نقش سامانه‌ی راهبردی تبليغ حوزه علميه در بيداری و هدايت ملت‌ها

اوائل دهه 70 مدير آموزش مرکز تربيت و مبلغ و مدير مناطق اهل سنّت بودم. اين مرکز امروز به نام مرکز تخصصی مذاهب اسلامی شناخته می‌شود و در زمره مراکز تخصصی رسمی وابسته به مرکز مديريت حوزه علميه است. يکی از برنامه‌هايم در آن زمان اين بود که به اتفاق محصلان اين مرکز به ديدار عالمان و شخصيت‌های شناخته‌شده و با تجربه می‌رفتيم تا ضمن ديدار و آشنايی با آنان از ديدگاه‌ها و تجارب آنان بهره‌مند شويم. در يکی از ديدارها به ديدن آيت‌الله فاضل مالکی يکی از عالمان به‌نام عراقی رفتيم. وی را پس از مرحوم وائلی دومين خطيب جهان تشيع می‌دانستند که حافظ کل قرآن و بسياری از نصوص و روايات دينی بود. در يکی از کنفرانس‌های بين‌المللی وحدت که در زاهدان برگزار می‌شد با او آشنا شده بودم. گفته می‌شد داماد آيت‌الله حکيم يعنی همسر خواهر شهيد محمدباقر حکيم رضوان الله تعالی عليه بود. دفتر و بيت نسبتاً مفصلی داشت. يکی از وظايف دفتر ايشان اين بود که همه نوارها و فيلم‌های ويدئويی سخن‌رانی و منبرهای او را آرشيو کنند.او در آن زمان به عنوان مجتهدی شناخته می‌شد که دو مدرسه علميه در قم زير نظر او اداره می‌شد. افزون بر احراز درجه اجتهاد دکترای حقوق از دانشگاه سوربون فرانسه را نيز داشت. وی اين دکتری را زمانی از سوربون گرفت که از بيم دستگيری و اعدام به وسيله صدام حسين (حاکم وقت عراق) به کويت می‌رود. اين حادثه با سفر حضرت امام خمينی ره به پاريس و اقامت در آنجا هم‌زمان می‌شود. او نيز کويت را به مقصد پاريس ترک می‌کند و در مدت اقامت در آنجا رسالة «حقوق الإنسان و البرائة من المشرکين» را برای اخذ مدرک دکتری می‌نويسد و به دريافت دکتری دانشگاه سوربن موفق می‌شود.اين‌ها را گفتم تا اندکی از شخصيت وی را تصوير کرده باشم.

او حالا خطيب دانشمندی بود که حفظ قرآن و نصوص دينی به ويژه تسلط ايشان بر روايات فريقين جمع ما را برای ديدار و آشنايی با وی مايل ساخته بود. او را در محل دفتر مجاور منزلش که در خيابان دور شهر بود ديديم. از او خواستم برای ما بگويد که چگونه تصميم گرفت طلبه شود؟ تا کنون چه مسيری را طی کرده و برای ما چه توصيه‌هايی دارد؟ از آن روز نزديک به بيست سال می‌گذرد آنچه نقل می‌کنم نقل به مضمون است، زيرا به طور طبيعی کلمة به کلمة آنچه را که ايشان در آن جلسه گفت در خاطرم نمانده.

او عامل تمايل به طلبگی خود را اين‌گونه بيان کرد: حدود چهار سال داشتم. در کوچه‌های شهر نجف مشغول بازی بودم که شهيد صدر ره از کوچه عبور می‌کرد. شهيد صدر با محبت تمام به من سلام کرد. سلام صميمی و گرم و محترمانه او دل از من ربود و مرا به طلبگی متمايل کرد. از همان زمان تصميم گرفتم چون او روحانی شوم. همين هم شد. طلبگی را آغاز کردم و در تحصيل موفق بودم. دروس حوزه و دبيرستان را خواندم و سطوح دانشگاه کلية الفقه که به مديريت آيت‌الله محمدرضا مظفر بود گذراندم. موفقيت در تحصيل و علاقه به آيت‌الله شهيد صدر ره سبب شد در درس‌های ايشان شرکت کنم و در حلقه دوستان ايشان قرار گيرم.

در آستانه خيزش مردم ايران بود که روزی آيت‌الله صدر ره مرا فراخواند و مرا به أمر مهمی مأمور ساخت. شهيد صدر ره مطلب خود را با اين سخنان زمينه‌سازی کرد: اصلی‌ترين عامل موفقيت امام خمينی ره در ايران آن است که حوزه علميه قم سامانه تبليغی کارآمدی فراهم کرده است. آنها در هر مناسبت تبليغی به سراسر کشور اعزام می‌شوند و پيام دينی مراجع و رهبران دينی را به طور مستقيم به همه مردم کشور می‌رسانند. اگر می‌بينيد ما در عراق توفيق چندانی در اين زمينه نداريم برای آن است که چنين سامانه‌ی تبليغی کارآمد و اثربخشی نداريم.از اين رو، لازم است شما به مطالعه در باره سامانه تبليغی در ايران بپردازی و با الگوگيری از آن در عراق نيز سامانه تبليغی مناسبی راه‌اندازی کنيد.

آيت‌الله مالکی گفت: در حال انجام مطالعه در باره سامانه تبليغی حوزه‌های علميه ايران و مدلسازی آن برای اجرا در عراق بودم که دستگاه امنيتی صدام فهميد و حکم اعدام مرا صادر کرد. من به کويت و پاريس و سپس به ايران آمده و پس از انقلاب در ايران اقامت کردم و برنامه‌ای که در صدد انجام آن بودم نيمه‌تمام ماند.

او در اين ماجرا، به نقل از شهيد صدر ره تحليلی را ارائه می‌داد که خود باور داشت. او به پيروی از استاد خود، آيت الله صدر حيات مذهبی ملّت ايران و انقلاب بزرگ اين ملّت را مرهون وجود سامانه پويا و فراگير تبليغ در حوزه‌های علميه می‌دانست. بی‌ترديد شهيد صدر در زمره نوادر دوران و از متفکران مؤسس در عصر حاضر است. شايد بتوان شهادت مظلومانه او را نيز به دليل نبود سامانه لازم تبليغ در حوزه نجف دانست. اگر حوزه نجف از چنين سامانه‌ای برخوردار بود، می‌توانست در اندک زمانی مردم متدين و غيور عراق را از مسئله دستگيری مرجعشان آگاه کند و راه مقابله با آن را به آنان بياموزد. آنگاه حرکت و موج‌های مردم متدين مانع از ترک‌تازی صدام می‌شد و چه بسا صدام نمی‌توانست اين مرجع عالی‌قدر و ديگر عالمان و مراجع را آن‌گونه به مسلخ ببرد.

بگذريم، هدف از بازگويی اين ماجرا آن است که نگاهی به سامانه تبليغی حوزه علميه در وضعيت امروز ايران و جهان بيندازم. اکنون با اين پرسش همراهم که آيا: حوزه‌ی علميه قم و نهادهای تابعه، وابسته و مرتبط با آن بر اهميت سامانه‌ی تبليغی واقفند؟ آيا آنان شرايط را به گونه‌ای فراهم کرده‌اند که اين سامانه‌ی راهبردی را متناسب با نيازهای روز بهينه‌سازی کنند؟

انعکاس خبر: روات حديث

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)