جلسه فاميلی قم ،بهمن ماه 1389 (گزارش تصويری)

منزل حاج‌آقاحسين يزدی

امروز با يک ساعت تأخير به جلسله فاميلی رسيديم. سخن‌ران جلسه حاج‌آقای مشی بود. توی اتاق جا نبود فقط بابا را با اصرار به درون خانه بردند و من و داداش علی و آقا مهدی محمدی روی فرشی که توی حياط پهن کرده بودند نشستيم. پس از سخنرانی آقای مشی، بابا مرا صدا زد و از من خواست که با موبايل چند تا عکس از جلسه بگيريم. داداش محمد برای فيلم‌برداری با کاروان راهيان نور به جنوب کشور و مناطق عملياتی رفته، بنابراين من به جای او گزارش تصويری جلسه بهمن‌ماه قم را بر عهده گرفتم.

جای خالی داداش محمد

جاي داداش محمد خيلی خالی بود. من تلاش کردم با موبايل بابا عکس‌های خوبی از جلسه بگيرم. همينکه اولين عکس را گرفتم آقای رنگی مدير جلسه که داشت صحبت می‌کرد و احتمالا آخرين جلسه مديريت خود را می‌گذراند از عکاسی من استقبال کرد و از من به عنوان همکار خود نام برد.

سخنان آيت‌الله يزدی

سخن‌ران آخر آيت‌الله يزدی بود. حاج دائی در باره مسائل روز کشور، به خصوص فتنه 25 بهمن و سران گم‌راه آن صحبت کرد. ايشان سخنان خود را از ماجراهايی در باره صدر اسلام آغاز کرد و در باره ريزش‌ها و رويش‌ها سخن گفت. من بسياری از مطالب حاج‌دائی را متوجه نمی‌شدم، ولی می‌دانستم در باره مسائل مهمی صحبت می‌کند که همه طالب شنيدن آن هستند. حاج‌دائی در آخر صحبت‌های خود  گفت: ما اين جلسه را در يک بيت روحانی برگزار کرديم. خدا را شکر کرد که جلسه فاميلی سال‌هاست که برگزار می‌شود و از همه خواست به خاطر وجود روحانيان خوب در جلسه و وجود اين جلسه پاک خدا را شکر کنند.

نماز جماعت

پس از سخنان حاج‌دايی برنامه ويژه کودکان اجرا شد. پس از آن نماز جماعت به امامت حاج آقای مدنی برگزار شد و من  در نماز اول تعدادی عکس گرفتم. در نماز دوم مکبّر شدم و نظم نماز را به عهده گرفتم. پس از نماز فاميل با نهاری که صاحب‌خانه آماده کرده بود پذيرايی شدند.

پيشنهاد جلسه سراسری فاميل در عيد غدير هر سال

پس از نهار، وقتی برخی در حال رفتن بودند، جلسه کوچک ديگری به دعوت آقارسول زاهدی‌فر و آقامجيد يزدی برگزار شد که بابا هم در آن جلسه بود. در اين جلسه پيشنهاد شد سالی يک بار  به مناسبت روز عيد غدير جلسه سراسری فاميلی در يکی از شهرهای قم، اصفهان، تهران و يزد برگزار شود. بابا از اين جلسه استقبال کرد، ولی برخی پيرمردها مخالف بودند و آن را غيرممکن می‌دانستند. از بابا خواستند مسئوليت جلسه و هماهنگی قم را بپذيرد، ولی بابا اين مسئوليت را نپذيرفت و پيشنهاد ديگری داد که مورد قبول قرار گرفت.

البته عکس‌هايی که گرفته‌ام به زيبايی عکس‌های داداش محمد نيست، به خصوص که آنها را با موبايل گرفته‌ام، ولی ارزش ديدنش را دارد.

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)