جايگاه روايات در روش‌شناسی تفسير علامه طباطبائی (ره)

مقدمه

امروز طرح مباحث روش‌شناسی در عرصه علوم انسانی و به ويژه در علوم دينی از ضروری‌ترين مباحث است. به نظر می‌رسد مباحث روش‌شناسی در کشور ما دچار نوعی توسعه‌نيافتگی است. اين امر سبب شده رشد علوم انسانی در کشور سطح مورد انتظار را نداشته باشد و ما از ادبيات غنی و پرباری برای  توليد علوم انسانی برخوردار نباشيم. يکی از عوامل اثرگذار بر پيشرفت علم در علوم انسانی و به ويژه در حوزه مطالعات دينی و قرآنی رونق گرفتن مباحث روش‌شناسی در اين حوزه است. بی‌ترديد گسترش مباحث روش‌شناسی در هر حوزه  کمک شايانی به پيشرفت علم در آن حوزه خواهد کرد.

از سوی ديگر بحث در باره روش‌شناسی تفسير علامه طباطبائی (ره) در اثر ارزشمند الميزان فی تفسير القرآن از مهم‌ترين بررسی‌ها در اين حوزه است. علامه طباطبائی (ره) به حق مجدد مدرسه تفسير شيعه در دوره معاصر و احياگر رويکرد تفسير قرآن به قرآن است. روش  تفسيری علامه روش تفسير قرآن به قرآن ناميده می‌شود. با توجه به اين رويکرد تفسيری که در آن خود قرآن، اصلی‌ترين محور تفسير است، پس از بحث از چند و چون بهره‌مندی از قرآن در تفسير قرآن، تعيين جايگاه روايات در اين روش از جذاب‌ترين و چالشی‌ترين مباحث به شمار می‌آيد.

بنابراين بحثی که در اين فرصت مطرح می‌شود از جهات متعدد ضروری، مهم و در عين حال جذاب و مفيد خواهد بود. به طور کلی نگارش کتاب، مقاله و برگزاری نشست‌های متعدد  و هر نوع فعاليت علمی در باره مباحث روش‌شناسی گام شايسته‌ای در جهت رشد و پيشرفت اين مباحث در حوزه علميه خواهد بود.

 

برای بحث در باره  سطح و عمق، مبانی و بناهای رويکرد قرآن‌گرايی علامه در تفسير و نسبت روش تفسير قرآن به قرآن ايشان با مسئله جايگاه روايات در تفسير قرآن کريم، نيازمند مطالعه و بررسی‌ در چند حوزه هستيم. اولين مطلب بايسته بررسی  آياتی است که سخنان و سنّت پيامبر اکرم (ص) و معصومان (ع) را معتبر دانسته است.

آراء مربوط به جايگاه روايات در تفسير

در باره جايگاه روايات در تفسير آراء متعددی قابل طرح است که بحث در باره «جايگاه روايات در تفسير قرآن کريم» خواه در روش تفسير به طور مطلق و يا در روش تفسيری خاص مستلزم اتخاذ مبنا در باره هر يک از آن است:

1 ـ قرآن‌بسندگی مطلق قرآن در تفسير يا استقلال قرآن در تفسير،

2 ـ توقف مطلق تفسير بر روايات،

3 ـ قرآن‌بسندگی در همه آيات به جز آيات قصص، احوال معاد و آيات الاحکام،

4 ـ تفسير قرآن به قرآن و حجيت روايات در بيان آيات متشابه، اسرار، تأويل آيات، آيات احکام، احوال معاد، قصص.

کسانی که قائل به استقلال قرآن در تفسير يا قرآن‌بسندگی در تفسير هستند لازم است، نسبت آن دسته از آيات فراوانی که قول پيامبر اکرم (ص) را اعتبار بخشيده در مقايسه با آياتی که قرآن بر بی‌نيازی از هر چيزی دلالت دارد مشخص سازند.

آيه‌ای که برای تأييد قرآن‌بسندگی مورد توجه قرار گرفته‌شده:

«وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ؛ ما قرآن را که بيانگر هر چيز … بر تو نازل کرديم» (نحل/ 16، 89).

