تحریف ناپذیری قرآن با تکیه بر شهود معنوی کربلایی کاظم ساروقی

  • دسته: اخبار
  • دبیر
  • بازدید: 2,245 views

ماجرای شبه معجزه حفظ قرآن توسط کربلایی کاظم ساروقی از حوادث درس آموز و نادر روزگار ماست که در سایه آن شماری از اسرار قرآنی و نیز اسرار عوالم ملکوت روش می گردد . این ماجرا خوشبختانه در سایه اراده الاهی و همت مردانی همچون شهید نواب صفوی و شهید بخارایی با ملاقات های مکرر کربلایی کاظم با عالمان و فقیهان دوران خود در ایران که شماری  از آنان همچنان در قید حیات هستند و برخی از عالمات در کشور های اسلامی و در پی سر بلندی وی از امتحان های متعدد و بسیار دقیق، چنان با حقیقت گره خورده که هیچ انسان آگاه از آن در صحت و درستی آن تردید روا نمی دارد.

این رخداد نتایج فراوانی در زمینه های مختلف مرتبط با شناخت قرآن نظیر برخوداری قرآن از ماهیت ماورایی و به طور کلی در باره عوالم ملکوت نظیر تفاوت قوانین عوالم متافیزیک با عالم ملک و ماده بدست می دهد . نگارنده در این مقاله در کنار توجه به این دستاورد ها در صدد بررسی یکی از دستاورد های این رخداد ، یعنی اثبات تحریف ناپذیری قرآن بر آمده است . به این معنا که حقایق مرتبط با رخداد حفظ قرآن توسط کربلایی کاظم به خوبی نشان می دهد که قرآن تعلیم داده شده به او همان قرآن فرو فرستاده شده بر پیامبر اکرم (ص ) بوده است ، و از سویی دیگر قرآن عرضه شده بر کربلایی کاظم از هر جهت بدون هیچ کم و کاست ، جابجایی و تغییر در چینش آیات یا سوره ها یا تفاوت در نوع قراءت ، منطبق با قرآن کنونی مسلمانان است . این امر به خوبی نشان از آن دارد که در مصاحف کنونی هیچ دخل و تصرف بشری راه نیافته است . یعنی افزون بر اثبات تحریف ناپذیری قرآن ، برخی دیگر از ابهام ها  در باره قرآن شناخت نظیر چگونگی چینش آیات و سور و اختلافات در زمینه قراءت قرآن نیز  در سایه این رخداد بر طرف می گردد .
کربلایی کاظم ساروقی و اثبات نزاهت قرآن از هرگونه تحریف
ماجرای حفظ ناگهانی قرآن توسط کربلایی کاظم ساروقی در کنار اثبات این حقایق، اصالت و نزاهت قرآن کنونی از هرگونه دستبرد و تحریف و نیز انطباق چینش کنونی قرآن با قرآن آسمانی را نیز اثبات کرد.
شواهد این مدعا از این قرار است:
1. سبک و سیاق ماجرای حفظ ناگهانی قرآن توسط کربلایی کاظم برای همه کسانی که بعدها از این ماجرا اطلاع یافتند به ویژه برای همه عالمان، صاحب‌نظران‌ شیعه و اهل سنت و مراجع وقت شیعه ، نشان از غیرطبیعی بودن این ماجرا و شبه معجزه بودن آن دارد.
برخورد با دو جوان ناشناس و دعوت آنان برای زیارت امام‌زادگان و سپس ناپدید شدن آنان، که احتمال فرشته بودن آنان را تقویت می کند ، وقوع این داستان در کنار قبر یک امام‌زاده، دعوت مصرّانه آن دو جوان و همراه با فشار سینه کربلایی کاظم برای تلاوت آیات نگاشته شده بر کاشی‌های امام‌زاده، رؤیت نورانیّت سبز تمام آیات، توان تلاوت و حفظ یکجا و یکپارچه قرآن، بی‌هوشی کربلایی کاظم و تشخیص بی‌خطای آیات قرآن و حتی با وجود جابجایی و تلفیق کلمات مشابه ـ کاری که شهید بخارایی کرد ـ حذف واوهای برخی از آیات و عدم امکان تلاوت دعاهایی که در لابلای آیات جاسازی شده بود، ـ چنان که آیت الله مکارم شیرازی اذعان کرده است ـ تلاوت بدون وقفه آیات قرآن از پایان به آغاز سوره ـ آن گونه که آیت الله خوانساری شهادت داده است _  با وجود حضور در محافل و مجالس متعدد در داخل و خارج کشور و اذعان همه کسانی که شاهد حال او بوده‌اند، مبنی بر معجزه بودن این ماجرا، و اعلام کربلایی کاظم به عنوان «سند زنده اعجاز آل محمّد(ص)» همگی بیان‌گر مدّعاست.
براساس این شواهد ، تردید نمی‌توان روا داشت که آنچه که بر کربلایی کاظم و قلب او القا شده همانا حقیقت قرآن محمّدی کما هو المنزل بوده است. زیرا در حقایق غیبی و متافیزیکی و در آنجا که فرشتگان حضور دارند کذب، دروغ، دستبرد، کاستی، فزونی، و هر آنچه که رنگ باطل و غیر حق بگیرد ، راه ندارد. چنان که خواب‌های راستین را یک جزء از هفتاد جزء نبوت دانسته‌اند . کربلایی کاظم توانست قرآن فرو فرستاده شده بر رسول اکرم(ص) را از رهگذر فرشتگان قرآن‌آموز به یکباره تلقّی کند. و اگر قرآنی که در آسمان ورد زبان فرشتگان است با قرآنی که اینک در اختیار ما مسلمانان قرار دارد تفاوت می‌داشت ، می‌بایست در آنچه بر دل و جان کربلایی کاظم القا شده، تجلّی می‌یافت.
به عبارت دیگر طبق مدعای برخی از طرفداران تحریف به کاستی در قرآن، اگر آیات یا سوره‌هایی از قرآن که اثبات‌گر ولایت و امامت حضرت امیر(ع) و سایر ائمه(ع)اند، توسط دست‌های ناپاک خلفا از لابلای قرآن کنونی حذف شده باشد ، این آیات و سور مورد ادعا می‌بایست در قرآن آشکار شده بر کربلایی کاظم هویدا می‌شد ؛ زیرا در کار فرشتگان دیگر معنا ندارد که به خاطر مصلحت گرایی ،  بخشی از گفتار الهی حذف گردد.
آیا فرشتگان نیز طبق مدعای مدعیان تحریف از نشر فضایل علی(ع) و اثبات بطلان خلافت خلفا بیم داشته‌اند که از انعکاس این بخش از قرآن اجتناب کرده‌اند؟!
آیا فرشتگان به عنوان آفریده‌های معصوم الهی به خود اجازه چنین دخل و تصرفی در کار خداوند می‌دهند؟! آیا بر فرض پذیرش چنین دخالت مصلحت‌گرایانه در کار فرشتگان دیگر می‌توان به سلامت ابلاغ وحی از سوی خداوند به پیامبران آسمان اطمینان داشت؟! براستی اگر امروزه فرشتگان چنین اجازه‌ای داشته باشند که همچنان بخشی از قرآن را از روی مصلحتی که خود انگاشته‌اند، پنهان سازند، چرا جبرئیل پیش از این و به هنگام نزول قرآن چنین مصلحت‌اندیشی نکرده و با حذف این دست از آیات این همه دشواری برای رسول اکرم(ص) ایجاد نکرده و زحمت حذف آنها را به خلفا داده است؟! و اساساً اگر فرشتگان آسمانی و آنان که به اسرار عالم غیب سروکار دارند، تا این اندازه به خیر و صلاح امت می‌اندیشند که آشکار یا پنهانی از چشم خداوند می‌توانند این چنین در پیام او تصرف کنند چرا خداوند ـ العیاذ بالله ـ از تشخیص چنین مصالحی ناتوان است؟! و اگر به مصلحت این کار اذعان دارد چرا خود چاره‌اندیشی نکرده و کار را به فرشتگان واگذار کرده است؟!
