اولويت پژوهش در حوزه‌ی علوم قرآنی

تا کنون، مباحث سنّتی در حوزه‌ی علوم قرآنی در حجم وسيعی انجام شده است. مباحثی مانند تاريخ قرآن، وحی، تاريخ تدوين، اسباب نزول و مانند آن از ابتدای شکل‌گيری علوم قرآنی به عنوان يک دانش مستقل در کنار تفسير بررسی شده‌اند. پس از سيوطی و زرقانی مباحث جديد و جديدتری در عرصه‌ی علوم قرآنی پديد آمده که بررسی برخی از آنها بيش‌ترين اهميت را دارد.

دو مبحث جديد و مهم علوم قرآنی عبارتند از:

1ـ قواعد تفسير

قواعد تفسير در شکلی ابتدايی در الاتقان پايه‌گذاری شد و در دو قرن اخير به سطح از گستردگی رسيده که به عنوان دانشی مستقل به آن توجه می‌شود و کتاب‌های مستقلی در باره‌ی آن نوشته شده است.

2 ـ روش‌های تفسير

روش‌های تفسير که از آن با نام «مناهج التفسير» ياد می‌شود يکی از عرصه‌هايی است که در دهه‌های اخير بيش از هر زمان ديگر بدان پرداخته شده است. کتاب‌ها و مقالات متعددی در اين باره نوشته شده و روش‌های گوناگونی شناسايی و تبيين شده‌اند. آثار تفسيری نيز بر اساس روشی که در آن به کار رفته دسته‌بندی شده‌اند.

از ميان دو مبحث يادشده عنوان روش‌های تفسير فراگيرتر از قواعد است و برخی منابع آن را در ضمن مباحث مربوط به روش تفسير مطرح کرده‌اند. از اين رو می‌توان روش تفسير را اعم از قواعد تفسير دانست.

مطالعات روش‌شناسی در حوزه‌ی مطالعات قرآنی، بر روی سطح و عمق و جهت برداشت‌های قرآنی اثرگذار است. روش‌های کارآمد می‌تواند به نتايج جديد، مناسب و ارزشمندی بينجامد. با وجود استقبال از مباحث روش‌شناسی تفسير در چند دهه‌ی اخير، اين عرصه نيازمند بررسی بيش‌تری است. تنقيح و غنی‌سازی و تکامل روش‌ها می‌تواند دامنه‌ی بهره‌منی از قرآن کريم را به طور گسترده‌ای تغيير داده و پژوهش‌گران قرآنی را به معارف جديدی از اين کتاب الهی برساند.

بنابراين، بحث روش‌شناسی تفسير قرآن از اولويت‌دارترين مباحث در عرصه‌ی علوم قرآنی است.

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)