دو
ره راهنمایی را در قوچان گذراندم. قوچان محل اقامت مطلوبی برایم نبود. من با زمینهای روستایی وارد این شهر شدم و در طول سه سال اقامت در این شهر، به ضرورتهایی رسیدم که بیسابقه بود.
از جمله برای مقاومت در برابر خشونت نوجوانان هم سن و سالم دوستانم را به گونهای سازمان داده بودم که در سال سوم سه وزیر داشتم. مجید رمضانپور که بسیار صمیمی، شجاع و فداکار بود وزیر سمت راست. شاملو وزیر سمت چپ. دیگری که گمانم نامش بندیان بود وزیری بود که پشت سر من حرکت میکرد. بندیان توان جسمی چندانی نداشت؛ ولی دوست ما بود و میخواست همراه ما باشد. ما در برابر تهاجم دیگران از یکدیگر حمایت میکردیم. به ویژه آنها از من و بالاخص حمایتهای شگفت و فداراکارانه مجید رمضانپور از من. به یاد دارم گاهی که تعدادی با زنجیر و اشیا دیگر قصد حمله به من را داشتند، او مرا کنار میزد و یک تنه و با دست خالی با همه آنها درگیر میشد. یادش گرامی.
![]() |
سعید بهمنی


آخرین نظرات