اين راه بسياری از مسايل انسان معاصر را حل کنيم. اين بدان معنی نيست که قرآن را مفسر اين مسايل قرار دهيم. بلکه قرآن را اصل قرار داده و از اين علوم هم بهره خواهيم گرفت. اين يكي از آرزوهاي بنده است كه اگر خدا توفيق دهد به آن خواهم پرداخت.

موضوع های اخلاقي در قرآن از آن جهت در نظر بنده اهميت دارد که قرآن در باره ی رسالت خود در آيه های متعددی اهداف اخلاقی و رفتاری را مورد توجه قرار داده است. چنان چه مي فرمايد:

«قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاءٌ»

«وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ»

«لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُوْلِي الْأَلْبَابِ مَا كَانَ حَدِيثًا يُفْتَرَى وَلَكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ»

«هَذَا بَيَانٌ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ»

«وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ»

«وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ»

حقيقتا قرآن مجيد شفاي همه مردم است. شفاي امراض دروني انسان است. مهم ترين هدف قرآن همين سازندگي اخلاقي و رواني است تا جايی كه خداي متعال پيامبر بزرگوار اسلام را با علم کثير توصيف نمي كند بلکه او را با اخلاق عظيم و به اينکه اسوه‌ی حسن است توصيف می فرمايد. يعني پيامبر اسلام صلّی الله عليه و اله و سلّم با اين خلق عظيم بود كه توانست دنيا را تكان دهد و جامعه را دگرگون سازد.

وقتي از اخلاق سخن مي گويم, صحبت از اخلاق خيلي پيش پا افتاده و سطحی و ساده نيست. سخن از اخلاق انساني است كه به تمام زواياي روحي, اجتماعي و ابعاد صلّی الله عليه و اله و سلّم مختلف بشر توجه دارد. پيامبر اکرم صلّی الله عليه و اله و سلّم اين اخلاق را در مرتبه بالاتر از همه دارد. يعني از تمام زمينه هاي علمي, اجتماعي، سياسي و تمام مواردی که برای معاشرت, زندگی و ارتباط با همه‌ی پديده های هستی لازم است در بالاترين مرتبه, در حد اعلا برخوردار است.

شهادت قرآن به اين که پيامبر اکرم صلّی الله عليه و اله و سلّم دارای خلق عظيم بوده, به اين دليل است كه ايشان تنها يك انسان معمولي و ساده نبوده اند كه صرفا به اخلاق توجه داشته باشد. بلكه پيامبر اکرم صلّی الله عليه و اله و سلّم خليقي بود که در عين درگيری در جنگ ها و مواجهه با مسايل سياسي و اجتماعي متعدد دارای خلق عظيم است. از اين رو قرآن کريم در باره ی شخصيت آن حضرت می فرمايد:

آن اخلاق عظيم حضرت بود که سبب نفوذ و گسترش فوق العاده ی اسلام در سراسر جزيرة العرب و در نهايت در تمام جهان شد. البته اخلاق ايشان ابزاری و وسيله نبوده بلکه خود اخلاق به عنوان يک هدف و غايت برای آن وجود مبارک مطرح بوده است. اخلاق ابزاری تنها برای نفوذ در ديگر انسان ها و تحت حاكميت در آوردن آنان به کار می رود. چنان که در جوامع غير الهی تا اندازه ای شاهد معمول شدن اين اخلاق هستيم. به نظر ما راه نهايي و غايت زندگي همين اخلاق است. اگر به اخلاق اين گونه نگاه شود, هم هدف قرآن تأمين مي شود و هم جامعه به سعادت خواهد رسيد.

بسياری از ما, متاسفانه خودم را عرض مي كنم که از خُلق قرآني و از اخلاق كريمه ی اسلامي مورد انتظار آن دور هستيم. اگر امثال بنده بتوانيم خود را با اخلاق اسلامي منطبق کنيم, به طور يقين جامعه ی ما تعالی و رشد بسيار بيش تری خواهد داشت, حتی قرآن نيز بسيار بيش از اين در جامعه ترويج خواهد شد و هدف اساسی آن تحقق خواهد يافت.