باری، بدین جهت حتی اگر امکان راهیافت تحریف قرآن یا هر کتاب آسمانی را در دنیا و به دست آدمیان که در کار آنان جهل، غرض‌ورزی، هوا و هوس، کذب، دروغ راه داشته و بنای خداوند دخالت مستقیم در کار آنان و رسوا ساختنشان نیست، وجود داشته داشته باشد ، چنین احتمالی درباره عوالم قدس، غیب، عالم ملکوت و عالم فرشتگان به هیچ وجه معنا ندارد. با این فرض از آنجا که قرآن القا شده بر کربلایی کاظم به اذعان همه صاحب‌نظران و اندیشوران از هر جهت منطبق و همسان با قرآن موجود بوده و هیچ فزونی و کاستی نداشته، می‌توانیم به یقین باور کنیم که در قرآن کنونی تحریف به هیچ قسمی راه نیافته است.
اثبات نزاهت قرآن از هرگونه تحریف به استناد ماجرای حفظ ناگهانی قرآن توسط کربلایی کاظم به شکل قیاس ذیل قابل تصویر است:
قرآن کنونی از هر جهت منطبق بر قرآن القا شده بر کربلایی کاظم است(صغرای قیاس) قرآن القا شده بر کربلایی کاظم از هرگونه تحریف به کاستی و فزونی پیراسته است (کبرای قیاس)   قرآن کنونی از هر جهت از هرگونه تحریف به کاستی و فزونی پیوسته است.
انطباق قرآن کنونی با قرآن القا شده بر کربلایی کاظم یعنی صغرای قیاس از رهگذر  ده‌ها آزمونی که توسط عالمان شیعه و اهل سنت از او به عمل آمد و شماری از آن عالمان همینک در قید حیات‌اند، قابل اثبات است. و کبرای قیاس یعنی پیراستگی قرآن القاء شده بر کربلایی کاظم از هرگونه تحریف به کاستی یا فزونی از توضیحات پیشگفته مبنی بر استحاله رهیافت هرگونه باطل و کذب در عالم فرشتگان و عوالم ملکوت قابل اثبات است. با اثبات صغرا و کبرای قیاس نتیجه مورد نظر یعنی سلامت مصحف کنونی از هرگونه تحریف نیز اثبات می‌گردد.
قرآن القا شده بر کربلایی کاظم شاهدی بر اصالت چینش و قرائت کنونی قرآن
با عنایت به استدلال پیشگفته افزون بر سلامت قرآن از هرگونه تحریف، آسمانی بودن شماری دیگر از ویژگی‌های قرآن کنونی نظیر چینش آن، قرائت قرآن و … نیز اثبات می‌شود.
چه، شماری از صاحب‌نظران شیعه و اهل سنت چینش همه یا بخشی از هر آیات و سور قرآن را اجتهادی و بدست صحابه می‌دانند. در برابر دیدگاه اکثر صاحب‌نظران که چینش کنونی قرآن را توقیفی و وحیانی و بدست پیامبر(ص) ارزیابی می‌کنند. گذشته از دلایلی که طرفداران هر یک از دیدگاه‌های فوق برای اثبات نظریه خود آورده‌اند قرآن القاء شده بر کربلایی کاظم که مطابق با چینش کنونی قرآن است، خود می‌تواند نشانه‌ای شهودی بر وحیانی بودن این چینش باشد. چنان که همین نکته می‌تواند آسمانی بودن قرائت کنونی قرآن را که به قراءت حفص از عاصم منتسب است، اثبات کرده و بر بشری و ناصواب بودن سایر قرائت‌ها مُهر تأییدی به حساب آید.

* متن کامل این مقاله در مجموعه مقالات کنگره تجلیل از کربلایی کاظم ساروقی که توسط انجمن قرآن اراک منتشر شده ، انعکاس یافته است .

به نقل از سايت مؤسسه‌ی معارف وحی و خرد:

http://www.maref.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=104:1388-12-21-07-48-01&catid=51:1388-08-29-08-29-40&Itemid=72

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)