نوروز آغاز است؛ آغاز فرصتی دوباره؛ فرصت رَستن و رُستن

در ميان پيام‌های فراوانی که در نوروز دريافت کردم. يکی از آنها با پيام‌های ديگر ـ که بيشتر کليشه‌ای و تکراری بودند ـ متفاوت بود. فرستنده، نوروز را بهانه ساخته و لزوم استدراک گذشته، حسن سلوک، توبه و بهره‌برداری از فرصت‌ها را همراه با برخی صفات الهیِ يادآور شده و راه رسيدن به سلامت نفس، يعنی قلب سليم را ترسيم کرده است. متن بازنگاری شده‌ی پيام بدين شرح است:

نوروز آغاز است؛ آغاز فرصتی دوباره؛ فرصت رَستن و رُستن.

به يقين سلوکِ گذشته‌ی هر کس در رقم زدنِ فرصت‌های آينده‌ی او نقش‌آفرينی خواهد کرد. البته  در هر حال، غفار بودن خدا چاره‌ساز است. توّابِ رحيم، راه جبران و پاک کردن آثار نامطلوب گذشته را فراروی انسان نهاده است. کسی که توفيق توبه يابد، بسی سعادتمند خواهد بود و آنکه با توبه سعادتمند شود، آسوده از گذشته، به حال و آينده‌ اهتمام خواهد کرد.

دستيابی انسان به قلب سليم، در گرو استدراک مافات و توبه و خالص کردن نيّت و عمل در مسير حال و آينده‌ است. با سلامتِ قلب بهای همه‌ی خوبی‌ها را خواهی داشت. اينگونه است که تحوّل به احسن‌الحال رقم می‌خورد و جنود عقل در وجودت استقرار خواهد يافت. آنگاه واجد همه‌ی مکارم خواهی شد يا دست‌کم صلاحيت وجدان همه‌ی مکارم را خواهی يافت. رَستن از جنود جهل و رُستن از خاک تمنيّات و اهتدا به افلاک شهود و معرفت، نتيجه‌ی طبيعی اين بازگشت و آغاز مبارک است.

ای که ما را آفريدی و به احسان پروريدی، ای سريع‌الرضا، سر بر آستانت نهاده و اميدم به حنانيّت توست. آنچه خواهم، تنها از تو برآيد. از تو برآيد که بر محرابم گل‌برگ‌های اجابت بباری و مرا را به شهود مهر بيکرانت بخوانی. خدايا، اکنون که زمين با بارش آسمانی‌ات به اهتزاز درآمده و جشن رويش‌ و زندگی بر پا می‌کند، با لطف بی‌دريغت، بوستان وجود مخاطبم را بهاری و جانش بيش از پيش قدسی گردان.

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

سلام. از لطف شما جهت انتشار متن بازنگاري شده پيام تبريك سال نو سپاسگزارم.

بسم الله الرحمن الرحیم
میان دو دسته « مفاهیم و حقایق» هیچ سنخیت ماهوی وجود ندارد؛ به طور مثال میان: دانش و دریافت، فهم و لمس، اقرار به ایمان و باور کردن، مصائب را شنیدن و مصائب را چشیدن و…
میان مفاهیم و حقایق ملازمه ای دو سویه برقرار نیست؛ یعنی چنین نیست که دارنده مفاهیم حتما حقایق را نیز دارا باشد ولی دارنده حقایق قابلیت مفاهیم و چاره ساز نبودن آن را در عالم حقایق می تواند دریافت کند.
کسی که حول مفاهیم می چرخد دوست دارد در حیطه مفهوم چرخشی خود- شناختی- دیگران را با خود شریک و همراه کند مثلا وقتی دانشی دارد آن را نشر دهد، وقتی مطلبی را می فهمد آن را به فهم دیگران نیز برساند ولی عالم حقایق چنین نیست. در این عالم انسان ها نسبت به هم غریب هستند زیرا دیگر از سنخ مفاهیم نیست که به گفتگو با دیگران بپردازد. مگر اینکه در مسیر پیمایشی خود با هم مسیری تلاقی داشته باشد. البته این تلاقی با هم مسیر به صورت عام و مجموعی نیست بلکه مورد به مورد است. مثلا فردی هم مسیر چشیدن مصائب، فردی هم مسیر باور، فردی هم مسیر لمس یا دریافت و…
پس در کل هر فردی عالمی مختص به خود دارد که ابعادی از این عالم برای دیگران قابل لمس و ابعادی دیگر غیر قابل لمس است. هرچند ممکن است در عالم مفاهیم دیگران قدرت دانش و فهم وسیعی از عالم انسانی دیگر داشته باشند ولی این به معنای لمس و دریافت وسیع نخواهد بود. عین کسی که واقعا می سوزد و دیگری که به اندازه دانش و فهم خود از سوختن او متأثر می گردد. غافل از اینکه لمس سوختن با فهم سوختن فرسنگ ها از هم فاصله دارند.
طبق دانشی که کسب شده ائمه اطهار علیهم السلام محیط به این عوالم هستند و علم ایشان عینیت بلکه حقیقت دارد. پس در واقع حضرات معصومین علیهم السلام محرمانی هستند که همواره می توان پنجره شخصیت خود را به روی ایشان گشود و ازمحضر مبارک ایشان استمداد جست.
نیز طبق دانشی که از شما استاد گرانقدر دارم میان این دو دسته « مفاهیم و حقایق» تفاوت قائل هستید و این تفاوت را مکرر بیان می فرمودید. به فضل الهی دانش دستیابی به این رهنمود حضرت عالی به تدریج روزی می گردد. از این نوشته و شرح به عنوان مقدمه ای برای قدردانی از شما استفاده می کنم و بدین وسیله از شما تشکر می کنم و برای حضورتان در این سال جدید خیر و برکتی روزافزون از خدای منان مسئلت می دارم.