البته اعتقاد دارم بايد تا جايی که امکان دارد طرح بحث با نگاه به مباحث علمی روز انجام گيرد. به اين ترتيب بسيار شايسته است, قرآن را از طريق علمي مورد بررسي قرار دهيم. البته اين تحقيق کار ساده ای نيست و بسا دشواری های فراوانی داشته باشد ولی مايوس نيستم. امروز دانشمندان و عالمان مسلمان بزرگي در اروپا و ديگر مركزهای علمی در دنيا وجود دارند که به تدريس و تحقيق اشتغال دارند, اگر ما يافته های قرآنی خود را با مسايل مورد علاقه‌ی علمی مورد بررسی قرار دهيم و يافته های خود را به آنان برسانيم, مطالب جذاب قرآنی از طريق آنان در سطح دنيا منتشر خواهد شد و به طور طبيعی دانشمندان و دانشجويان غير اسلامی به اسلام, قرآن و تعاليم آن علاقه مند خواهند شد.

ما از قافله عقبيم! چرا که پديده هاي فن آوری، علمي و صنعتی در مراكزي غير اسلامی شکل می گيرد که از ما در اين زمينه جلوتر هستند. در حالی که قرآن بيش از هر کتاب ديگری ما انسان را به علم فراخوانده است. بسياری از حقيقت های بيان شده در قرآن بسيار پيش رفته تر از زمان و عصر خاصی است. حتی در علوم طبيعي نيز سر نخ های قرآن می تواند موجب کشفيات جديدی در عرصه‌ی علوم گردد. متاسفانه ما در اين باره کاهلی کرده و به آن نپرداخته ايم, از اين جهت نسبت به ديگران عقب مانده ايم و نقطه ای را که می توانست سبب جاذبه قرآن و دين ما باشد مورد غفلت قرار داده و از آن محروم شده ايم.

اگر قرآن را با نظارت بر دانش روز تفسير نکنيم و حتی جلوتر از زمان خود نباشيم, نسل امروز ما, نسلِ اروپايي و مراكز علمي نسبت کهنگی به قرآن خواهد زد. ـ نعوذ بالله ـ

قرآن فراتر از عصرها و نسل ها است. قرآن برای همه‌ی دوران ها مفيد و هدايت گری بی نظير است. ولی ما آن چنان که بايد, به اين موهبت الهیِ بی نظير که معجزه‌ی هميشگی تاريخ و بزرگ ترين پديده‌ی هستی است, توجه نکرده ايم.

نگاهِ علمی به قرآن و بررسی آن در همه‌ی ابعاد زندگی اجتماعی, سياسی, فرهنگی و علمی, با اين ديدگاه ضرورتِ فوری است. گرچه بعضی افراد و مراکز فی الجمله تلاش هايي در اين باره انجام داده اند, ولی به هيچ وجه کافی نيست.

☼: در اين مجموعه ای که قصد پديد آوردنش را داريد چه چيز شکل خواهد گرفت؟ و نمونه‌ی گزاره ها يا پيام های آن چه خواهد بود؟

به اعتقاد بنده ؛ اصلي ترين نكته در قرآن مسئله ی «عبوديت» انسان است. عبوديت يعنی تذلّل و رام شدن انسان در برابر ذات خدا, آفريدگار و هستي بخش جهان, خدايي که به تمام ابعاد تكوينی و تشريعی ما عنايت دارد.

اگر بتوانم همين نکته را از حيث اخلاقی و علمی بررسی خواهم کرد که: «همه‌ی ارزش و انسانيت انسان در گرو «عبوديت», بندگي و رام شدن در برابر خدا و دستورهای خدا است و تنها «عبوديت» سر منشأ سعادت نهايي انسان است.»

☼: براي اتقان بيشتر تحقيقات قرآني، و اتِّجاه قرآن پژوهان به سوي اهداف ضروري چه توصيه هائي داريد؟

البته اين سؤال خيلي پرمعناست و جای طرح نكته های بسياری دارد.

احساس من اين است که ما امروز دچار نوعي عقب ماندگي در تدوين و نشر كتاب هاي مذهبي خود هستيم و از مراكز مشابهی مانند الأزهر مصر و امثال آن عقب افتاده ايم.

به طور مثال كتاب هاي تحقيق شده و همراه با منابع و مدارك از كشور مصر به دست ما مي رسد که از وضعيت خوبی برخوردارند و حتی گاهي كتاب هاي مربوط به شيعه را نيز با کيفيت مناسب مورد تحقيق قرار داده اند. ولی متاسفانه ما در ايران که به عنوان مهد پيروان اهل بيتعليهم السلام است , كم تر كتاب های خود را به صورت مطلوب مورد تحقيق و تنقيح قرار داده ايم. از اين رو نتوانسته ايم کتاب هايي با سطح و عمق کافی تهيه, چاپ و منتشر کنيم, تا آن ها را به مراكز علمي و دانشگاهي ارايه کنيم. به طور کلی در کارهايی که انجام شده, به درستی روش تصحيح و تحقيق کتاب ها اعمال نشده است.

