اقدام به‌هنگام و گذر زمان

اقدام به هنگام و گذرزمان

آرزو

آرزو داریم به‌هنگام اقدام کنیم و هر کاری را در زمان خود انجام دهیم، اما کمتر اتفاق می‌افتد که به این امر موفق شویم. معمولا نسبت به گذر زمان بی‌خیال هستیم. برای اقدام به هنگام نیازمند شناخت، انگیزه و رفتارهایی هستیم که فراهم آمدن همه آنها، توفیق اقدام به هنگام را میسر می‌سازد.

قلمرو آسیب‌ها

این در حالیست که در هر سه حیطه شناخت، انگیزه و رفتارهای خود دچار آسیب هستیم. معمولا درک روشنی از سطح و عمق اقدام و هنگام مورد نیاز آن نداریم و شناخت خود در این باره را ترمیم نمی‌کنیم. انگیزه و عاطفه ما نسبت به  کار نیز در تمرکز بر انجام  آن تأثیر دارد. این حیطه را نیز سامان نداده‌ایم و گویی هیچ‌گ

اه از بُرد انگیزه و عاطفه خود نسبت به امور آگاه نیستیم و هرگز آن را مهندسی و مدیریت نکرده‌ایم. همچنین هر اقدامی نیازمند مهارت‌ها و عاداتی در رفتار است که بدون آنها انجام امور دشوار و کم‌نتیجه خواهد بود. نداشتن عادت‌های لازم و مهارت اندک در انجام کار سبب هرزرفت منابع فراوان و بهره‌وری کمی

نه است.

جمع مکسّر زمان

به این ترتیب نه کارشناسیم، نه هنگام‌شناس

؛ نه احساس و عاطفه منظبط و نیرومندی فراهم کرده‌ایم و نه در عمل ماهر و چابک هستیم؛ با این‌همه انتظار داریم ساعی سریعی باشیم که گوی سبقت از همه ربوده و پیش از همه به سرمنزل نجات رسیده است. انتظار داریم ما را به پیشتازی و پیشاهنگی بشناسند، در حالی که اصلا قافله را گم کرده‌ایم. اقدام به‌هنگام و چابک‌سواری در گذر زمان مؤلفه‌های متعددی دارد که هیچ به آن نپرداخته‌ایم. ما هر روز نقطه پایان فرصت‌های خود و دیگران را می‌بینیم و هیچ هشیار نمی‌شویم. اگر بخواهیم  زمانی را که گذرانده‌ایم مرور کنیم آن را منسجم و با ساختاری موزون نمی‌بینیم. گویی نمی‌توان آن را به جمع سالم جمع بست. تجمیع زمان ما تصویری جز جمع مکسّر ندارد. این جمع شکسته تفسیر همان خسرانی است که از چنبره‌اش رها نشده‌ایم. ساماندهی گرایش و عمل از سویی و هم‌افزایی در تعامل اجتماعی و مقاومت در آن می‌توانست ما را از این مهلکه خارج کند و جمع سالم زمان را برایمان رقم بزند.

پرسش

آیا وقت آن نرسیده برای یک بار هم که شده گذر زمان را به درستی ببینیم،‌ هشدارهای پایان‌پذیری فرصت‌ها را دریابیم و با همه توان شناخت و عاطفه و عمل خود را نسبت به شئون زندگی سامان‌دهی کنیم؟