فعل، ترجمان طلب

  • دسته: یادداشت
  • سعيد بهمنی
  • بازدید: 1,922 views

معمولاً «خواست» و «طلب» را در ساخت دستوریِ واژه‌ها و کلام دنبال می‌کنيم. ساخت انشائی جمله‌ها و قضايايی که با آنها آشنا هستيم و تقريباً همه دلالت‌های آن را می‌شناسيم. غافل از اينکه هر فعل ارادی در درون خود طلب يا طلب‌هايی نهفته دارد. بنابراين، می‌توان برای هر فعل دلالتی در نظر گرفت که خاستگاه و هدف آن «خواست» و «طلب» است. اين گمان نمی‌تواند صحيح باشد که «خواست» و «طلب» تنها از رهگذر راهيابی به گزاره‌های انشائی قابل دستيابی است؛ چرا که افعال نيز مستلزم طلب يا طلب‌هايی هستند که البته دلالت آنها بر اصلِ طلب صريح و روشن است؛ هر چند دلالت روشنی بر طلبی که انجام دهنده‌ی فعل آن را دنبال می‌کند نداشته و صراحت ندارد. بدين معنی که ادراکِ انشای در ضمن فعل نيازمند تأويل است.

اگر تأويل را مفهومی مشتمل بر ضد بدانيم؛ چنانکه برخی محققان بر اين عقيده‌اند. تأويل هر فعل را بايد در هدفی که اقدام کننده در نظر گرفته و با انجام فعل در طلب آن برآمده جست و جو کنيم.

هدف ـــــــ فعل (دالّ بر طلب) ـ مطلوب

بنابراين فعل بر دو امر مبدئی و منتهايی دلالت دارد. 1 . هدفی که کنشگر در نظر گرفته است. (اين هدف تصويری است که پيش از اقدام عملی و انجام فعل در وجود وی شکل می‌گيرد) و 2 . مطلوبی که احتمالاً پس از انجام فعل بدان نائل می‌شود. از اين روست که هر فعل قابل تأويل به يک معنی در گذشته و معنی ديگری در آينده است. معنی گذشته تصويری ذهنی است که سبب هدفگذاری در وی می‌شود و معنی آينده که کنشگر اميد دارد با انجام فعل بدان دست يابد. به اين ترتيب، فعل او را می‌توان به «طلب معنی دوم» که ظرف تحقق آن پس از فعل است، ترجمه کرد.

توجه به اينکه «فعل ترجمان طلب انسان است» بابی از تدبر در باره رفتار و عمل را در ضمير انسان می‌گشايد که هر فعل به يک طلب يا مجموعه‌ای از طلب‌ها دلالت دارد. اساساً وجود ممکن که دچار فقر ذاتی است. در هر کنش ارادی در طلبِ مطلوبی است. با اين توجه، می‌توان تصور کرد که همه‌ی افعال قابل تأويل به طلب هستند. طلب‌هايی که خود می‌توانند از افعال و وقايعی ديگر خبر دهند.

همانگونه که مشاهدات و اقدامات انسان در رؤيا قابل تأويل به طلب‌ها، اقدامات و وقايعی در آينده است، افعال ارادی او در بيداری نيز قابل تأويل به طلب‌ها، اقدامات و وقايعی در آينده است. وقتی ادلال بر طلب دلالت می‌کند چگونه فعل بر آن دلالت نداشته باشد. اين بدان معنی است که خودداری و امساک نيز بر طلب دلالت دارد. دلالتی که البته صراحت ندارد. البته ادراک معنای مؤوَل افعالی که مشاهده می‌کنيم به توانائی‌هايی نياز دارد که برخورداری از آنها معمول نيست.

«تأويل احاديث» که قرآن کريم در باره‌ی تعليم آن از سوی خدای تعالی به يوسف عليه السلام سخن می‌گويد، ناظر به تأويل فعل انسان نيز می‌تواند باشد؛ زيرا «احاديث» هم جمع «حديث» است و هم جمع «احدوثه». اولی به معنی «سخن» و دومی به معنی «واقعه» است. مفهوم واقعه، فعل ارادی انسان را نيز شامل می‌شود. در اين ديدگاه، افزون بر رؤيا و شهود، مشاهدات فعل و حالات پرشمار آن نيز قابل تأويل‌اند.

 

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)