مطالبات ملّی قرآنی و ضرورت توسعه‌ و نوسازی ساختار مرکز فرهنگ و معارف قرآن (42)

روز يک‌شنبه 11 / 10 / 1390 در چهل و دومين جلسه‌ی شورای مديران مرکز فرهنگ و معارف قرآن ضرورت توسعه‌ی ساختار مرکز فرهنگ و معارف قرآن به منظور پاسخدهی به مطالبات ملی مورد بحث و بررسی قرار گرفت.در اين جلسه که به رياست حجت‌الاسلام محمدصادق يوسفی مقدم برگزار شد، ابتدا ظرفيت‌های مرکز به وسيله‌ی ايشان تبيين شد. سپس دلايل ضرورت تحول و نوسازی ساختار مرکز بررسی گرديد. از جمله دلايل اساسی بازآفرينی ساختار مرکز مطالبات جديدی است که در عرصه‌ی ملی شکل گرفته است. به ويژه اين مطالبات برخاسته از تصويب منشور توسعه‌ی فرهنگ قرآن در شورای عالی انقلاب فرهنگی است که دفتر تبليغات اسلامی و مرکز فرهنگ و معارف قرآن نقش  قابل توجهی در پديدآوردن سند داشته و پس از تصويب ساختار شورای تخصصی توسعه فرهنگ قرآن در شورای عالی بيشترين مشارکت را در تمشيت منشور در همه‌ی مراتب آن اعم از صحن شورای تخصصی، مجمع مشورتی و کميسيون‌های آن دارند.

افزون بر اين، امکان مستناسب‌سازی مأموريت‌های مرکز، هماهنگ با وظايف مندرج در منشور توسعه و گسترش آن به عرصه‌های آموزشی، پژوهشی و ترويجی نيز بررسی گرديد.در اين زمينه دو ايده طرح و بررسی شد: نخست ايده‌ی يکپارچه‌سازی فعاليت‌های قرآنی همه‌ی بخش‌های دفتر تبليغات اسلامی با راهبری مرکز فرهنگ و معارف قرآن، چنانکه در تدوين برنامه‌های مربوط به تحقق منشور توسعه برای جذب بودجه کشوری در حوزه‌ی فعاليت‌های قرآنی اتفاق افتاد. دوم: زمينه‌سازدی برای گسترش توانايی و مأموريت‌ها و بازآفرينی ساختار مرکز با هدف پاسخدهی به نيازهای کلان کشور به ويژه در راستای تحقق منشور توسعه فرهنگ قرآنی.

برخی بر اين مطلب تأکيد داشتند که جا دارد دست‌کم پژوهشکده‌ای با نام پژوهشکده‌ی توسعه‌ی فرهنگ قرآن به منظور تأمين اهداف منشور توسعه فرهنگ قرآن و توليد دانش لازم برای تحقق آن در مرکز تشکيل شود. اين پژوهشکده می‌تواند در تعامل با دبيرخانه‌ی شورای عالی انقلاب فرهنگی نيازهای اين نهاد راهبردی در کشور را تأمين کند. گفتنی است، مقام معظم رهبری از شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان قرارگاه فرهنگی کشور ياد کرده‌اند. بديهی است ياری رساندن به اين قرارگاه از مهمترين وظايف دفتر تبليغات اسلامی است که نهادی انقلابی و اثرگذار در عرصه‌ی فرهنگ دينی در کشور است.

اعضای حاضر در چهلمين جلسه شورای مديران عبارت بودند از: حجج اسلام: محمدصادق يوسفی مقدم (رئيس)، محمدجعفر مزينانی (مدير پژوهش)، عيسی عيسی‌زاده (گروه فرهنگ‌نامه‌ها)، سيدعلی سادات فخر (گروه مشاوره و پيشينه‌شناسی مطالعات قرآنی)، سعيد بهمنی (گروه علوم قرآنی)، علی خراسانی (گروه دائرةالمعارف‌ها)، محمدعلی محمدی (گروه تفسير موضوعی)

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با هر username که باشم، من را connect می کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تا خودم نخواهم مرا D.C نمی کند .

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با یک delete هر چی را بخواهم پاک می کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه اینهمه friend برای من add می کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با اینکه خیلی بدم من را log off نمی کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همه چیز من را می داند ولی SEND TO ALL نمی کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه اجازه، undo کردن را به من می دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه آن من را install کرده است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچ وقت به من پیغام the line is busy نمی دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه password اش را هیچ وقت یادم نمی رود، کافیه فقط به دلم سر بزنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تلفنش همیشه آنتن می دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه شماره اش همیشه در شبکه موجود است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچ وقت پیغام no response to نمی دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچ وقت ویروسی نمی شود و همیشه سالم است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه آهنگ حرف هاش همیشه من را آرام می کند

خدا را دوست دارم ، بخاطر اینکه وسط حرف زدن نمی گوید، وقت ندارم، باید بروم یا دارم با کس دیگری حرف می زنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه من را برای خودم می خواهد، نه خودش

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه وقت دارد حرف هایم را بشنود

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه فقط وقت بی کاریش یاد من نمی افتد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می توانم از یکی دیگر پیشش گله کنم، بگویم که ….