آياتی که بر حجيت روايات در تفسير دلالت دارند:

«وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ؛ و اين قرآن را که وسيله يادآورى است به سوى تو نازل کرديم ، تا براى مردم آنچه را که به سوى آنان نازل شده است بيان کنى» (نحل/ 16، 44)،

«وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا؛ آنچه را که رسول خدا به شما پرداخت آن را بگيريد و آنچه شما را از آن بازداشت از آن دست بداريد» (حشر/ 59، 7)،

«هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ؛ اوست که در ميان مردم عرب که خواندن و نوشتن نمى دانستند ، پيامبرى از خودشان برانگيخت؛ پيامبرى که آيات خدا را بر آنان تلاوت مى کند و آنان را به وسيله کارهاى شايسته و اخلاق نيکو رشد مى دهد و قرآن و معارف آن را به ايشان مى آموزد ، و آنان قطعاً پيش از اين در گمراهى آشکارى فرو رفته بودند» (جمعه/ 62، 2)

«وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ؛ و خدا و پيامبر را فرمان بريد ، باشد که مورد رحمت قرار گيريد» (آل عمران/ 3، 132)

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ؛ اى کسانى که ايمان آورده ايد ، خدا را اطاعت کنيد و از پيامبر و کسانى که امر شما را در اختيار دارند و از خودتان هستند پيروى نماييد.» ﴿نساء/ 4، ٥٩﴾

«وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَىٰ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ؛ و هنگامى که به آنان گفته مى شود : به سوى آنچه ( احکامى که ) خدا فرو فرستاده و به سوى اين پيامبر که بدانها حکم مى کند بياييد ، منافقان را مى بينى که از تو سخت روى برمى تابند.» (نساء/ 4، 61)

«وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَٰئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَٰئِكَ رَفِيقًا؛ و کسانى که از خدا و پيامبر اطاعت کنند ، با کسانى خواهند بود که خداوند آنان را از نعمت ولايت خويش برخوردار ساخته است . آنان پيامبران و راستى پيشگان و گواهان اعمال و شايستگان مقام ولايت الهى اند و نيکو رفيقانى خواهند بود.» ﴿نساء/ 4، ٦٩﴾

«مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَنْ تَوَلَّىٰ فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا؛ هر کس از پيامبر فرمان برد از خدا فرمان برده است ، و هر کس روى برتابد تو اندوهگين مباش ، زيرا ما تو را به عنوان نگهبان بر آنان نفرستاده ايم تا مسئول اعمالشان باشى و براى رويگردانى آنان مؤاخذه شوى.» ﴿نساء/ 4، ٨٠﴾

«وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَاحْذَرُوا فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا عَلَىٰ رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ؛ و خدا را اطاعت کنيد و از پيامبر فرمان بريد و از پليدى ها برحذر باشيد . پس اگر روى برتافتيد بدانيد که برعهده فرستاده ما جز ابلاغ آشکار پيام تکليفى نيست.» ﴿مائدة/ 5، ٩٢﴾

«وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَىٰ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُوا حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ؛ و چون به آنان گفته شود : به سوى آنچه خدا فرو فرستاده و به سوى پيامبر بياييد ، مى گويند : آنچه پدرانمان را بر آن يافته ايم ما را بس است . آيا در هر حال از راه و رسم پدرانشان پيروى مى کنند ، هرچند پدرانشان خود چيزى نمى دانستند و از سوى کسى نيز هدايت نشده بودند.» ﴿مائدة/ 5، ١٠٤﴾

«الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ مؤمنان کسانى اند که از اين فرستاده ، پيامبرِ درس ناخوانده که اهل کتاب او را نزد خود با همين نام و نشان در تورات و انجيل نوشته مى يابند ، پيروى مى کنند . مى يابند که آنان را به کار پسنديده فرمان مى دهد و از کار ناپسند بازشان مى دارد و پاکيزه ها را براى آنان حلال و پليدها را بر آنان حرام مى کند ، و بار گرانشان را از دوششان برمى دارد و بندها و زنجيرهايى را که بر آنان تحميل شده است از آنان فرو مى گذارد . پس کسانى که به او ايمان آورده و او را بزرگ داشته و يارى اش کرده اند و از قرآن ، اين کتاب روشنگرى که از جانب خدا نازل شده و قرين او و گواه راستگويى اوست پيروى نموده اند آنان نيکبخت خواهند بود.» ﴿أعراف/ 7، ١٥٧﴾

«قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُمْ مَا حُمِّلْتُمْ وَإِنْ تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ؛ بگو : خدا را اطاعت کنيد و از فرستاده اش فرمان بريد . پس اگر روى گردانديد و پيامبر را فرمان نبرديد ، به وى زيانى نمى رسد ، چرا که فقط برعهده اوست آنچه بدان تکليف شده است و برعهده شماست آنچه بدان تکليف شده ايد . و اگر از پيامبر فرمان بريد ، هدايت خواهيد يافت ، و بدانيد که بر رسول خدا جز ابلاغ آشکار پيام وظيفه اى نيست.» ﴿نور/ 24، ٥٤﴾

«وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ؛ و نماز را بر پا داريد و زکات بدهيد و حکم پيامبر را اطاعت کنيد ، اميد است که مورد رحمت خدا قرار گيريد و وعده جانشين شدن در زمين و تشکيل جامعه اى بر پايه دين اسلام بى ترس از دشمنان ، براى شما تحقق يابد.» ﴿نور/ 24، ٥٦﴾

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَلَا تُبْطِلُوا أَعْمَالَكُمْ؛ اى کسانى که ايمان آورده ايد ، خدا را اطاعت کنيد و از پيامبرش فرمان بريد و به جنگ با دشمنان دين برخيزيد و کارهاى پسنديده خود را با کوتاهى در امر جهاد تباه مکنيد.» ﴿محمد/ 47، ٣٣﴾

«لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نُهُوا عَنِ النَّجْوَىٰ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَيَتَنَاجَوْنَ بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِيَتِ الرَّسُولِ وَإِذَا جَاءُوكَ حَيَّوْكَ بِمَا لَمْ يُحَيِّكَ بِهِ اللَّهُ وَيَقُولُونَ فِي أَنْفُسِهِمْ لَوْلَا يُعَذِّبُنَا اللَّهُ بِمَا نَقُولُ حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمَصِيرُ؛ آيا به کسانى ننگريسته اى که از نجوا کردن نهى شده اند ولى هنوز از اين کار باز نايستاده اند و پيوسته به آنچه از آن نهى شده اند باز مى گردند ؟ آنان درباره گناه و تجاوز به حقوق مردم و سرپيچى از فرمان هاى پيامبر با يکديگر نجوا مى کنند ، و هنگامى که نزد تو مى آيند با چيزى بر تو سلام مى کنند که خدا با آن بر تو سلام نکرده است ، و در آن حال با خود مى گويند : اگر او پيامبرى بر حق است چرا خدا ما را به سبب آنچه به او مى‌گوييم و اين گونه اهانتش مى‌کنيم عذاب نمى‌کند ؟ بدانند که دوزخ براى آنان بس است که به آن درمى آيند و به آتشش مى سوزند و آن بد بازگشتگاهى است.» ﴿مجادلة/ 56،  ٨﴾

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَنَاجَيْتُمْ فَلَا تَتَنَاجَوْا بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِيَتِ الرَّسُولِ وَتَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَىٰ وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ؛ اما شما اى کسانى که ايمان آورده ايد ، هنگامى که با يکديگر نجوا مى کنيد ، از روى آوردن به گناه و تجاوز به حقوق مردم و سرپيچى از دستورات رسول خدا سخن مگوييد، بلکه در نجواهايتان از گرايش به کارهاى پسنديده و رعايت تقوا سخن به ميان آوريد و از خدا که به سوى او محشور مى شويد پروا بداريد.» ﴿مجادلة/ 56، ٩﴾

کسی که حجّت بودن روايات در تفسير قرآن را پذيرفته لازم است سه مسئله را بررسی کرده و به پرسش‌های مربوط پاسخ دهد. اين مسائل و پرسش‌ها عبارتند از:

حجت بودن روايات برای مطلق آيات يا برای آياتی خاص: اگر معتقد به حجت بودن روايات برای تفسير قرآن هستيم، گستره حجت بودن تا کجاست؟ روايات به طور مطلق حجت هستند يا فقط در عرصه خاصی نيازمند روايات هستيم؟

گستره آيات نيازمند روايات: اگر حجيت روايات را در گستره خاصی می‌دانيم اين گستره کدام است؟ به ديگر سخن، برای تفسير کدام آيات می‌توان به سنّت مراجعه کرد؟

اعتبارسنجی روايات تفسيری: در هر صورت، چه نوع سنّتی و با چه سطحی از اعتبار در تفسير قرآن حجيّت دارد؟

پرسش‌هايی در باره جايگاه روايات در روش‌شناسی تفسير علامه طباطبائی (ره)

برای بررسی جايگاه روايات در روش‌شناسی تفسير علامه طباطبائی (ره) لازم است به چند پرسش پاسخ داده شود:

يکم: روش تفسيری علامه که روش تفسير قرآن به قرآن ناميده می‌شود، چگونه با اعتبار حديث در تفسير قرآن قابل جمع است؟

دوم:نياز به روايات در تفسير چه گستره‌ای دارد؟

سوم: برای تفسير در گستره مورد نظر به چه رواياتی و با چه سطحی از اعتبار می‌توان تکيه کرد؟

VN:F [1.9.13_1145]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)