پيوندِ عينی‌ با دعای کميل

ماجرای دريافت لوح و عنوان خادم قرآن در مراسم افتتاحيه‌ی نوزدهمين نمايشگاه بين‌المللی قرآن کريم، مرا بيش از هر زمان ديگری با دعای کميل پيوند زد. اولين شبِ جمعه‌ی هر ماه‌ قمری به همّت دوستانِ نسبتاً قديمی در منزل ما مراسم دعای کميل برگزار می‌شود. دعای کميل اولين شب جمعه‌ی ماه رمضان امسال را برادر عزيزم جناب شيخ علی حسين پور جانباز سرافراز دفاع مقدس برگزار کرد. با حال و لحنی خوش و صوتی دلنشين. پيش از دعا به توصيه محمد (دبير سايت) ميان حاضران در باره‌ی ارتباط دعای «اللهم ادخل علی اهل القبور السرور …» با ماه مبارک رمضان بحثی علمی شکل گرفت که آقايان شيخ حسين رجبی و شيخ علی خراسانی در آن مشارکت کردند و هر يک نکات قابل توجهی را مطرح ساختند. اين بحث علمی ذهن را برای درک عميقتر دعای کميل آماده و نوعی نشاط ذهنی ايجاد کرد.

با اين حال، من که چند شب قبل عنوان يادشده را دريافت کرده و بدان مبتلا شده بودم، با يک فراز اين دعا بيش از فرازهای ديگر ارتباط برقرار کردم. فراز مورد نظر چنين است:

«اَللّهُمَّ مَوْلاىَ كَمْ مِنْ قَبيحٍ سَتَرْتَهُ»

اى خدا اى مولاى من چه بسيار زشتيها كه از من پوشاندى

«وَ كَمْ مِنْ فادِحٍ مِنَ الْبَلاَّءِ اَقَلْتَهُ»

و چه بسيار بلاهاى سنگين كه از من بازگرداندى

«وَ كَمْ مِنْ عِثارٍ وَقَيْتَهُ»

و چه بسيار لغزشها كه از آن نگهم داشتى

«وَ كَمْ مِنْ مَكْرُوهٍ دَفَعْتَهُ»

و چه بسيار ناراحتيها كه از من دور كردى

«وَ كَمْ مِنْ ثَناَّءٍ جَميلٍ لَسْتُ اَهْلاً لَهُ نَشَرْتَهُ»

و چه بسيار مدح و ثناى خوبى كه من شايسته اش نبودم و تو آن را منتشر ساختى.

برخی حوادث سبب عمق فهم ما از معارف اهل بيت ع می‌شود. اين بار احساس می‌شد که اين فراز از دعای کميل به گونه‌ای عميق‌تر و محسوس‌تر فهم می‌شود؛ به خصوص اين عبارت اخير که «وَ كَمْ مِنْ ثَناَّءٍ جَميلٍ لَسْتُ اَهْلاً لَهُ نَشَرْتَهُ». گاهی حوادث هم معلّمان خوبی برای تعميق فهم می‌شوند.

هر جمله از دعای کميل، پرده‌ای از زندگی ماست اگر بر آيين بندگی باشيم. به ياد می‌آورم که در شب‌های يکی از رمضان‌های نيمه‌ی دوّم دهه‌ی شصت به همراه مرحوم استاد صفائی و با مشارکت برخی دوستان در مشهد الرضا جلساتی در باره‌ی دعای کميل داشتيم و در آن جلسه هماهنگی دعای کميل و مناجات خمس عشر را بررسی و مباحثه می‌کرديم. استاد صفائی تحليل قابل توجهی برای شروع و ختم دعای کميل و مناجات خمس عشر داشت. إن‌شاءالله در فرصتی مطالب به دست آمده از آن جلسات را که به اختصار نوشته‌ام و برخی اشارات استاد را با دستخط وی هنوز نگاه‌داشته‌ام، خواهم نگاشت. در اين‌جا به توصيف او از دعای کميل بسنده می‌کنم. او در باره‌ی اين دعا می‌گفت:«اين دعا رابطه‌ی انسان با خداست و کسری‌هايی که در انسان است با ترميمی که از ناحيه‌ی حق هست».

مطالب مرتبط:

دريافت عنوان عالی‌ترين سطح خدمت به قرآن کريم

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 5.0/5 (1 vote cast)

سلام. چه کوتاه نامش میبرید و میگذرید. ذکر خاطرات استاد این نیست که در فلان جلسه حضور داشت یا خانه اش کنار خانه فلانی بو د، یا توصیه کسی را میکرد، یادم میاید یکروز وقتی از او از امام زمان و میزان ارادتش به آقا پرسیدم گفت: مهم نیست من چقدر به او ارادت داشته باشم، او باید مرا دوست داشته باشد، طوری که بسراغم بیاید، نه اینکه من سراغش بروم.
یادم میاید وقتی در این خصوص صحبت میکرد، کنار صخره ای در کنار آبشاری بودیم، گفت : اگر بمن بگویند آقا پشت این صخره است ، این من نیستم که باید سراغ آقا بروم، بلکه من آنقدر باید محبت او را جلب کرده باشم که او سراغ من بیاید، من باید توانسته باشم محبت او را بخود جلب کنم، والا او که خود دوست داشتنی است و همه آرزو دارند ملاقاتش کنند.
راستی این نوع نگاه به مقوله انتظار گجا و نوع نگاه امثال من عوام کجا؟
این انتظار از انسان چه میسازد و انتظار های صوری و خشک و بی محتوای امثال من چه؟
… استاد عزیز ، کاش خاطرات استاد را از ذهن خودتان، آقا مجید ها، فاطمی نسب ها، آقا رفیعی ها،و… دیگرانی که با ایشان حشر ونشر داشته اند بنویسید.
شاید بگویید سایت ما این رسالت را ندارد، ولی من اعتقاد دارم وجود شما این رسالت را دارد که با معرفی عین صادها ، چشمه های مصفایی را جاری کند، مثل وجود با برکتی مثل خود شماو همراهانتان. با سپاس و با پوزش از تصدیع اوقات شریفتان.