توسعه فرهنگ قرآنی در گرو گسترشِ انس با قرآن

شکل‌گيری ظرفيت‌ها و لزوم جهاد و اجتهاد

توسعه فرهنگ قرآنی يکی از اهداف والای همه‌ی ارادتمندان به قرآن و عترت (ع) است. امروز ظرفيت‌های ایجادشده برای اين هدف بيش از هر زمان ديگری است. اگرچه اين ظرفيت‌ها در بالاترين ميزان خود از آغاز انقلاب تا کنون است، هنوز به همه‌ی بايسته‌های شأن قرآن کريم و اهل بيت گرامی پيامبر (ص) نرسيده است. با اين حال، لازم است، نسبت به شکل‌گيری همين ظرفيت‌ها نيز شاکر باشيم. شکرانه‌ی اين رشد و شکوفايی در اين زمينه ، جهاد و اجتهاد همه‌ی مؤمنان و علاقمندان را می‌طلبد. جهاد و اجتهادی که ما را با گام‌های محکم به سوی اهداف والاتر پيش برد و تمهيدات لازم برای شکل‌گيری هر چه بيش‌تر مؤلفه‌های جامعه‌ی مطلوب قرآنی را فراهم کند.

«کتاب خدا» و «عترت پيامبر (ص)» دو میراث گران‌بها

پيامبر اکرم ص پيش از رحلت بر همراهی دو عنصر تعيين‌کننده در هدايت انسان تأکيد فرمود. حدیث ثقلين مصونيت ابدی در برابر ضلات را در گرو «تمسّک» به کتاب خدا و عترتِ دانسته و از آنها به عنوان دو عنصر جدایی‌ناپذير دين ياد کرده است. به اين ترتيب، کتاب خدا و عترت ع با چنين اثرگذاری بر انسان، عناصری کليدی و راهبردی خواهند بود. مرادم از مفهوم راهبردی آن است که اين دو ميراث نبوی، در راهبری دينی، دارای نقش حياتی و تعيين‌کننده‌اند. به ديگر سخن، بدون اين دو ميراث اساساً مصونيّتی از گمراهی و کج‌روی شکل نخواهد گرفت. شاید تعبير «ثقلين» اشاره به اين درجه از اهميّت در اين دو ميراث گران‌بها باشد.

تعامل راهبردی با کتاب خدا و عترت پيامبر (ص) در گرو «تمسّک»

پيامبر هدايت و رحمت (ص) در مهم‌ترين توصيه‌ی خود به امّت و بلکه به همه‌ی انسان‌ها نحوه‌ی تعامل با گران‌بهاترين ميراث‌های برجای‌گذاشته را در قالب مفهوم «تمسّک» بيان فرموده است. اين مفهوم به وسيله‌ی عظيم‌ترين پيامبر خدا (ص) و از زبان معصوم او صادر شده است. رسول خدا (ص) می‌توانست در اين توصيه مفاهيم متعدد ديگری را به‌کار ببرد و اين کار را نکرد. او از ميان همه‌ی مفاهيم، مفهوم «تمسّک» را برگزيد و به مخاطبان خود القا کرد. از اين رو، مفهومی که معصوم آن را برگزيده، يک مفهوم کليدی، تعيين‌کننده، حياتی و در يک کلمه راهبردی است.

دامنه‌ی موضوع و ضرورت گسترش بحث در باره‌ی آن

بايد توجه داشت که بحث و بررسی مسئله‌ی «انس همگانی با قرآن کريم» و در مرتبه‌ای بالاتر «تمسّک همگانی به قرآن کريم»  عرصه‌ی به‌مراتب گسترده‌تری را طلب می‌کند. لازم است، متخصصان و صاحب‌نظران زوايای متعدد اين مسئله را بررسی کنند. تحقيقات و پژوهش‌های فراوانی لازم است تا مسير علمی دستيابی به اين اهداف مهم به روشنی ترسيم شود. برای اين منظور، به همه‌ی انواع پژوهش نيازمنديم. لازم است، برخی استعدادها به پژوهش‌های بنيادی در اين زمينه بپردازند و مبانی و پيش‌فرض‌های آن را فراهم کنند. دسته‌ای ديگر پژوهش‌های کاربردی و مطالعات پيمايشی را انجام دهند و گروهی تحقيقات توسعه‌ای را سامان دهند.