به طورکلی توصيه‌ی من اين است که ؛ امروز تنها كتاب هايي مورد تحقيق و نشر قرار گيرد كه بتواند يکی از خلأهای فكري، اعتقادي يا سياسي جامعه را پر كند.

☼: چگونه می توان خلاهای فکری را شناسايي کرد؟

منابعی از قبيل ؛ روزنامه ها, تلويزيون و مجلّه ها به نوعی اين نيازها را منعکس می کنند.

راه پاسخ دادن به اين نيازها اين است كه؛ آثار مختلف عالمان خود را روزآمد كنيم. آن ها را به دقت مورد بررسی قرار دهيم و مطالب فراوان موجود در آن ها را استخراج کرده و با توجه به نيازهای موجود بازنگاری کنيم.

ما که اعتقاد داريم: «حلالُ محمدصلّی الله عليه و اله و سلّم حلالٌ الي يوم القيامة و حرامُهُ حرامٌ الي يوم القيامة» لازم است به طور دايم مسايل روزآمد را مورد توجه قرار دهيم و نيازهای هر زمان را تأمين کنيم. ما بايد جاودانه بودن شريعت را ثابت کنيم که بخش مهم آن به عهده فقها و عالمان بزرگوار است.

البته به اعتقاد بنده بايد فقيهان گرامی با الهام از اصول ابدی قرآن در باره‌ی مسايل نو و روز آمد بحث و بررسی لازم را انجام داده و ب درنگ نتيجه را به بهترين شکل به جامعه‌ی علمی عرضه کنند.

☼☼: به طور اصولي موضوع های جديد و نو قرآني را چگونه به دست مي آوريد؟ چه راه هايي را براي دست يابي مراكز تحقيقاتي به موضوع ها و مسايل نو قرآني پيش نهاد مي فرماييد؟

برای به دست آوردن موضوع های نو و ضروری جامعه انجام مرحله هايی لازم است که عبارت اند از:

1. تفکر

2. درک نيازهای جامعه

3. تصميم

اساسی ترين زمينه‌ی طرح مطالب نو و پاسخ گويي به نيازهای روزآمد تفكّر است. تفکر خود جويندگی است و عاقبت, جوينده یِ جدی يابنده خواهد بود. اگر انسان نيازهاي جامعه را به طور دقيق درك كند و برای رفع آن تلاش كند, به يافته های جديدتر و ضروري تر جامعه نيز دست پيدا خواهد کرد.

اگر ما به نيازها دقت كنيم و حقيقتا درصدد رسيدگی به آن باشيم, بی ترديد, خدای متعال نيز كمك خواهد تا هم به موضوع ها دست پيدا کنيم و هم به پژوهش در باره‌ی آن بپردازيم.

☼☼: به طور کلی در طول تاريخ بهره مندی و برداشت مسلمانان از قرآن دچار چه كاستي هايي بوده است؟

نقص بزرگی كه همه ی فرق اسلامی دارند, همان تعبير عليعليهم السلام است که: « قرآن در ميان ما مظلوم است ». به طور كلی قرآن در جوامع اسلامي يكي از كتاب هاي مظلوم و مهجور است.

متاسفانه بسياری از ما به قرآن به عنوان يك امر تشريفاتي می نگريم, نه به عنوان برنامه‌ی زندگي.

در حالی که اگر قرآن, نه تمام آيات قرآن بلکه تنها يكی از برنامه هاي قرآن کريم به صورت حقيقي و واقعي اجراء شود, آثار و ثمرات بسيار گران بهايي ايجاد خواهد کرد.

به طور مثال مشاهده می شود که همين نماز, در هر منطقه و مکانی که اهالی آن به نماز پاي بند بوده و به آن تعبد و علاقه دارند, فحشا و منکر به مراتب کم تر است و تقوی, سعادت و آرامش روحیِ در فرد و اجتماع بسيار بيش تر از جاهای ديگر است. به همين ترتيب با مرود تاريخ مسلمانان در می يابيم: هر جا احکام و آداب قرآن اجرا شده, مردم از سعادت بيش تری برخوردار شده اند. ولی با اين همه, متاسفانه پيوسته قرآن مهجور بوده است!

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)