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه پیشم می ماند و من را تنها نمی گذارد، دوست داشتنش ابدی است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می توانم احساسم را راحت به آن بگویم، نه اصلا نیازی نیست بگویم، خودش میتواند نگفته، حرف ام را بخواند

مشکی رنگ عشقه
وقتی مشکی مد باشه : خوبه
وقتی رنگ مانتو شلوار باشه :خوبه
وقتی رنگ عشقه :خوبه!
وقتی رنگ کت و شلوار باشه: با کلاسه!
وقتی لباس های شب تو مهمونی ها مشکی باشه باکلاسه!
اما ….!!!

وقتی رنگ چادر من مشکی شد
بد شد!
افسردگی می آورد!
دنبال حدیث و روایت می گردند
که رنگ مشکی مکروهه!
مشکی تا جایی که برای لباس های شما بود خوب بود و باکلاس به ما که رسید بد شد
من و متهم می کنید به افسردگی به دل مردگی
و من توی زندگی دنباله لحظه ای هستم که افسردگی گرفتم به حکم شما!
چرا حجاب را مساوی با افسردگی می دانید!
دوست دارم چادر مد شود
مشکی رنگ عشق باشد
عشق به خدا بدون افسردگی! قشنگه

این مطلب را از وب یک خانومی برداشته ام اینها از زبان اوست

البته رنگ مشکی اين‌همه قابل تقديس نيست؛ ولی برای پوشش سراسری آقايان و بانوان در پوشش‌هايی مانند عبا، قبا، چادر، پالتو و مانند آن، رنگ مجلل و پسنديده‌ای است.
با اين حال، اين رنگ در ديگر پوشش‌ها برای مردان مذمّت شده است.

لطيف و خواندنی بود. فرصت پيدا کنم مستندهای قرآنی مطالب را ذيل هر عبارت خواهم آورد.

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با هر username که باشم، من را connect می کند
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ ۖ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ (انفال (8)، 24 )
اى کسانى که ايمان آورده‌ايد ، خدا را اجابت کنيد و نيز پيامبر را آن گاه که شما را به اسلام که موجب حيات شماست فرامى خواند و بدانيد که خدا ميان آدمى و قلب او حايل مى شود و بدانيد که همگان به سوى او روانه مى شويد و در حضور او گرد مى آييد .
اسْتَجِيبُوا لِرَبِّكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لَا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ مَا لَكُمْ مِنْ مَلْجَإٍ يَوْمَئِذٍ وَمَا لَكُمْ مِنْ نَكِيرٍ ﴿الشورى(42) ٤٧﴾
توضيح: خدای تعالی می‌فرمايد: «استجيبوا» يعنی پاسخ دهيد. معنی اين سخن آن است که او ما را فراخوانده و صدا می‌زند، پيش از آنکه ما او را بخوانيم.
افزون بر اين، پاسخ خود به دعاهای ما را نيز تضمين فرموده است:
«وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ ﴿غافر (40) ٦٠﴾»
«و پروردگارتان گفت: مرا بخوانيد و بدانيد که خواندن من عبادت است و اگر بخوانيدم دعايتان را اجابت مى‌کنم; قطعاً کسانى که از روى تکبّر از عبادت من سرباز مى‌زنند به زودى خوار و ذليل وارد دوزخ خواهند شد»

با سلام و عرض خسته نباشید :
خیلی جالب بود من خیلی خوشم آمد و درس های زیادی گرفتم . انشاالله که هرچه زود تر از این وفت ها پیدا کنید تا این عبارت ها را با آیه های قرآن مزین نمایید .
انشاالله که جواب های من به دست شما رسیده باشد و من باز هم منتظر آن مقاله ای که درخواست کردم هستم. چون می توانم از این مقاله استفاده های زیادی بکنم زیرا مطمئن هستم که مقاله ای که شما می نویسید پر بار خواهد بود.
با تشکر
از خدا خواهانم که سایه ی اساتیدی هم چون شما را از سر ما کوتاه نکند

«وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الْإِنْسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَىٰ بِجَانِبِهِ ۖ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ كَانَ يَئُوسًا (إسراء(17) 83)»
«و هنگامى که به انسان نعمت دهيم ، به آن سرگرم مى شود و از ما روى برمى تابد و با حرکت به سمت و سويى که براى خود برگزيده است از ما دور مى شود ، و چون گزندى به او رسد از آن روى که خدا را فراموش کرده است نوميد مى شود».
وَإِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فِي الْبَحْرِ ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلَّا إِيَّاهُ ۖ فَلَمَّا نَجَّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ ۚ وَكَانَ الْإِنْسَانُ كَفُورًا (إسراء(17) 67)
«و هنگامى که در دريا آسيبى به شما مى رسد و در معرض غرق شدن قرار مى‌گيريد، جز خداوند هر که را براى نيازهاى خود مى خوانيد به دل و انديشه شما راه نمى‌يابد ، ولى هنگامى که شما را رهايى بخشيد و به خشکى بازگردانيد از او روى برمى‌تابيد . و انسان بسيار ناسپاس است»
وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهَا وَنَسِيَ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِنْ تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدَىٰ فَلَنْ يَهْتَدُوا إِذًا أَبَدًا ﴿الكهف (18)،٥٧﴾
«و کيست ستمکارتر از آن کس که آيات پروردگارش به او يادآورى شده و از آنها روى برتافته و اين دستاورد را که پيش فرستاده فراموش کرده است ؟ ما بر دل هاى آنان چندين پوشش گذاشته‌ايم تا حقيقت را به انديشه خود درنيابند، و در گوش هايشان سنگينى نهاده ايم تا سخن حق را چنان که بايد نشنوند. از اين رو، اگر آنان را به هدايت فراخوانى، هرگز هدايت نخواهند شد»
«وَقَدْ آتَيْنَاكَ مِنْ لَدُنَّا ذِكْرًا * مَنْ أَعْرَضَ عَنْهُ فَإِنَّهُ يَحْمِلُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وِزْرًا ﴿طه(20)،١٠٠﴾»
«و همانا ما از جانب خود کتابى به تو داده ايم که مايه ياد آوردن خداست. * کس از آن روى برتابد ، روز قيامت بار سنگينى از گناه بر دوش خواهد کشيد»
وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَىٰ ﴿طه (20)،١٢٤﴾
«و هر کس از ياد من روى برتابد ، قطعاً زندگى تنگ و دشوارى خواهد داشت ، و روز قيامت او را نابينا محشور مى کنيم تا به بهشت راه نيابد»
«وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْهَا إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنْتَقِمُونَ» ﴿السجدة(32)،٢٢﴾
«و کيست ستمکارتر از آن کس که آيات پروردگارش به او تذکر داده شود آن گاه از آن روى برتابد ؟ اينان مجرم اند و ما قطعاً در آخرت از مجرمان انتقام خواهيم گرفت»
«حم * تَنْزِيلٌ مِنَ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ * كِتَابٌ فُصِّلَتْ آيَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ * بَشِيرًا وَنَذِيرًا فَأَعْرَضَ أَكْثَرُهُمْ فَهُمْ لَا يَسْمَعُونَ * وَقَالُوا قُلُوبُنَا فِي أَكِنَّةٍ مِمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ وَفِي آذَانِنَا وَقْرٌ وَمِنْ بَيْنِنَا وَبَيْنِكَ حِجَابٌ فَاعْمَلْ إِنَّنَا عَامِلُونَ» (فصلت (41)، 1 ـ 5)
«حا ، ميم. * اين کتاب از جانب خداوند گسترده مهرِ مهربان فرو فرستاده شده است; کتابى که امور دنيا و آخرت آدميان را اصلاح مى کند; * کتابى که آياتش به طور مشروح بيان شده است . قرآنى است به زبان عربى براى مردمى که اهل دانشند . * کتابى که نويدبخش و هشداردهنده است ، ولى بيشتر آنان (مردم مکّه) روى برتافتند; پس آنان نمى شنوند و حق را نمى پذيرند . * و به پيامبر گفتند : دل هايمان از آنچه ما را بدان مى خوانى در پوشش هاست و سخن تو را درک نمى کند ، و در گوش هاى ما سنگينى است و گفتار تو را نمى شنود ، و ميان ما و تو حجابى ستبر است . که راه تفاهم را از ميان برده است . پس تو بر ضدّ ما بکوش که ما نيز بر ضدّ تو تلاش خواهيم کرد»
توضيح: آيات ياد شده نشان می‌دهد که ذکر خدای تعالی يک اصل جاری است، آنچه اتفاق می‌افتد، «اعراض؛ روبرتافتن» است که از جانب انسان است؛ حتی خدای تعالی برای اينکه انسان به دلايلی رابطه‌اش را با او قطع نکند، در هر برهه پيامبرانی می‌فرستد، سپس جانشينانی برای آنان قرار می‌دهد؛ به اين هم بسنده نمی‌شود، او به طور مستمر آيات خود را در آفاق و انفس به انسان نشان می‌دهد؛ ولی اين انسان است که هر از چندگاه و يا برای هميشه با «اعراض» رابطه‌ی خود را با او قطع می‌کند.