جلسه فامیلی اردیبهشت ماه ۹۰/۳/۳۱ (عکس)

منزل آقای مسجدی

من دیگر عکاس رسمی جلسه‌ی فامیلی شده‌ام. عکس‌های فراوانی گرفتم. هنوز آن قدر خوب نشده، ولی بابا می‌گه این عکس‌ها خاطره‌انگیزند. قرار است امسال داداش محمد مسئول جلسه فامیلی باشد. داداش پیش از همه‌ی ما به محل جلسه رفت تا همه کارهای لازم را انجام دهد. جلسه با صحبت ایشان شروع شد. داداش اعلام برنامه کرد. اول آقای همایون آذری که متخصص طبّ سنّتی است در باره‌ی طب سنّتی صحبت کرد. بعد داداش خاطره‌ای از شهید خواند. خاطره‌ی جالبی بود.

خاطره را از روی کتاب خاک‌های نرم کوشک می‌خواند که چنین نوشته است:

پرستیژ فرماندهی

سیدکاظم حسینی

علاقه‌ی خاصی، هم نسبت به حضرت فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) داشت، هم نسبت به سادات و فرزندان ایشان. عجیب هم احترام سیدی را نگه می‌داشت؛ یادم نمی‌آید توی سنگر، چادر، خانه، یا جای دیگری با هم رفته باشیم و او زودتر از من وارد شده باشد. حتی سعی می‌کرد جلوتر از من قدم برندارد.

یک بار با هم می‌خواستیم برویم جلسه. پشت در اتاق که رسیدیم، طبق معمول مرا فرستاد جلو و گفت: بفرما.

نرفتم تو. به‌اش گفتم: اول شما برو.

لبخندی زد و گفت: تو که می‌دونی من جلوتر از سید، جایی وارد نمی‌شم.

به اعتراض گفتم: حاج آقا این‌جا دیگه خوبیت نداره که من اول برم!

گفت: برای چی؟

گفتم: ناسلامتی شما فرمانده هستی، این‌جا هم که جبهه هست و بالأخره باید ابهت و پرستیژ فرماندهی حفظ بشه.

مکثی کردم و زود ادامه دادم: این که من جلوتر برم، پرستیژ شما رو پایین می‌آره.

خندید و گفت: اون پرستیژی که می‎خواد با بی‌احترامی به سادات باشه، می‌خوام اصلاً نباشه!

داداش این را که می‌خواند، حاج دائی (آیت الله یزدی) منقلب شد و گریست. همه حاضران هم کم و بیش منقلب بودند. جلسه حال و هوای خاصی پیدا کرد. اگر به عکس‌هایی که گرفته‌ام دقت کنید، بخشی از این حالات را می‌توانید در عکس‌ها ببینید.

پس از آن از بابا خواست که سخن‌رانی کند. بابا هم اول در باره‌ی حضرت زهراء علیها السلام و سوره‌ی کوثر مطالبی گفت و بعد در باره‌ی رازداری در سخن گفتن، صحبت کرد. بابا این عبارت را به نقل از کتاب اصول کافی تکرار می‌کرد: «المجالس بالأمانة». بابا می‌گفت: باید روابط اجتماعی ما و ارتباط گفتاری ما انظباط اسلامی داشته باشد. به نظر می‌رسید همه با علاقه به سخنان بابا گوش می‌دهند. بعضی هم صحبت‌های بابا را تأیید می‌کردند.

بعد حاج آقای مشی هم برای گفتن احکام پشت تریبون رفت و پس از صحبت در باره حضرت زهرا سلام الله علیها، یک مسئله شرعی را بیان کرد.

پس از آن باز هم داداش محمد قسمت دیگری از خاطره‌ی شهدا را خواند. سپس از آقای مطلب خواست که شعر بخواند و بعد از حاج آقا مجید یزدی خواست تا صحبت کند. حاج آقا مجید هم در باره صندوق قرض‌الحسنه و سپرده‌ها و پول‌هایی که برای صندوق وقف شده صحبت کرد.

قرار نبود حاج‌دائی صحبت کند. داداش به سمت حاج دائی رفت. حاج دائی به گرمی دست‌های محمد را در میان دستانش گرفت. داداش طبق معمول دست حاج‌دائی را بوسید و در گوش ایشان چیزی گفت و بعد میکروفون را برای حاج آقا تنظیم کرد. حاج دائی گفت به درخواست مسئول جلسه در باره یازده روزی که رئیس جمهور در خانه به سر می‌برد و اقداماتی که در این مدت انجام شده مطالبی را می‌گویم. بعد بخشی از مطالب مطرح شده در دیدار خود با آقای احمدی‌نژاد تعریف کرد و در آخر دو توصیه از مقام معظم رهبری نقل کرد:

۱ـ هیچکس در رابطه با رئیس‌جمهور اقدام خودسرانه‌ای انجام ندهد که موجب شادی دشمنان شود.

۲ـ در باره جریان انحرافی، وظیفه‌ی همه تبیینِ مستند است.

پس از صحبت‌های آیت‌الله یزدی آقای مطلب اذان گفت. همه نماز ظهر و عصر را به حاج آقا حسین یزدی اقتدا کردند. پس از اقامه نماز آقای مسجدی با نهار از همه پذیرایی کرد. گمان می‌کنم نهار آقای مسجدی به خاطر منزل نو بود.

 

مهدی محمدی گفته:

اول، سلام بر آقا یحیی. احسنت، الحمدلله که روز به روز داری پیشرفت می کنی و عکس های زیباتر و جذاب تری می گیری. البته شما هم خدا را به خاطر این همه هوش شکر گذار باش.
دوم، سلام بر محمد آقا. مسئول محترم جلسه فامیلی؛ مسئولیت جدید شما را تبریک گفته و موفقیت روز افزون شما را از خدای متعال مسئلت می نمایم.
حرف دوم به محمد آقا: آقا یحیی در عکاسی مهارت لازم را پیدا کرده و الان آماده عکس برداری از عروسی شماست، پس هرچه زودتر … !

سلام و متشکرم از تبریک شما، انشاالله بنده در این امر و همگی در تمام مراحل زندگی رضای خداوند را همراه داشته و موفق باشیم.
در مورد مطلب دومتون باید بگم که فعلا بنده توصیه بر صبر شده‌ام، و صبر خواهم کرد ولی آقا یحیی همچنان آماده است، و احتمالا می‌تواند به جای مراسم بنده از مراسم شما عکاسی کند . . .
یا علی

امیر حسین احمدی گفته:

سلام علیکم . ضمن خسته نباشید به شما باید عرض کنم روند برگذاری جلسه مطلوب است و بحمدلله مورد استقبال میباشد. بنظر میرسد تنها نکته قابل عرض فعلاً این باشد که این عکاس باشی شما یه مقدار زیادی از حد فعالیت میکند و در بعضی از موارد تمرکز جلسه را بر هم میریزد. فکر میکنم با ۲۰ درصد این تلاش و فعالیت بتوان به همین قدر راندمان نیز دست یافت.
با تشکر

سلام و رحمة الله. متشکر فرمایش شما صحیح است. متذکر شده‌ایم. إن‌شاء الله یحیی هم رعایت خواهد کرد. موفق باشید.