شکار ایران اسلامی کدام است و شکارگاه او کجاست؟ پهباد یا …

چندی پیش خبر به زمین نشاندن پهباد آمریکایی در صدر اخبار کشور و جهان قرار گرفت. بسیاری در باره‌ی این شکار شگفت‌انگیز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سخن گفتند. شماری از کارشنان ایران و جهان در باره‌کیفیت انجام این کار و پیامدهای آن به تحلیل نشستند و هر یک از منظر خود به آن پرداخت. بسیاری بر خود بالیدند که فرزندان بی‌ادعای روح‌الله تکنولوژی استکبار را در دام انداخته و در صدد اهلی کردن آن برآمده‌اند.

به هر حال، این ماجرا تحلیل‌ها و اظهارات ایجابی و سلبی متعددی را برانگیخت. اگرچه این اتفاق از نظر تکنولوژی قابل توجه است؛ ولی ممکن است تا حدودی ما را از مسیر اصلی غافل کند. پرسش این است که اقداماتی از این دست و توفیقاتی اینچنینی تا چه اندازه ارزش دارند؟ ایران اسلامی در تعامل با جهان و به ویژه دشمن از یک مزیّت راهبردی برخوردار است که ماجرای یادشده و صدها نمونه مانند آن در مقابل آن ارزش چندانی ندارد.

ایران اسلامی دانش، فن و تکنولوژی را بسیار دوست می‌دارد؛ ولی علم و تکنولوژی هدف او نیست. دست‌کم والاترین هدفش نیست. دستیابی به انواع فناوری هوافضا، انرژی هسته‌ای، نانو، آی تی و بیوتکنولوژی مطلوب است؛ ولی همه‌ی اینها اهداف اصلی ملت ایران نیستند. ایران اسلامی در درجه‌ی اول دل در گرو اسلام دارد و هر هدف ارزشمندی را فقط و فقط برای اسلام می‌خواهد.

بنابراین، نشاندن پرنده‌ی بسیار پیشرفته‌ی دشمن متجاوز بر زمین، بی آنکه آسیبی جدّی ببیند کاری فنّی و خوب و قابل تحسین است؛ ولی این همه‌ی کار تحسین‌برانگیز ما نیست. همه‌ی هدف ما اسلام است و همه‌ی آنچه را به دست می‌آوریم برای اسلام می‌خواهیم. از این روست که اگر به کمین انسان‌های گمگشته در هیاهوی مغرب‌زمین نشستیم و با حلم و حوصله و فرهیختگی او را از پایگاه شیطان جدا کردیم و به سلامت به وادی ایمن نشاندیم، در این صورت است که به کار و شأن اصلی ایران اسلامی موفق شده‌ایم. تسخیر مشتی آلیاژ و مدار در مقابل تسخیر دل‌های از حق بریده چه ارزشی دارد.

فرزندان روح خدا، هیچ به این شکار مغرور نیستند. آنان اهداف خود را گم نمی‌کنند. آنها می‌دانند که پیروی روح خدا در گروِ دمیدن روح خدا در هستی است. آنها به مأموریتی می‌اندیشند که در آن بندگان غفلت‌زده و روبرتافته از توحید و عبودیتِ یکتای هستی را به او دعوت کنند. هر گاه توانستند رابطه‌ی دل رمیده‌ی انسان سرگشته‌ی معاصر را از کنترل نفس و شیطان و خلق و دنیا خارج کرده و او را با تسلیم در برابر حق به آزادی برسانند، آنگاه جشن پیروزی خواهند گرفت که «وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِی مِنَ الْمُسْلِمِینَ؛ و کیست نیکو گفتارتر از آن کس که به سوى خدا دعوت کرد و کارى شایسته انجام داد و گفت : من از کسانى ام که در برابر خدا تسلیم اند. ﴿فصلت: ٣٣﴾». شاهکار فرزندان روح خدا دعوت به سوی خدا است. هر یک نفر را که از چنبره‌ی شیطان خارج کنند از همه‌ی پهبادهایی که از آغاز تا قیامت ساخته می‌شود برتری خواهد داشت. البته این نوع شکار کردن و رام کردن و به راه کشاندن هیاهوی شکار آن مرغ آهنین را ندارد.

تا کنون هزاران هزار بنده از سراسر جهان از  بند مکاتب محرّف و دست‌ساز رهایی یافته و آزاد شده‌اند. همانگونه که گفتم رهاسازی هر یک از آنها ارزشی به مراتب افزون از رام کردن همه‌ی پهبادهایی دارد که از آغاز تا انجام هستی ساخته شده و ساخته خواهند شد.جبهه استکبار و متخاصم موقع حادثه خواهد فهمید که فرزندان روح خدا تا کجا پیش رفته و بر چه کسانی اثر گذاشته‌اند. آنها خواهند دید که ایران اسلامی به اندازه‌ای در رگ و ریشه‌ی آنان نفوذ کرده که نیازی به پهباد و آواکس او ندارد. راهبرد فرزندان روح الله بر مدارِ مدارهای الکتریکی این مرغان بی‌جان نمی‌گردد؛ بلکه عمق راهبردی ایران اسلامی انسان‌هایی هستند که اگرچه در دامن فرعون غرب بزرگ شده و از باغ سبز او دانه چیده‌اند؛ ولی اکنون با رمزگشایی و دلربایی بندگان صالح خدا، دل در گروِ بندگی حضرت حق دارند. این لشکر پنهان از هر تکنولوژی دیگری مؤثرتر و نافذتر است.

امروز راهبرد ما این است: هر جا انسانی هست، مأموریت ما همانجاست. ما به دانش و تکنولوژی اهمیت می‌دهیم و از آن غافل نیستیم؛ ولی به تحول انسان و هدایت او بیش از هر چیز دیگری اهمیت می‌دهیم. برای ما پیوند زدن انسان به مبدأ آفرینش از هر اقدام دیگری گرانبهاتر است. دشمن مستِ فناوری و تکنولوژی اگر بتواند از توان تکنولوژیک و راهبردی ما در این زمینه برآوردی داشته باشد که ندارد؛ هرگز از عمق استراتژیک مردمی ما در جهان برآوردی ندارد. موقع حادثه او را، هم با تکنولوژی خیره‌کننده‌ی دانشمندان و هم با عمق نفوذ اسلام در سرزمین‌شان زمین‌گیر خواهیم کرد.

شاهکار ما تحول انسان و دعوت او به سوی مبدأ یکتای آفرینش و اسلام است و بس.