تحقيقات بنيادی زمينه‌ی هدف‌گذاری‌های درست و منطقی را فراهم می‌کند. پژوهش‌های کاربردی ما را به رهيافت‌های تحقق اهداف می‌رساند. مطالعات پيمايشی وضعيت جاری را روشن می‌سازد و تحقيقات توسعه‌ای مدل‌های تحقق اهداف در سطح کلان را تأمين می‌کند. بنابراين، اگر قصد داريم به شيوه‌ای خردمندانه و عالمانه به برنامه‌ريزی و اجرا در اين زمينه دست بزنيم، بايد اولاً ـ توجه داشته باشيم که کار گسترده است و نمی‌توان به حرکت و اقدامات کوچک و محدود بسنده کرد؛ ثانياً ـ مشارکت همه‌ی ظرفيت‌های رسمی و غيررسمی را می‌طلبد که لازم است به هماهنگی و انسجام در فکر و عمل برسيم؛ ثالثاً ـ همه‌ی راه را با مطالعه و تفکر راهبردی و همه‌جانبه پيش ببريم.

اين بدان معنی نيست که به بهانه‌ی فراهم شدن زمينه‌های يادشده بايد دست روی دست گذاشت و تا فراهم شدن همه‌ی زمينه‌ها توقف کرد. معنی اين سخن آن است که در حين قيام و اقدام به اين مهم، به گستره و عمق مسيری که در پيش داريم توجه داشته باشيم و به قدر ميسور آنها را فراهم کنيم. به ويژه  کسانی که در اين زمينه مسئوليت‌های ملّی بر دوش دارند، نسبت به تأمين اين مقدمات بيش از ديگران وظيفه‌مندند. آنها به ميزانی که بسط يد دارند، بايد زمينه‌ها را به گونه‌ای کامل و کامل‌تر فراهم کنند. بحمدالله به نظر می‌رسد دست‌اندرکاران همين مسير را در پيش گرفته‌اند.

«انس با قرآن» و جايگاه آن در رسيدن به «تمسّک به قرآن»

مراتب انس با قرآن

انس با قرآن مراتبی دارد. در يک نگاه کلّی انس با قرآن به دو صورت قابل تصور است: 1ـ انس با ظاهر قرآن؛ و 2ـ انس با معانی قرآن. امروز جلسات متعدد تلاوت قرآن با عنوان «جلسات انس با قرآن» برگزار می‌شود. به نظر نمی‌رسد در اين تلاوت‌ها آن‌گونه که بايد به معانی قرآن توجه شد. اکثر قريب به اتفاق مخاطبان که فارسی‌زبانند و با عربی آشنا نيستند. گاهی قاريان نيز محتوای قرائت اطلاع چندانی ندارند. قاريان بيش از همه با تقليد از استادان مصری قرائت را می‌آموزند. اغلب آنها نغمات دلنشينی برای قرائت به کار می‌برند، ولی قاريان کمی با محتوای آيات ارتباط معنوی دارند. گاهی وقف و ابتدا قاريان ما که به تقليد از قاريان اهل سنّت است، مطابق برداشت آنان از قرآن کريم است که شيعه آن برداشت‌ها را نمی‌پذيرد. وقف و ابتدا می‌تواند بُرِشی به فراز آيات بزند و در القای معانی خاص اثر بگذارد. به هر حال، تعداد بسياری از قاريان و حافظان گرامی ما و اکثر قريب به اتفاق مستمعان آيات کلام الهی ارتباط معنايی مورد انتظار با تعاليم آن را ندارند.

ارزشمندی همه مراتب انس و ارتباط با قرآن کريم

از قرآن کريم، اين عهدنامه‌ی الهی در برخی روايات به عنوان «اعظم شیءٍ دون الله؛ والاتر از هر چيز جز خدا» ياد شده است. از اين روست که هر نوع پيوند و ارتباط با اين موهبت بزرگ الهی، ارزشمند و گرامی است. کسانی به غلط و جسورانه، ارتباط ظاهری با قرآن را تحقير می‌کنند. اين درست نيست، هم غلط است و هم جسارت‌آميز. غلط است؛ چونکه عظمت قرآن هر سطح ارتباط به آن را گرامی و ارزشمند ساخته است. جسارت‌آميز است؛ زيرا با چه منطقی می‌توان در ميان انبوه ارتباط‌های ظاهری و عميق انسان با پديده‌های عالم، ارتباط او دل‌دادگی او با کلام خدای تعالی را ناچيز شمرد؟ با قطع نظز از آثار وضعی معنوی که خدای تعالی در ارتباط با قرآن کريم قرار داده، اعم از نگاه به قرآن، همراه داشتن قرآن، قرائت ظاهر قرآن، شنيدن قرآن، اصولاً هر سطح ديگری از ارتباط عميق‌ با قرآن کريم در گرو همين ارتباط ظاهری با آن است. استمرار بر ارتباط ظاهری مؤمنان را به سطوح ديگر ارتباطی و در نهايت به معانی، مقاصد و باطن قرآن کريم می‌رساند.

بنابراين، به هيچ‌وجه نمی‌توان انس ظاهری با قرآن کريم را گرامی نداشت و آن را تقدير نکرد. سخن اين‌جاست که توقف در اين سطح مطلوب نيست و نبايد به اين سطح از ارتباط بسنده کرد. به ديگر سخن، ارتباط ظاهری با قرآن کريم، معبری است که بايد از آن گذشت. تأکيد می‌شود که اين معبر فی‌نفسه گرامی و ارزشمند است، ولی بنايد در آن متوقف شد و به آن بسنده کرد. برای مثال، وقتی به زيارت يکی از معصومان می‌رويد شهری که مضجع معصوم است، برای ما گرامی است. آن شهر را مقدّس می‌شماريم. چنان‌که مدينه، نجف، کربلا، کاظمين، مشهد و سامرّا شهرهای مقدس‌اند. وقتی به آستانه‌ی حرم معصومان می‌رسيد، احساس قدسی شما بيش از جاهای ديگر شهر است. داخل صحن‌ها بيش‌تر تا به شبستان‌ها و به اطراف مقبره و بالاسر مدفن می‌رسيد. اين مراتب کاملاً معقول و قابل فهم‌اند. اين‌گونه هر مرتبه‌ای از مراتب ارتباط با کلام الهی نيز گرامی و مغتنم است.

جايگاه «انس با قرآن» و نسبت آن با «تمسّک به قرآن»

اگر امروز از گسترش «انس با قرآن» در جامعه سخن می‌گوييم و بزرگان ما به آن سفارش می‌کنند، برای آن است که «انس با قرآن» شايسته‌ترين راه برای «تمسّک» به قرآن کريم در نظر گرفته می‌شود. بدين معنی که تا کسی از انس لازم با قرآن کريم برخوردار نشده باشد، نمی‌توان انتظار داشت او را «متمسّک» به قرآن ببينيم. «تمسّک» به قرآن پيش‌نيازهايی دارد که انس با قرآن يکی از اساسی‌ترين آنهاست.

بنابراين، اگر «انس با قرآن» را در برنامه‌های فرهنگی کشور به عنوان يک هدف تعيين کنيم، بدون ترديد هدفی ميانی را در نظر گرفته‌ايم. هدف اساسی رسيدن به همان مفهومی است که زبانِ معصوم پيامبر اکرم (ص) بيان فرموده است. «تمسّک همگانی به قرآن و عترت (ص)». البته تمسّک هم برای مصونيّت ابدی از گمراهی است و طبعاً اين مصونيّت زمينه‌ی هدايت و سعادتمندی را فراهم می‌کند.

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)