جلسه فاميلی تيرماه. 1390 (عکس)

جلسه بعد از آمدن حاج دایی با کمی تاخیر شروع شد. داداش مهدی ابتدا با خواهش داداش محمد آیاتی از قرآن را تلاوت کرد و جلسه با نام و یاد خدا آغاز شد، بعد آقای محسن محمدی پور مقاله‌ای با موضوع خانواده ارائه داد و پس از ایشان حاج آقای شاکرین که سخنران جلسه بودند صحبت کردند، همه سراپا گوش بودند ولی

فکر می‌کنم داداش محمد داشت میان برنامه‌هایش را آماده می‌کرد، چون همین دیروز بود که بعد از 10 روز از اردوی فصل رویش برگشته بود، داداش محمد آنجا کار تصویر برداری و مستند سازی انجام می‌داده و بلافاصله بعد از جلسه هم برگشت آنجا، به خاطر همین فرصت نکرده بود برنامه‌هایش را آماده کند. صحبت‌های حاج آقای شاکرین تمام شد و بعد از فرستادن صلوات و تشکر از ایشان داداش محمد از آقای مقداد کوچک یزدی که مداح است دعوت کرد که مجلس را به فیض برساند. قشنگ می‌خواند، همه لذت می‌بردند و بعضی هم منقلب شده و اشک می‌ریختند…بعد از آقا مقداد نوبت احکام بود که حاج محمد آقای مطلب از داداش محمد خواستند که به ایشان وقت بدهند برای خواندن مطالبشان. بعد از حاج محمد آقای مطلب دیگر وقتی باقی نمانده بود و داداش محمد طبق قرار هر جلسه‌اش یک کتاب و یک شهید معرفی کرد که آن کتاب زندگی نامه‌ی شهید کاوه بود. مقداری از زندگی‌نامه‌ی این شهید شجاع را در طول جلسه خوانده بود. در انتها هم دوستان من دور داداش حلقه زدند و قرآن‌ها و سرودهایی را که آماده کرده بودند خواندند و داداش به همه‌شان جایزه داد. و قرار شد که من و دوستانم برای جلسه‌ی آینده آیات 1 تا 16 سوره‌ی واقعه را حفظ کنیم.

 

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

آقا يحيی سلام. حالت خوبه؟ معلم سال گذشته، ديندار هستم. دلم برات خيلي تنگه!